آیا ولایت فقیه استبداد نیست؟
شبهه: مطلقه دانستن ولایتِ ولی فقیه که مقام عصمت ندارد، باز کردن راه استبداد و حکومت ظالمانه بر مردم است.
پاسخ:
اوّلا، مطلقه بودن ولایت فقیه چنانچه برخی ممکن است تصور کنند و از همین باب چنین شبههای مطرح نمایند، به این معنا نیست که او ديگر هيچ محدوديتي ندارد و ملزم به رعايت هيچ گونه ضوابط و قاعدهاي در خط مشيگذاريها و اجراي دستوراتش نخواهد بود و هر چه دلش خواست فرمان میدهد اگرچه نامشروع و ظالمانه باشد در حالی که در ولایت پیامبر (ص) و معصومین (علیهم السلام) نیز چنین معنایی لحاظ نشده بلکه مطلقه بودن ولی فقیه به این معناست که همة اختیارات حکومتی که برای پیامبر اسلام (ص) و معصومین (علیهم السلام) ثابت بود برای ولی فقیه نیز ثابت است.[1] ولایت آنان در چارچوب دین و ضوابط و قواعدي است كه از جانب خداوند متعال براي آنان تعيين شده است تا جايي كه باریتعالی پیامبر گرامی اسلام (ص) را اين طور مورد خطاب قرار ميدهد و میفرماید: «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ! لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ! ثمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ(44-46)؛ اگر او سخنى دروغ بر ما مىبست، ما او را با قدرت مىگرفتيم، سپس رگ قلبش را قطع مىكرديم».
بنابر این پیامبر اسلام (ص) و معصومین (علیهم السلام) و در زمان غیبت ولی فقیه، مجری احکام و حدود الهی هستند که برای همه یکسان است و در اجرای آن نیز فرقی بین پیامبر اسلام (ص) و معصومین (علیهم السلام) و ولی فقیه نیست و تنها در چارچوب دین میتوانند، فرمان صادر کنند نه هرچه دلشان خواست. و لذا در اصل پنجم و اصل یکصد و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که بر اساس مبانی دینی تبیین شد، شرایط و وظایف قانونی ولی فقیه بیان گردید و در اصل یکصد و یازدهم آمده که اگر او فاقد این شرایط گردد از منصب خود عزل میشود، بنابر این ولایت مطلقه فقیه در چارچوب قواعد و ضوابط دینی و به تعبیری در چارچوب فقه است.[2]
تهیه: سایت جوابگو، محسن مروتی
ثانیا، مطلقه بودن ولی فقیه نیاز به عصمت ندارد؛ زیرا چنانچه بیان کردیم، ولی فقیه تنها میخواهد در چارچوب قوانین و دستورات اسلامی که توسط پیامبر اسلام (ص) و معصومین (علیهم السلام) ابلاغ، تفسیر و تبیین شد، در زمان غیبت در جامعه حکمرانی کند. برای در دست گرفتن این منصب علم به احکام و قوانین الهی و اهرم کنترل درونی یا ملکهی تقوا و عدالت کفایت میکند، افزون بر اینکه اهرم بیرونی نظارت مجلس خبرگان نیز وجود دارد که ضریب اطمینان در عملکرد او را بالا برده و ترس ناشی از فقدان عصمت را برطرف میکند. بنابر این بهانة عصمت نداشتن ولی فقیه در حالی که در زمان غیبت جامعه تشنه و نیازمند ولایت و حاکمیت بهترین فرد موجود است، کار معقولی نیست، اگر ولی فقیه حاکمیت نداشته باشد پس چه کسی حاکمیت را در دست گیرد.
ثالثا، اگر ولایت فقیه، مطلقه به معنایی که گفتیم نباشد اداره جامعه ممکن نبوده و با مشکلات و هرج و مرج روبرو خواهد شد؛ زیرا در این صورت در هر مسئلهای که ولی فقیه اظهار نظر کرد یا فرمان حکومتی صادر کرد، عدّهای که حکم ولی فقیه به مذاقشان خوش نیامد و یا با منافع شخصی آنان سازگار نبود، در مقابل او موضع گرفته و اعتراض میکنند و به همین نحو هر کس میتواند اعتراض کند و نتیجهای جز درگیری و اختلافات اجتماعی به دنبال ندارد، بالاخره در حاکمیت باید کسی باشد که حرف پایانی و فصل الخطاب، حرف او باشد و در برابر حرف او کسی اعتراض نکند وگرنه نظام اجتماعی مختل خواهد شد. مرحوم مقدس اردبيلي ره (م 993 هجري قمري) دراینباره ميفرمايد: «براي اداره جامعه غير از اين ممكن نيست كه فقيه حاكم علي الاطلاق باشد و هر آن چه كه جزء اختيارات معصوم بوده است وي نيز در اختيار داشته باشد، در غير اين صورت نظام امور اجتماع دچار اختلال ميشود و يا لااقل اين است كه زندگي بر مردمِ آن جامعه مشكل ميگردد و عقل و شرع هيچگاه چنين امري را براي انسانها نميپسندد».[3]
[1] . ر.ک: مجموع آثار حضرت امام خمینی ره، ولايت فقيه( حكومت اسلامى)، ايران- تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى( س)، ص 50.
[2] . ر.ک: مجموع آثار حضرت امام خمینی ره، ولايت فقيه( حكومت اسلامى)، ايران- تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى( س)، ص 49-50.
[3] . الشيخ أحمد بن محمّد الأردبيلي، مجمع الفائدة والبرهان في شرح إرشاد الأذهان، المحقق:الشيخ مجتبى العراقي، مؤسسة النشر الإسلامي، بیتا، ج 12، ص 28.