تاریخ بارها نشان داده که سراب سازش، سرانجامی جز غفلت و پشیمانی برای ملتها ندارد؛ حقیقتی که اینبار حتی کارشناسان سرشناس غربی هم ناچار به بازگویی آن شدهاند.
وقتی اقتصاددان و تحلیلگری چون جفری ساکس از دل خود ساختار غرب بیپرده اعتراف میکند که «هیچ توافقی از طریق مذاکره حاصل نخواهد شد، چون آمریکا اساساً اهل مذاکره نیست»، نباید آن را صرفاً یک تحلیل سیاسی گذرا دید؛ این گواهی عینی بر همان سنّت لایتغیّری است که قرآن کریم قرنها پیش به ما گوشزد کرد:
«وَلَن تَرْضَىٰ عَنکَ الْیَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ» (بقره، ۱۲۰). حقیقتِ استکبار همین است؛ عطش سیریناپذیر برای سلطه مطلق، که هیچ زبانی جز زبان قدرت و ایستادگی را به رسمیت نمیشناسد.
خوشخیالی است اگر گمان کنیم پشت نقاب لبخندهای دیپلماتیک کاخ سفید، عهدی پایدار نهفته است. امیرالمؤمنین علی (ع) در نهجالبلاغه چه زیبا و کوبنده هشدار میدهند:
از دشمن پس از هر صلحی سخت برحذر باش، چراکه او گاهی نزدیک میشود تا غافلگیر کند. میز مذاکره برای طاغوت، نه ابزار تفاهم، بلکه دامی است برای تحمیل شروط خفتبار و خلع سلاح ارادهها.
هر گام عقبنشینی در برابر مستکبر، تنها اشتهای او را برای بلعیدن عزت و تمامیت یک ملت حریصتر میکند؛ چراکه عزت و امنیت واقعی هرگز ارمغانِ میزهای پرخدعه نبوده، بلکه ثمرهٔ اقتدار و ایستادگی درونزاست.
از این رو، سرنوشت جوامع نه در راهروهای بیرمق سیاستبازیهای سرابگون، بلکه در میدان ایمان، بصیرت و مقاومت رقم میخورد و بیتردید فتح و گشایش نهایی نیز از آنِ کسانی خواهد بود که به جای دل خوش کردن به امضای پیمانشکنان تاریخ، بر وعده تخلفناپذیر نصرت الهی تکیه میکنند.