۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۷

با حضور دکتر نجف لک زایی:

نشست علمی « دلالت‌های تمدنی فرانظریه دوفطرت» برگزار شد.

نشست علمی « دلالت‌های تمدنی فرانظریه دوفطرت» از سلسله مباحث فرایند تحقق تمدن نوین اسلامی با حضور جناب آقای دکتر نجف لک زایی، استاد و رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع) برگزار شد.

نشست علمی « دلالت‌های تمدنی فرانظریه دوفطرت» از سلسله مباحث فرایند تحقق تمدن نوین اسلامی با حضور جناب آقای دکتر نجف لک زایی، استاد و رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع) برگزار شد.

دکتر لک زایی بیان داشت: برای تمدن سازی همانند دیگر پدیده­ها چهار مرحله را در نظر می­گیریم. اول: تبیین نظریه و مکتب و نظام درباره تمدن، دوم: ترسیم نظریه برای اجرا؛ یعنی باید الگوها و فرایندهای اجرای آن را ترسیم کنیم، سوم: ترویج نظریه و الگو که چند بخش دارد. یکی ترویج نخبگانی و آشنا ساختن نخبگان با نظریه تمدن سازی ماست. دیگری ترویج عمومی است و تحقق نظریه نیز مرحله چهارم این فرایند است.

وی افزود: ضرورت ندارد که نظریه‌پرداز خود عهده‌دار اجرای نظریه باشد. ما در مرحله اول هستیم و مباحثی که در حوزه تمدن در جامعه مطرح می­کنیم از فقر نظریه رنج می­برد. یعنی ما الآن از یک نظریه تمدن اسلامی نمی­توانیم صحبت کنیم. یکی از سخت‌ترین بحث­های تمدنی همین وحدت تمدن و ملاک‌های آن است.

امروز قصد دارم فرانظریه­ ی دو فطرت را تبیین کنم که می­تواند در حوزه نظریه تمدن نیز به ما کمک کند. این نظریه ظرفیتی را در اختیار ما قرار می‌دهد تا نظریات مربوط به تمدن را نقد کنیم و خود نظریه­ای را پرورش و سپس ارائه دهیم. ازآنجاکه این نظریه می­تواند در ساحت‌های مختلف پشتیبان مباحث ما باشد آن را فرا نظریه می­نامیم. دو فطرت اصطلاح حضرت امام است و کلمه فرانظریه را نیز خود من بر سر این عبارت گذاشتم.

برداشت بنده این است که مسئله‌ای که امام به‌عنوان دوفطرت مطرح کرد یک فرانظریه است. تا آنجا که ما اطلاع داریم، امام خمینی نیز از استادشان جناب آقای شاه‌آبادی متأثر هستند و در حقیقت قبل از امام، مرحوم شاه‌آبادی بحث دو فطرت را مطرح کردند. اگرچه خود امام به این بحث افزوده‌هایی دارند. همه دستگاه فکری امام روی دو فطرت بنا می­شود. بحث­های ولایت‌فقیه، اصولی و کلامی ایشان مبتنی بر فرانظریه دو فطرت است. امام در آثار مختلف خود این موضوع را به بحث گذاشته، اما در کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل تفصیلاً به آن پرداخته است. پس‌ازآن به‌صورت خلاصه در کتاب چهل حدیث ذیل آیه فطرت به آن اشاره کرده است. بحث امروز ما مبتنی بر کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل است.

در ساحت تمدن از هشت نوع تمدن می­توان صحبت کرد؛ که یکی از آن‌ها تمدن عقل محور است. این تمدن توحیدی بوده و قرب الهی و دوری از طاغوت را مدنظر دارد همانند آنچه پیامبر بنا نهاد. در این تمدن فطرت مخموره ریاست انسان را برعهده‌گرفته و چنین انسانی تمدن و نهاد متعالی می­سازد و دغدغه مدنی‌یتش متعالی خواهد بود.

تمدن سازی یک حرکت است و باید از مبدائی شروع و به سمت یک مقصد حرکت کند و ازآنجاکه مقصد لقاء الهی است هر مقدار که حرکت کرده و پیش برویم باز هم ادامه دارد. ما شش محور در تمدن سازی داریم. مبدأ، مقصد، محرک، متحرک، مسیر (مکان) و مسافت (زمان) مبدأ ما توحید است و مقصد نیز توحید است. عقل در نقش محرک بازی کرده و سه قوه انسان را متحول می‌کند. متحرک نیز در مرحله اول انسان و در مرحله بعد نهادهای اساسی ما یعنی خانواده، جامعه، دولت و امت اسلامی خواهند بود. زمان و مکان نیز از این عالمی که در آن حضور داریم شروع می­شود تا عالم چهارم. در این فرایند نقطه شروع عالم ماده بود و پایان آن رسیدن به عالم لاهوت می­باشد.

ما باید نظریه‌پردازی کرده و تصور خود از وضع مطلوب تمدنی را مشخص کنیم. مثلاً این‌طور فرض کنیم اگر ما تمدنی اسلامی داشتیم به چه صورت بود؟  ما باید تصوری از وضع مطلوب داشته باشیم که این حدیث با تبیینی که امام دارند به ما کمک می­کند. از نظر امام اگر دین ملازم با تمدن نباشد، تمدن توان عروج نخواهد داشت. اینجاست که پایه ولایت‌فقیه چیده می­شود.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *