برتری جنس مرد بر زن در اسلام
در اسلام عدالت نسبت به زن وجود ندارد؛ گویا از نظر اسلام جنس مرد کلا از زن برتر است؛ مثلا زن حق اجتهاد ندارد یا قضاوت و مرجعیت که از مهمترین و حساسترین کارهاست، در اسلام از زن سلب شده است.
پاسخ:
اوّلا، منشأ این ادعا ، ناآشنایی با اسلام است، در اسلام جنس زن یا مرد برتر از دیگری نیست؛ هر دو انسان هستند و خداوند هر دو را هم از خاک آفریده است: «خداوند شما را ابتدا از خاك و سپس از نطفه آفريد، آن گاه جفت يكديگر قرارتان داد…»[1] در این بینش ملاک برتری و ارزش انسانها تقوا و پرهیزگاری و به بیان دیگر کمال معنوی افراد است: «قطعا ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست.»[2] در این بینش، خداوند هر کسی که عمل نیکی انجام دهد پاداش میدهد چه زن باشد و چه مرد و جنسیت نقشی در بیش و کم پاداش ندارد، قرآن کریم میفرماید:
«بىگمان، مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان با ايمان، و مردان و زنان اطاعت پيشه، و مردان و زنان راستگو، و مردان و زنان شكيبا، و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه دهنده، و مردان و زنان روزهدار، و مردان و زنان پاكدامن، و مردان و زنانى كه خدا را فراوان ياد مىكنند، خداوند براى [همه] آنها آمرزش و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است».[3]
ثانیا، رسیدن به درجه اجتهاد موقعیتی علمی است و هیچ منع شرعی ندارد. در طول تاریخ نیز کم نبودهاند، زنان عالمهای که به مقام اجتهاد دست یافتهاند، در عصر ما نیز بانوان مجتهده در حوزههای علمیه به تدریس و تربیت شاگردان متعددی اشتغال دارند.
ثالثا، این که در اسلام مسئولیت مرجعیت و قضاوت را بر عهده زن نگذاشتهاند، هرگز به معنی برتر دانستن مرد بر زن نیست، مهمترین نقش یک زن حفظ کانون خانواده است. کودک امروز، مادر یا پدر فردا است و تربیت او در خانوادۀ گرم و پر عاطفه، ریشۀ اجتماع آینده را محکم میسازد؛ بیگمان مردانی که در تاریخ، حرکتی ارزشمند ایجاد کردهاند، یا آنها که به بدی شهره شدهاند، خانوادهای یکسان نداشتهاند؛ غالبا خانواده پاک، بستر رشد و نمو فرزندان عالی و پاک میگردد. بیحکمت نیست که رسول خدا (ص) فرمودهاند: بهشت زیرپای مادران است: «الْجَنَّةُ تَحْتَ اقْدامِ الْامُّهاتِ[4]؛بهشت زیر پای مادران است».
باید توجه داشت این که در اسلام برخی از مناصب بر عهدۀ زن گذاشته نشد؛ این که جهاد یا تأمین مخارج خانواده از دوش زنان برداشته شد، تنها بخاطر حکمت الهی است، مسلما اگر کمال و رستگاری زن در انجام این امور بود، خداوند مهربان آن را نیز بر عهدۀ او مینهاد. روشن است که لطافت روان زن بسیار بیشتر از مرد است و اگر کارهایی مانند قضاوت و مرجعیت از او خواسته نشده است، ممکن است به همین دلیل باشد؛ زیرا به روح لطیف او لطمه میزند؛ مثلا صدور حکم قصاص قتل برای یک زن بسیار دشوار است، در این شرایط بستگان قاتل به هر دری میزنند تا قاتل کشته نشود، کودکان او گریه میکنند، مادر و پدر پیر و ناتوان او به التماس میافتند و … در این شرایط خداوند برای زنان که احساسی لطیف دارند، به عهده گرفتن منصب قضاوت را نخواسته است تا دچار صدمات عاطفی نگردند، و این نه تنها بی عدالتی نیست، بلکه لطفی از جانب خداوند حکیم است.
[1] . فاطر (35): 11.
[2] . حجرات (49): 13 .
[3] . أحزاب (33): 35.
[4] . ابو القاسم پاینده، نهج الفصاحه، تهران، دنیای دانش، ص 434.