راه پیمایی روز قدس ضربه بزرگی بر پیکره صهیونیست ها
8 فروردین, 1404✍🏻 حزب الله زنده است….
حقیقت این است که انتظار از حزبالله به مثابه یک ارتش، همانطور که پیش از جنگ بود، دیگر درست نیست. اینکه تصور کنیم حزبالله به مانند یک ارتش کلاسیک عمل کند و حملات موشکی – پهپادی گسترده اجرا کند همانند آن چیزی که پس از ۲۰۰۶ پدید آمد، تقریبا دیگر بیمعناست.
حزب الله
حزبالله و مقاومت زنده است و وجود دارد اما دیگر به شکل قبل نیست و بیشتر میتوان آن را یک نیروی نامتقارن دانست که مثل سالهای دهه ۷۰، ۸۰ و ۹۰ میلادی ضربات جبران ناپذیری وارد میسازد. آیا وضع به همین منوال میماند؟ بعید است که چنین بماند زیرا بازسازی و بازیابی ساختاری و سازمانی مقاومت انجام شده اما مسائل دیگر مانند روحیه، تسلیحات، امداد و پشتیبانی، مالی، بازسازی عمرانی و … هنوز وجود دارد کما اینکه مقاومت لبنان محدود و منحصر به حزبالله نمیماند و گسترش خواهد یافت.
مهمترین مسئله حزبالله در میان این موارد، بحث روحی است یعنی آنها اصطلاحا باید خود را باور کنند و مجددا برخیزند که شیخ نعیم نیز به دنبال همین است و تا حد زیادی موفق بوده است. در این میان اما فشارها همچنان در بالاترین سطح وجود دارد، چه فشار خارجی شامل حملات رژیم، حملات جولانی، نبود سوریه به شکل سابق و حصر لبنان و چه فشارهای داخلی از سوی دولت و مزدوران آمریکا شامل فشارهای مالی و اقتصادی که با هدف خشکاندن منابع مالی حزب انجام میشود تا تلاش برای حصار کامل و فشارهای سیاسی مانند حذف حزب الله و شیعیان از عرصه سیاسی در دولت و پارلمان جهت هموار کردن قدمهای بعدی تا خلع سلاح مقاومت.
در این شرایط که گویی با هدف قیچی کردن حزبالله از داخل و خارج انجام میشود، تحلیل رهبری حزبالله بر این است که ورود به یک درگیری گسترده جدید، مجددا شوکی است که باعث نابودی باقی مانده هر چیز میشود. البته پس از شهادت سیدحسن نصرالله، مرز میان برخی جریانهای حزبالله آشکار شد که نظرات متفاوتی داشتند که بر روی طیف شامل جریانی میشود که عقیده دارد باید در سطح علنی فاصله گرفت و به فکر بازسازی بود تا جریانی که عقیده دارد تداوم وضع موجود سم است و باید هر چه زودتر وارد درگیری شد.
میانه طیف نیز شیخ نعیم قاسم قرار دارد که معتقدند مقاومت باید تداوم یابد و نقش خود در محور را حفظ کند اما به فکر بازسازی چه عمرانی و چه تشکیلاتی نیز بود. خلاصه امر این است که حزبالله فعلاً در دوره صبر قرار دارد تا هم بازسازیاش پیش رود، هم زیر ضربه جدید قرار نگیرد. تداوم این دست حملات رژیم نیز سخت است زیرا هم باعث ضربه روحی میشود و هم فشارهای داخلی درون حزب را افزایش میدهد اما از جهتی به نفع مقاومت است زیرا به زودی همه را به این نتیجه میرساند که اولاً مقاومت مشروع است و ثانیاً از رئیس جمهور و نخست وزیر و سازمان ملل و آمریکا و فرانسه و سعودی آبی گرم نمیشود و این مقاومت است که میتواند سپر عزت لبنان باشد هر چند دشمنان داخلی لبنان تلاش دارند بگویند راهکار پایان همین حملات نیز خلع سلاح حزب الله است.
نهایتاً
۱) صورتی که وضعیتی ادامه یابد که در آن حزبالله، مقاومت و شیعیان در معرض خطر موجودیتی قرار گیرند، آن زمانی است که طوفان میآید و نه دشمنان داخلی و نه دشمنان خارجی در امان از این طوفان نخواهند بود اما کسی نیز نفع نمیبرد.
۲) احتمال کمی دارد که حزب الله این حملات رژیم را کاملا بی پاسخ بگذارد و احتمالاً پاسخی معادلهساز در راه خواهد بود، اما به شیوههای متفاوت( این یک تحلیل است و بر مبنای اخبار یا اطلاعات خاصی نیست).
لینک ها