حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

سه شنبه, ۱۱ آذر , ۱۳۹۹ 16 ربيع ثاني 1442 Tuesday, 1 December , 2020 ساعت ×

سیره امام صادق(ع) در تعامل با اهل سنت

شناسه : 2335 ۱۱ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۰:۳۰ 205 بازدید ارسال توسط : نویسنده : حبيب زماني محجوب منبع : روابط عمومی پژوهشگاه

سیره امام صادق(ع) در تعامل با اهل سنت چکیده سیره اهل بیت(ع) با اهل سنت یکی از شاخص‌ترین الگوها برای تحقق وحدت اسلامی است. در این میان سیره امام صادق، رئیس مذهب جعفری و استاد بنیانگذاران مذاهب اهل سنت، به واسطه تعامل بیشتر با اهل سنت، اهمیت بیشتری دارد. امام صادق(ع) را می‌توان بهترین شاخصه […]

سیره امام صادق(ع) در تعامل با اهل سنت
پ
پ

سیره امام صادق(ع) در تعامل با اهل سنت
چکیده
سیره اهل بیت(ع) با اهل سنت یکی از شاخص‌ترین الگوها برای تحقق وحدت اسلامی است. در این میان سیره امام صادق، رئیس مذهب جعفری و استاد بنیانگذاران مذاهب اهل سنت، به واسطه تعامل بیشتر با اهل سنت، اهمیت بیشتری دارد. امام صادق(ع) را می‌توان بهترین شاخصه تقریب مذاهب اسلامی در شیعه محسوب کرد که به لحاظ ارتباط فکری و فرهنگی کامل و ممتاز خود با نحله‌های اهل سنت، بسیار مورد تأیید و توجه آنان بوده‌اند. این نوشتار بر این هدف است با تبیین سیره امام صادق با اهل سنت، الگوی کاربردی را پیش روی پیروان ایشان در برخورد با برادران سنی مذهب ترسیم نماید.
یافته های تحقیق حاکی از این است که امام صادق(ع)، همانند سایر ائمه شیعه علیهم‌السلام، همواره خود را ملزم به مراوده و همنشینی با سایر مسلمانان در تمامیِ سطوحِ زندگیِ دینی و اجتماعی می دانست و هیچ‌گاه شیعه را به عنوان یک مذهب یا فرقه جدا از جامعه اسلامی در نظر نمی‌گرفت و شیعیان را نیز به رعایت احترام و همزیستی مسالمت آمیز با عموم مسلمانان امر می نمود.
واژه های کلیدی: امام صادق، اهل سنت، ابوحنیفه، وحدت، مدارا.

مقدمه
در روزگار کنونی جهان اسلام آماج توطئه های شوم استکبار جهانی است و روز به روز فتنه افکنی دشمنان برضد اسلام و مسلمانان بیشتر می شود. یکی از مهم‌ترین حربه‌های دشمنان در این زمینه ایجاد اختلاف و تفرقه است. راه رهایی از این توطئه نیز حفظ وحدت و برادری است. تاکنون کتاب ها و مقالات بسیاری در این باره نگاشته شده، ولیکن این بحث پردامنه ای است که همواره ضرورت توجه و پژوهش درباره آن احساس می¬شود.
این نوشتار سیره امام صادق(ع) را در تعامل با اهل سنت و توجه ایشان به مسئله وحدت اسلامی را بررسی می کند. هرچند تاکنون مقاله مستقلی در این باره نگاشته نشده است، ولی در برخی کتاب¬های مربوط به زندگانی امام صادق(ع) مطالب خوبی در این باره بیان شده است. بی شک، بهترین منبع در این باره، که مطالعه آن برای محققان و مبلغان عزیز ضروری به نظر می رسد، کتاب ارزشمند الامام الصادق و المذاهب الاربعه است که فاضل و عالم عراقی، مرحوم اسد حیدر، با رویکردی تقریبی، به رشته تحریر درآورده است. این کتاب، که به راستی دائره المعارف مهم درباره شناخت شخصیت و شرایط زندگی علمی، سیاسی و فرهنگی امام صادق است، نخستین بار در سال ۱۳۷۵قمری در نجف به زیور طبع آراسته گردید. هرچند در برخی کشورهای عربی نشر این کتاب ممنوع و دراختیار داشتنش جرم محسوب می شد، ولی هم اکنون هر محقق و خطیبی، چه شیعه و چه سنی، برای مطالعه و بررسی دقیق زندگانی امام صادق ناگزیر از مراجعه به این اثر ارزشمند است. این کتاب با عنوان «امام صادق و مذاهب اهل سنت» به فارسی ترجمه و و در هشت جلد توسط دانشگاه ادیان و مذاهب منتشر شده است. از دیگر تحقیقات جدید درباره این موضوع، کتاب پیشوایان شیعه، پیشگامان وحدت اثر مهدی مسائلی است که مطالبی بسیار مفید و در عین حال مختصر درباره رفتار امام صادق با اهل سنت دارد و مطالعه آن به مخاطبان پیشنهاد می شود.
در این نوشتار ابتدا ضرورت و اهمیت وحدت اسلامی تبیین و سپس روش و منش امام صادق در تعامل با اهل سنت مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

اهمیت و ضرورت وحدت
وحدت‌ اسلامی‌ یکی‌ از مهم‌ترین‌ ضرورت‌های‌ تاریخی‌، اجتماعی‌ و سیاسی‌ مسلمانان‌ در جهت‌ ایستادگی‌ و پویایی‌ و هویت‌ امت‌ اسلامی‌ و از مهم‌ترین‌ عوامل‌ عزت‌ و پیروزی‌ آنها در همه صحنه‌هاست؛ و در مقابل‌، تفرقه‌ و اختلاف جز خواری و شکست و به‌ هدر رفتن‌ نیروهای‌ فکری‌ و سرمایه‌های‌ انسانی‌ امت‌ اسلامی‌ نتیجه ای نخواهد داشت‌.
دعوت‌ به‌ وحدت‌ و یگانگی‌ مسلمانان‌، و پرهیز از تفرقه‌، از دستورهای‌ قرآن‌ و سیره‌ نبی‌ اکرم‌(ص) و اولیای‌ دین‌ است‌. قرآن‌ کریم‌ مسلمانان را امت واحده خوانده است: «ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون» (انبیاء: ۹۲) و مؤمنان را برادر یکدیگر معرفی کرده: «انما المؤمنون اخوه فأصلحوا بین اخویکم» (حجرات:۱۰) و همه مسلمانان‌ را به‌ وحدت‌ و پرهیز از تفرقه‌ فرا می‌خواند؛ «وَ اعْتَصمُوا بحَبْل‌ للّه‌ جَمیعاً وَلاَ تَفَرِّقُوا» (آل‌ عمران: ‌۱۰۳). بنابراین‌ اتحاد و انسجام‌ امت‌ اسلامی‌ یک‌ ضرورت‌ و تفرقه‌ یک‌ عمل‌ نادرست و مفسد و زیان‌بار از نظر دین‌ و عقل‌ است‌: «وَلاَتَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَب‌َ ریحُکُم‌ْ»(انفال:‌۴۶)
همچنین کوشش‌ برای‌ وحدت‌ و برادری‌، حرکت‌ در جهت‌ رهنمودهای‌ الهی‌ و اقتدا به‌ سنّت‌ پیامبر و اولیای‌ دین‌ است؛ چراکه سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام نیز بیانگر این است که نزد ایشان حفظ وحدت امت اسلام و جلوگیری از نابودی آن بر همه چیز مقدم است، و آن بزرگواران در این مسیر از حقوق خود گذشته و صبر پیشه نمودند. از این منظر می‌توان سکوتِ امام علی ، صلحِ امام حسن، و ولایت‌عهدی امام رضا- علیهم السلام- را در راستای حفظِ وحدت و یکپارچگی مسلمانان تفسیر کرد. امام صادق نیز، به تأسی از قرآن و اجداد بزرگوارشان، مسلمانان را برادر خوانده است(حر عاملی، ۱۴۱۴ق، ج۱۵: ۱۰۹).
برخی شیعیان گمان می کنند که موضوع وحدت میان شیعه و اهل سنت، یک امر صوری و به صورت تقیه است و ما نمی توانیم با اهل سنت تعامل دوستانه داشته باشیم؛ در حالی همه مسلمانان باید توجه داشته باشند اختلاف در پاره ای از مسائل مانع اخوت اسلامی و وحدت مسلمانان نمی شود. وقتی اسلام به مسلمانان سفارش می کند که با پیروان ادیان آسمانی و مکاتب دیگر بشری با عدل و مسالمت رفتار شود و آنان را به مشترکات توجه می دهد: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَهٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عمران: ۶۴)؛ بگو ای اهل کتاب بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را غیر از خدای یگانه به خدایی نپذیرد هرگاه سرباز زنند بگویید گواه باشید که ما مسلمانیم»، پس تکلیف ما در برابر برادران دینی امان مشخص است.
همچنین بایستی توجه داشت در بحث‌ وحدت‌ اسلامی‌، باید بین‌ وحدت‌ مذاهب‌ و وحدت‌ امت‌ اسلامی‌ تفکیک‌ قایل‌ شد و این‌ دو را باهم‌ خلط‌ نکرد. وحدت اسلامی بدان معنا نیست که از اعتقادات به حقمان کوتاه بیاییم و دست برداریم، بلکه باید در عین پایبندی به اعتقادات خود، مبنای معاشرت با آنان را بر محور مشترکات بگذاریم و از ورود به مباحث اختلاف برانگیز خودداری نماییم. حال اگر شرایط را برای اثرگذاری بر اعتقادات نادرست آنان مساعد دیدیم و مطمئن شدیم که از عهده این کار برمی آییم، می توانیم دوستانه و دلسوزانه، برادر مسلمان خود را ارشاد نموده او را نسبت به باورهای نادرستش آگاه نماییم. بنابراین‌ مقصود از وحدت‌ امت‌ اسلامی‌ این‌ است‌ که‌ همه مذاهب‌ اسلامی‌، اختلافات‌ خود را کنار بگذارند و بر آن‌چه‌ که‌ نسبت‌ به‌ آن‌ اتفاق‌نظر دارند، تأکید کنند و مقصود این‌ نیست‌ که‌ از بین‌ مذاهب‌ و عقاید موجود یکی‌ انتخاب‌ شود و بقیه‌ بدون‌ تعصب‌ و تصلب‌ نسبت‌ به‌ عقاید خود، بر یک‌ مذهب‌ مورد قبول‌ توافق‌ نمایند، و یا این‌که‌ همه‌ از نو عقاید خود را در قالب‌ مذهب‌ جدید و جامع‌تری‌ که‌ اصول‌ همه‌ مذاهب‌ موجود را در بر می‌گیرد، ارایه‌ نمایند؛ زیرا این‌ امر نه‌ معقول‌ و نه‌ منطقی‌ است‌ و نه‌ مطلوب‌ و عملی‌ (مسائلی، ۱۳۹۳، ۱۶).
بهترین شیوه در رفتار با اهل‏سنت آن است که، بدون تحریک احساسات و بروز تعصبات، بر نقاط مشترک تکیه کنیم و در مقابل دشمنان اسلام و مستکبران، با تمامی مسلمانان وحدت سیاسی خود را حفظ کنیم و بیشتر از فضایل اهل‏بیت و تعالیم و سیره آنان صحبت کنیم، که در پرتو این گفتگوها محبت هر چه بیشتر به دست آید و طبیعى است که به دنبال «محبت»، « پیروى » خواهد آمد. بر این اساس مسئله دوستی با دوستان اهل بیت(ع) و دشمنی با دشمنان آنان، منافاتی با وحدت اسلامی بین شیعه و سنی ندارد؛ زیرا چنان نیست که اهل تسنن از دشمنان اهل بیت(ع) باشند؛ بلکه بسیاری از آنان به حکم آیه شریفه «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی؛» (شوری: آیه ۲۳)دوستی و مودّت اهل بیت را واجب می‏شمارند. بنابراین، دستور دشمنی، تنها شامل کسانی می‏شودکه با اهل بیت‏(ع) از سرناسازگاری درآمده‏ و با آنان به مقابله برخاسته‏اند؛ مانند حاکمان ستمگر و یاوران آنها و یا ناصبی‏ها(مسائلی، ۱۳۹۳، ۱۹).
امام صادق و اهل سنت
سیره و برخورد امام صادق با اهل سنت کاملاً برادرانه و صمیمانه بوده است. امام صادق همه مسلمانان را فرزند اسلام و برادر همدیگر می خواند(حر عاملی، ۱۴۱۴ق، ج۱۵: ۱۰۹). حضرت در برخورد با عامه مسلمان‌ها، شیعه را به‌عنوان فرقه‌ای که یک قرائت خاص دارند، جدا نکرد و بحث تبیین اسلام را مبنای کار خود قرار داده بودند و همه مسلمانان از وجود ایشان استفاده می‌کردند؛ ازاین¬رو، امام صادق(ع) غیر از مقام امامت و هدایتی که برای شیعیان داشته، منشأ خیری برای تمام مسلمین بوده ‌است. بسیاری از شاگردان حضرت و راویانی که تعداد آن¬ها بیش از چهار هزار ذکر شده است، جزو اهل سنت بوده‌اند. خانه امام محل رفت¬وآمد بزرگان اهل سنت بود و ایشان در آن زمان مرجعی برای حل مشکلات آنان به شمار می رفت. توصیه‌های فراوانی از امام صادق(ع) نسبت به برادران اهل سنت وجود دارد که حضرت به آن‌ها تذکراتی داده‌، روش‌های نادرستشان را متذکر شده‌اند.
امام صادق نه تنها خود تعامل بسیار خوبی با اهل سنت داشتند، شیعیان را نیز به برخورد مناسب و دوستانه با آنان سفارش می کرد؛ چنان¬که وقتی یکی از یاران امام صادق علیه السلام از حضرت می پرسد: ما شیعیان در معاشرت با اقوام و عشیره خود و یا سایر طبقات مردم که در سلک مذهب ما نیستند، چه وظیفه ای داریم؟ آن حضرت پاسخ می دهند: «به رهبران خود بنگرید که مقتداى شما هستند، و با مردم (منظور غیر شیعیان)، به همان گونه معاشرت کنید که رهبران شما معاشرت مى‏کنند؛ به خدا سوگند که رهبران شما از بیماران مردم عیادت مى‏کنند، جنازه‏هایشان را تشییع مى‏کنند، در محضر قضاتشان حاضر مى‏شوند و به سود و ضرر آنها [هرچه حق باشد] گواهی می‌دهند و امانت آنان را نگهدارى مى‏کنند و باز پس مى‏دهند.» (حر عاملی،۱۴۱۴ق، ج۱۲: ۶) در نقل دیگری است که امام می‌فرماید: «اقْرَأْ عَلى‌ مَنْ تَرى‌ أَنَّهُ یُطِیعُنِی مِنْهُمْ وَ یَأْخُذُ بِقَوْلِیَ السَّلَام»؛ به هر کس مواجه شدی و فکر کردی از من اطاعت می‌کند، سلام مرا به او برسان و سپس توصیه‌هایی می‌کند که با اهل سنت بهترین رفتار را داشته باشید، «صَلُّوا عَشَائِرَکُمْ، وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ، وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ، وَ أَدُّوا حُقُوقَهُم»؛ در میان این‌ها نماز بخوانید، در تشییع جنازه‌شان شرکت کنید، مریض‌هایشان را عیادت کنید و حقوقشان را ادا کنید. در انتها می‌فرماید: به‌گونه‌ای رفتار کنید که وقتی این افراد شما را با این رفتار پسندیده می‌بینند، بگویند او شیعه است و پیرو امام صادق (ع) است(حر عاملی،۱۴۱۴ق، ج۸: ۴۳۰).
نکته مهم در معاشرت امام با دیگر مسلمانان این است که همواره به موضوع تفاوت سطح شناخت و درک مسلمانان نسبت به جایگاه الهی ایشان توجه داشت و با این رویکرد، با هرگروه رفتار خاص خود را داشت(مسائلی، ۱۳۹۳، ۴۲). بنابراین در چگونگى رفتار با اهل سنت و دیگر فرقه‏هاى مذهبى باید به این نکته مهم توجه کرد و حساب «سردمداران بدعت‏گذار و دانایان لجاجت پیشه» را از «ناآگاهان عبودیت پیشه» جدا است. دشمنان اهل بیت سردمداران گمراهی و ظلالت هستند و آنچه درباره «تبرى» و لزوم «بغض» گفته شده است، بیشتر درباره گروه اول است. اما عموم مردم و پیروان ناآگاه، در تشخیص حق اشتباه کرده‏اند. ما نیز در رفتار با آنان باید نگاه محبت‏آمیز و هدایتگر داشته باشیم.
درمجموع رفتار امام صادق در برخورد با گروه¬های مخالف عقیدتی، از جمله اهل سنت، توأم با احترام و به صورت نصیحت، ارشاد، احتجاج، شرکت در جلسات مناظره و ارائه جواب های محترمانه به سؤال های آنان بود.

همنشینی با اهل‌سنت‌
امام صادق(ع) چنان رفتار پسندیده ¬ای با علمای اهل سنت داشت که این افراد احساس نمی‌کردند با شخصیتی روبرو هستند که ریاست مذهب مخالف آن‌ها را به عهده دارد؛تا جایی که این افراد مرید و هم‌نشین امام صادق(ع) می‌شدند؛ همواره با حضرت بودند و سفرهای بسیاری با حضرت رفتند و در منزل امام صادق(ع) حضور پیدا می‌کردند.
عالی‌ترین‌ شخصیت‌های‌ محبوب‌ اهل‌ سنت‌ بخش زیادی‌ از علوم‌ و دانش‌ خود را از مکتب‌ امام‌ باقر(ع) و امام‌ صادق‌(ع) فرا گرفته‌اند و افتخار می‌کردند که‌ شاگرد ائمه بوده‌اند. این بزرگان دینی، اهل‌بیت(ع) و به¬ویژه امام صادق(ع) را به‌خوبی می‌شناختند و به فضل و علم و منزلت اهل‌بیت(ع) پی برده بودند. ابو زهره عالم سنی می‌نویسد: هیچ‌کدام از علمای اسلام در هیچ امری اجماع ندارند این‌گونه که بر فضل و علم امام صادق(ع) اجماع دارند(شاکری، ۱۴۱۷ق، ج۹: ۱۲۵؛ جعفریان، ۱۳۹۱، ۳۹۹). ابوحنیفه که دو سال در مجالس درس امام‌صادق علیه‌السلام حضور یافته است، راجع به آن سال‌ها می‌گوید: لَولا السَّنتان لَهَلَکَ النُعمانُ؛ اگر آن دو سال نبود، نعمان [ابوحنیفه] هلاک می‌شد(الجندی، ۱۳۹۷، ۲۵۲) مالک بن انس نیز، که از محضر علمی امام صادق بهره برده است، در باره عظمت و شخصیت علمی و اخلاقی امام صادق(ع) می گوید: هیچ چشمی ندیده است و هیچ گوشی نشنیده است و بر دل هیچ بشری خطور نکرده است کسی‌ ازجهت فضل و علم و عبادت و ورع برتر از جعفر الصادق بوده باشد( ابن‌ حجر عسقلانی‌، ۱۹۶۸م، ج‌ ۲: ۱۰۴). همو می گوید:«مدتی به حضور جعفر بن محمد می رسیدم. آن حضرت اهل مزاح بود. همواره تبسم ملایمی برلب هایش نمایان بود. در طول مدتی که به خانه ی آن حضرت آمدوشد داشتم، او را ندیدم جز این که در یکی از این سه خصلت و سه حالت به سر می برد: یا او را درحال نماز خواندن می دیدم و یا در حالت روزه داری و یا در حالت قرائت قرآن. من ندیدم که جعفربن محمد بدون وضو و طهارت از رسول خدا(ص)حدیثی نقل کند. من ندیدم که آن حضرت سخنی بی فایده و گزاف بگوید. او از عالمان زاهدی بود که از خدا خوف داشت. ترس از خداسراسر وجودش را فراگرفته بود. هرگز نشد که به محضرش شرفیاب شوم، جز این که زیراندازی که زیرپای آن حضرت گسترده شده بود، آن را از زیرپایش برمی داشت وزیر پای من می گستراند.( قاضى عیاض یحصبى، بی تا، ج۱: ۵۵)

حضور در مراسم عبادی مسلمانان
توصیه‌های فراوانی از ائمه شیعه علیهم‌السلام درباره حضور پررنگ شیعیان در اجتماعات عبادی مسلمانان به دست ما رسیده است، یکی از جلوه‌های بارزِ این امر را می‌توان در تأکید فراوان ائمه اطهار بر حضور شیعیان در نماز جماعت اهل‌سنت و نمازگزاردن با آنها دید(مسائلی، ۱۳۹۳، ۲۸). روایات این بحث که شیخ حر عاملی در کتاب وسائل‌الشیعه آنها را در یک باب مستقل گردآورده است، دارای تأکیداتی شگفت می‌باشند، به گونه‌ای که در حدیثی از امام صادق، ثوابِ نماز با اهل‌سنت، معادلِ ثوابِ نماز با رسول خدا- صلی الله علیه و آله- و یا ثوابِ جهاد در راه خدا است(حرعاملی، ۱۴۱۴ق، ج۸: ۲۹۹-۳۰۰). اسحاق بن عمار می گوید: امام صادق به من فرمود: ای اسحاق! آیا با مخالفان در مسجد نماز می¬گزاری؟ گفتم:آری. امام فرمود: با آنان نماز بگزار که نمازگزارنده با آنان در صف اول مانند شمشیرکشیده در راه خداست(همان، ۳۰۱).
آیت الله خوئی نیز، پس از ذکر تعدادی از این روایات، با بیان اینکه چنین دستورهایی به جهت رعایت تقیه و خوف از ضرر نبوده است، زیرا اصحاب امام در آن زمان شناخته شده و معروف بودند، می¬نویسد: از این روایات استفاده می شود که حکمت مدارا با اهل سنت در نماز جماعت و مانند آن مبتنى بر ترس از ضرر نیست، بلکه رعایت مصلحت و اتحاد کلمه مسلمین است زیرا در آن روزگار، یاران امام به تشیع معروف بودند، بنابراین دستور امام به شرکت در نماز آنان، به جهت شناخته نشدن اصحاب نبوده، بلکه براى مؤدب کردنشان به اخلاق نیکو بوده تا با این رفتار، شیعه با اوصاف زیبا و دور از تعصب و عناد و لجاجت ممتاز شود و متخلق شوند به آنچه شایسته (ى شیعه بودن) است تا این که گفته شود خدا رحمت کند جعفر را که اصحاب خوبى تربیت کرده است(خوئی،بی تا، ج۴: ۳۱۶)
منطق علمی به دور از توهین به مقدسات مذهبی
منطق ائمه علیهم‌السلام منطقی علمی و استدلالی بوده است و چنین منطقی هیچ‌گاه با توهین و دشنام میانه ندارد.
مجموع روایات و سیرۀ عملی امام صادق نشان می دهد که آن بزرگوار به باورهاى اهل‌سنت حساس بود و به تحریک احساسات آن‌ها نمی‌پرداخت. امام صادق(ع) جدال و دشمنی در بیان حق را برای غلبه و پیروزی بر افراد نادرست می‌دانست. بارها در روایت آمده است که «إِیاکمْ وَ الْخُصُومَهَ فِی الدِّین»؛ دشمنی در دین را رها بکنید، چون‌که این روش‌ها ضرر و زیانشان بیش از منفعتشان است. اگر ما دلسوزانه در این راه قدم برمی‌داریم نباید فضا را به فضای دشمنی بکشانیم که طرف مقابل احساس کند با شما دشمنی دارد. این دید کلی امام صادق(ع) است که بارها متذکر شده‌اند. گزارش معروفی است که امام صادق(ع) باخبر شدند در مسجد، شخصی صریحاً به مخالفان آن حضرت دشمنام می‌دهد. امام صادق(ع) می‌فرمایند «مَا لَهُ -لَعَنَهُ اللَّهُ- یعْرِضُ بِنَا»(شیخ صدوق، ۱۴۱۴ق، ۱۰۷)؛ او را چه شده است، خدا لعنتش کند، با این کار متعرض ما می‌شود. با این کار باعث می‌شود مردم با دید منفی به امام و مکتب تشیع بنگرند.
همنشینی رؤسای مذاهب اهل سنت با امام صادق و شاگردی آنان از مسلمات تاریخی است. اگر امام صادق نیز همچون بعضی از افراد جاهل و لجوج، که در آن زمان نیز کم نبودند، به خلفای اهل‌سنت توهین و لعن می‌کردند، نه‌تنها نباید هیچ‌یک از بزرگان اهل‌سنت در محضر ایشان حضور می‌یافتند، بلکه آنان نیز در مقابل به نکوهش آن بزرگوار می‌پرداختند؛ این درحالی است که فقهای اهل‌سنت همیشه ایشان را منبع حقیقی علم و فضیلت و تقوا می‌دانستند؛ باآنکه خود از محورهای اختلافیِ عقیدتی با ایشان آگاه بودند. بی¬شک، امامت مذهب خاصی مثل مذهب شیعۀ امامیه و درعین‌حال محبوب و مراد پیشوایان مذاهب دیگر بودن، مدارای عمیق و وسیعی را در رفتار می‌طلبد تا باعث جذب و جلب‌نظر مخالفان شود؛ زیرا کوچک‌ترین برخورد تند و بدرفتاری باعث تنفر و دوری مخالفان می‌شود. ملاقات گسترده و طولانی بزرگان معتزله مثل عَمْرو‌بن‌عُبَید و واصل‌بن‌عَطاء و حَفْص‌بن‌سالم با امام‌صادق علیه‌السلام ازسویی و نیز بزرگانی چون سفیان ثُوری، مالک‌بن‌اَنَس، ابوحَنیفه، یحیی‌بن‌سعید انصاری، ابن‌جَرِیح، محمد‌بن‌اسحاق، شُعْبَه‌بن‌حَجّاج‌، اَیُّوب سِجِستانی و… ازسوی دیگر، همگی بیان‌کنندۀ رفتار میانه‌رو و مؤدبانه آن امام همام علیه‌السلام است (ر.ک. حسینی، ۱۳۸۳، ۵۰۶)
تحمل و مدارا
این شیوه در سیره ائمه، به ویژه امام صادق، فراوان دیده می شود. البته مدارا با مخالفان و عدم واکنش منفی در برابر آنها، به این شرط بود که اعمال آنان با مبانی و اصول دین اسلام منافاتی نداشت(خلیلی، ۱۳۸۵، ۱۱۶). برخورد منطقی امام صادق با ابوحنیفه و امثال او در مسائل فقهی و کلامی نمونه این مورد است. در زمان امام صادق(ع) خلیفه منصور دوانیقی، که همواره از عظمت اهل بیت به ویژه امام صادق(ع) رنج می برد، گاهی ابوحنیفه را، به عنوان مهم ترین دانشوران عصر، تکریم می کرد و او را تحریک می کرد که در برابر امام صادق(ع) بایستد. در این رابطه خود ابوحنیفه نقل می کند:«روزی منصور دوانقی کسی را نزد من فرستاد و گفت: ای ابوحنیفه! مردم شیفته ی جعفربن محمد شده اند، او در بین مردم از پایگاه اجتماعی وسیعی بهره مند است، تو برای این که پایگاه جعفربن محمد را خنثی کنی و در دید مردم از عظمت او به خصوص از عظمت علمی او بکاهی، چند مساله ی پیچیده و غامض را آماده کن و در وقت مناسب از او بپرس تا بلکه باناتوان شدن جعفر بن محمد از پاسخ¬گویی، او را تحقیر نمایی و دیگر، مردم شیفته ی او نباشند و از او فاصله بگیرند. در همین رابطه من چهل مساله ی مشکل را آماده کردم و در یکی از روزها، که منصور در «حیره » بود و مرا طلبید، به حضورش رسیدم. همین که وارد شدم، دیدم جعفربن محمد در سمت راستش نشسته است، وقتی که چشمم به آن حضرت افتاد، آن چنان تحت تأثیر ابهت و عظمت او قرار گرفتم که از توصیف آن عاجزم؛ حال آنکه با دیدن منصور خلیفه ی عباسی آن حال به من دست نداد. سلام گفتم و اجازه خواستم تا درکنارشان بنشینم.خلیفه با اشاره اجازه داد و در کنارشان نشستم. آن گاه منصورعباسی به جعفر بن محمد نگاه کرد و گفت: ابو عبدالله! ایشان ابوحنیفه هستند. ایشان پاسخ داد: بلی، او را می شناسم. سپس منصور به من نگاهی کرد وگفت: ابوحنیفه! اگر سوالی داری از ابوعبدالله، جعفربن محمد بپرس و با او در میان بگذار. من گفتم: بسیار خوب. فرصت را غنیمت شمردم و چهل مساله ای را که از پیش آماده کرده بودم، یکی پس از دیگری با آن حضرت درمیان گذاشتم. بعد از بیان هرمساله ای، امام صادق(ع) در پاسخ آن بیان می فرمود: عقیده ی شما در این باره چنین و چنان است، عقیده ی علمای مدینه در این مساله این چنین ا ست و عقیده ی ماهم این است. در برخی از مسائل آن حضرت با نظر ما موافق بود و در برخی هم بانظر علمای مدینه موافق بود و گاهی هم با هردو نظر مخالفت می کرد و خودش نظر سومی را انتخاب می کرد و بیان می داشت. من تمامی چهل سؤال مشکلی را که برگزیده بودم یکی پس از دیگری با او در میان گذاشتم و جعفر بن محمد هم بدین گونه ای که بیان شد به جملگی آن ها، با متانت تمام و با تسلط خاصی که داشت، پاسخ گفت. سپس ابوحنیفه بیان داشت: «همانا دانشمندترین مردم کسی است که به آراء و نظریه های مختلف دانشوران در مسائل علمی احاطه و تسلط داشته باشد و چون جعفربن محمد این احاطه را دارد، بنابراین او داناترین فرد است.» (ذهبی، ۱۹۹۸، ج ۶: ۲۵۷- ۲۵۸؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۴۷: ۲۱۷) اسد حیدر می نویسد همین رفتارهای مناسب و احترام آمیز امام صادق با ابوحنیفه بود که چنان تأثیری در وی نهاد که باعث شد ابوحنیفه از قیام های شیعی مانند محمد بن عبدالله بن حسن(ع)(نفس زکیه) و برادرش ابراهیم در برابر بنی عباس حمایت کند(ر.ک: اسد حیدر، ۱۳۹۲، ج۱: ۴۶۶).
مدارای امام صادق حتی نسبت به دشمنان نیز سبب حفظ عظمت ایشان می شد. ربیع، خادم منصور، نزد امام صادق آمد و از عصبانیت شدید منصور از امام گفت. امام نزد منصور رفت، سلام داد و نشست. منصور خطاب به امام گفت: به خدا قسم تصمیم دارم نخلستانهایتان را ببرم و مال و دارائیتان را بگیرم. امام صادق فرمود: ای امیر، خداوند ایوب را گرفتار ساخت، صبر پیشه کرد و به داود ناز و نعمت داد، شکرگزاری کرد و به یوسف قدرت و تمکن داد، او از خطای برادرانشان گذشت؛ تو از نسل آنانی، باید از آنان پیروی کنی. منصور سخن حضرت را پذیرفت و عصبانیتش فروکشید(کلینی، ۱۳۸۰، ج۲: ۵۶۳).
شدت توجه امام صادق به مدارا با مخالفان به اندازه ای بود که آن بزرگوار، حتی شیعیان را در مقابل توهین و تهدید و دشنام نیز به صبر فرا می‌خواند و از آن‌ها می‌خواست جز نیکی چیزی در میان آن‌ها و مخالفان وجود نداشته باشد(مسائلی، ۱۳۹۳، ۵۸). یکی از یاران امام‌صادق به نام مُرازِم می‌گوید: امام‌صادق علیه‌السلام براى رساندن نامه‌اى مرا مأمور کرد. هنگامی‌که خارج شدم، مرا صدا زد و فرمود: «اى مرازم، چرا بین تو و بین مردم [مخالفان] جز نیکى نباشد،[ یعنی با مخالفان به نیکی رفتار کن] گرچه به ما دشنام دهند»(طبرسی، ۱۳۷۹، ۱۲۸) امروز نیز وظیفۀ شیعیان این است که به همین روش اهل‌بیت علیهم‌السلام عمل کنند؛ زیرا «امروز هم دنیای اسلام و امت اسلامی نیازمند معارف امام‌صادق و اهل‌بیت است. دنیای اسلام محتاج دانستن معارفِ اهل‌بیت و تعالیم امام‌صادق و سایر ائمه است. [آن‌ها] باید [از معارفِ اهل‌بیت علیهم‌السلام] استفاده کنند. قشرهای مختلف و اقسام مختلف امت اسلامی، به‌این‌وسیله باید با یکدیگر هم‌افزایی کنند تا سطح معارف اسلامی بالا برود. لازمۀ این کار این است که حجابِ خصومت و دشمنی و کینه‌ورزی میان فرقه‌های مسلمان فاصله نیندازد. (حسینی خامنه ای‏، ۱/۱/۱۳۸۷).
احتجاج و مناظره(هدایت در سایه جدال احسن)
از مهم¬ترین مسئولیت های پیشوایان دین بیان دلیل و اقامه برهان های صادق بر مبنای معارف اسلامی است. امام صادق، با آنکه بیشتر عمر در محاصره حکومت بنی عباس بود، با احتجاج و اقامه دلایل در هدایت و راهنمایی حقیقت¬طلبان گمراه می¬کوشید. در کتاب هایی که با عنوان احتجاج و مناظره نوشته شده است، چنین برخوردهایی از امامان بزرگوار با مخالفان فکری و عقیدتی مسلمان فراوان مشاهده می شود(خلیلی، ۱۳۸۵، ۹۸).
امام صادق (ع) نظرات علمی‌شان را به‌گونه‌ای بیان می‌کردند که برای اهل سنت هم قابل اثبات باشد. ما شیعیان اگر یک سخن را از زبان امام صادق(ع) بشنویم حجت می‌دانیم و می‌پذیریم، اما اهل سنت چون نگاه شیعه را به اهل‌بیت(ع) ندارند، ممکن است دلیل و برهان بخواهند. امام صادق(ع) آنجا که برای اهل سنت صحبت می‌کرد، طبق مبانی فقهی خودشان از آیات قرآن کریم، سیره پیامبر و اهل بیت دلیل و برهان اقامه می‌کرد و این‌گونه معارف اسلامی را برای اهل سنت و سایر مسلمانان تبیین می‌فرمود و موجبات بهره مندی از تعالیم اهل بیت را برای آن ها فراهم می آورد؛ چنان¬که محمد بن عبدالرحمان معروف به ابن ابی لیلی، فقیه، محدث، مفتى و قاضى بنام کوفه هنگامى نزد امام صادق رفته، از آن حضرت پرسش هایى کرده، پاسخ هاى خوبى می شنود، خطاب به امام عرض می کند: شهادت می دهم که شما حجت هاى خداوند بر بندگانش هستید(شیخ صدوق، بی تا، ج۱: ۱۸۸).
مناظرات امام صادق نیز بر مبنای اصول و روش هایی بود(ر.ک: هوشنگی و شکرانی، ۱۳۹۱) از جمله اینکه برای روشن شدن موضوع سؤالی را مطرح می کرد تا عمق و ژرف اندیشی طرف مناظره را بیازماید. مناظره امام صادق با ابوحنیفه درباره قیاس شاهد خوبی در این باره است(ر.ک. اسد حیدر، ۱۳۹۲، ج۱: ۴۶۴). روزی ابوحنیفه به همراه عده ای از دوستانش به مجلس امام جعفر صادق علیه السلام وارد شد و اظهار داشت: یابن رسول الله! فرزندت، موسی کاظم علیه السلام را دیدم که مشغول نماز بود و مردم از جلوی او رفت¬وآمد می-کردند؛ و او آن ها را نهی نمی کرد، با این که رفت و آمدها مانع معنویت می باشد؟! امام صادق علیه السلام فرزند خود موسی کاظم علیه السلام را احضار نمود و فرمود: ابو حنیفه چنین می گوید که در حال نماز بودی و مردم از جلوی تو رفت و آمد می کرده اند و مانع آن ها نمی شدی؟پاسخ داد: بلی، صحیح است، چون آن کسی که در مقابلش ایستاده بودم و نماز می خواندم، او را از هر کسی نزدیک تر به خود می دانستم، بنابر این افراد را مانع و مزاحم عبادت و ستایش خود در مقابل پروردگار متعال نمی¬دانستم. سپس امام جعفر صادق علیه السلام فرزند خود را در آغوش گرفت و فرمود: پدر و مادرم فدای تو باد، که نگه دارنده علوم و اسرار الهی و امامت هستی. بعد از آن خطاب به ابو حنیفه کرد و فرمود: حکم قتل، شدیدتر و مهمتر است، یا حکم زنا ؟ابو حنیفه گفت: قتل شدیدتر است. امام علیه السلام فرمود: اگر چنین است، پس چرا خداوند شهادت بر اثبات قتل را دو نفر لازم دانسته؛ ولی شهادت بر اثبات زنا را چهار نفر قرار داده است؟!سپس حضرت به دنبال این پرسش فرمود: بنابراین باید توجه داشت که نمی توان احکام دین را با قیاس استنباط کرد. و سپس افزود: ای ابوحنیفه! ترک نماز مهمتر است، یا ترک روزه؟ ابو حنیفه گفت: ترک نماز مهمتر است. حضرت فرمود: اگر چنین است، پس چرا زنان نمازهای دوران حیض و نفاس را نباید قضا کنند؛ ولی روزه ها را باید قضا نمایند، پس احکام دین قابل قیاس نیست. بعد از آن، فرمود: آیا نسبت به حقوق و معاملات، زن ضعیف تر است، یا مرد؟ ابوحنیفه در پاسخ گفت: زنان ضعیف و ناتوان هستند. حضرت فرمود: اگر چنین است، پس چرا خداوند متعال سهم مردان را دو برابر سهم زنان قرار داده است، با این که قیاس برخلاف آن می باشد؟!سپس حضرت افزود: اگر به احکام دین آشنا هستی، آیا غایط و مدفوع انسان کثیف تر است، یا منی؟ابو حنیفه گفت: غایط کثیف تر از منی می باشد. حضرت فرمود: اگر چنین است، پس چرا غایط با قدری آب یا سنگ و کلوخ پاک می گردد؛ ولی منی بدون آب و غسل، تطهیر نمی شود، آیا این حکم با قیاس سازش دارد؟! پس از آن ابوحنیفه تقاضا کرد: یا ابن رسول الله! فدایت گردم، حدیثی برای ما بیان فرما، که مورد استفاده قرار دهیم؟ امام صادق علیه السلام فرمود: پدرم از پدرانش، و ایشان از حضرت علی علیه السلام روایت کرده اند، که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند متعال میثاق و طینت اهل بیت رسول الله صلوات الله علیهم را از اعلی علیین آفریده است و طینت و سرشت شیعیان و دوستان ما را از خمیر مایه و طینت ما خلق نمود و چنانچه تمام خلایق جمع شوند، که تغییری در آن به وجود آورند هرگز نخواهند توانست.بعد از آن که امام صادق علیه السلام چنین سخنی را بیان فرمود ابو حنیفه گریان شد؛ و با دوستانش که همراه وی بودند برخاستند و از مجلس خارج گشتند (شیخ مفید، ۱۴۱۳ق: ۱۸۹؛ مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۱۰: ۲۲)

نتیجه
امام صادق(ع) را می‌توان بهترین شاخصه تقریب مذاهب اسلامی در شیعه محسوب کرد که به لحاظ ارتباط فکری و فرهنگی کامل و ممتاز خود با نحله‌های اهل سنت، بسیار مورد تأیید و توجه آنان بوده‌اند. بسیاری از شاگردان امام صادق در مدینه از اهل سنت بودند و مجلس درس ایشان نمونه بارزی از جلوه تقریب مذاهب و رعایت الگوی آزاداندیشی در فضای علمی تمدن اسلامی بود.
درمجموع رفتار امام صادق در برخورد با گروه¬های مخالف عقیدتی، از جمله اهل سنت، توأم با احترام و به صورت نصیحت، ارشاد، احتجاج، شرکت در جلسات مناظره و ارائه جواب های محترمانه به سؤال های آنان بود.
امام صادق(ع) در آن عصر به وحدت مسلمین بیش از همه چیز توجه داشت و تعامل بسیار مناسبی با برادران اهل سنت داشته است. در نتیجه این برخورد خوب و با احترام، بزرگان دینی و فقهی اهل سنت نیز همواره توجه ویژه‌ای به امام(ع) داشته‌اند و مقام علمی و اخلاقی ایشان را ستوده اند.
مبلغان دین بایستی با مطالعه و بررسی سیره ائمه و تبیین رفتار مناسب و وحدت آفرین امامان معصوم، خاصه امام صادق، پیروان ایشان را به تأسی از سیره آن بزرگواران دعوت نمایند. بر شیعیان و پیروان شایسته و بایسته است که رهرو سیره امام صادق باشند و با تعامل مناسب با برادران اهل سنت و رعایت ادب و احترام نسبت به همدیگر، زمینه تحقق واقعی وحدت اسلامی را در سراسر جهان اسلام به ویژه کشور عزیزمان ایران فراهم آورند.

کتابنامه
ـ ابن‌ابی‌الحدید (۱۹۶۷م). شرح نهج البلاغه، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
ابن‌ حجر عسقلانی‌، احمد بن علی(۱۹۶۸). تهذیب‌ التهذیب‌، بیروت، دار صادر.
جعفریان، رسول(۱۳۹۱). حیات فکرى – سیاسى امامان شیعه، تهران: علم.
الجندى، عبدالحلیم(۱۳۹۷ق/ ۱۹۷۷م). الإمام جعفر الصادق(ع)، قاهره، بی نا.
حر عاملی‌، محمد بن‌ حسن(۱۴۱۴ق). وسایل‌ الشیعه‌، قم، نشر آل البیت لاحیاء التراث‌.
حسینى، سیدعلى(۱۳۸۳). مداراى بین مذاهب، قم، بوستان کتاب.
حیدر، اسد(۱۳۹۲). امام صادق و مذاهب اهل سنت، ترجمه محمدحسین سرانجام، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب.
خلیلی، عبدالرحمن(۱۳۸۵). شیوه های برخورد با پیشوایان دین اسلام با مخالفان، تبریز، مؤسسه تحقیقاتی علوم اسلامی-انسانی دانشگاه تبریز.
خوئى، سیدابوالقاسم(بی تا). کتاب الطهاره، قم، نشر مهر.
ذهبی، محمد بن احمد(۱۹۹۸). سیر اعلام النبلاء، بیروت،‌ موسسه الرساله.
شاکرى، حسین(۱۴۱۷ق). موسوعه المصطفى و العتره، قم، نشر الهادى.
شیخ صدوق (بی تا). من لا یحضره الفقیه، تصحیح و تعلیق علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین.
_______(۱۴۱۴ق/ ۱۹۹۳م). الاعتقادات فى دین الإمامیه، تحقیق عصام عبدالسید، بیروت، دار المفید للطباعه و النشر و التوزیع.
شیخ مفید(۱۴۱۳ق). الاختصاص، قم، موسسه النشر الاسلامی.
طبرسى، على بن حسن بن فضل(۱۳۷۹). مشکات الانوار فى غرر الاخبار، ترجمه عبدالله محمدی، قم، دارالثقلین.
کلینی‌، محمد بن‌ یعقوب(۱۳۸۰). اصول‌ الکافی‌، تهران‌، اسوه‌.
مجلسی‌، محمدباقر(۱۴۰۳)، بحارالانوار، بیروت، ‌مؤسسه الوفاء.
مسائلی، مهدی(۱۳۹۳). پیشوایان شیعه، پیشگامان وحدت، مشهد، آستان قدس رضوی.
هوشنگی، حسین و یاسین شکرانی(۱۳۹۱). «اصول و روش های حاکم بر مناظرات امام صادق»، مبانی و روش اندیشه علمی امام صادق، به کوشش احمد پاکتچی، تهران، دانشگاه امام صادق.
یحصبى، قاضى ابی الفضل عیاض(بی تا). ترتیب المدارک و تقریب المسالک، تصحیح احمد بکیر محمود، بیروت، منشورات دار المکتبه الحیاه.
یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب (۱۳۸۷). تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.