اخلاص داشتن چه آثاری بر زندگی ما دارد؟
آثار اخلاص در زندگی
اخلاص، آثار ارزندهاى در سعادت انسان دارد كه برخى از آنها به شرح زير است:
الف) تقرّب به خدا
حضرت على عليه السلام در اين باره فرمود: «تَقَرُّبُ الْعَبْدِ إِلىَ اللَّهِ سُبْحانَهُ بِإِخْلاصِ نِيَّتِهِ[1] نزديك شدن بنده به خداى سبحان به سبب خالص كردن نيت اوست».
ب) امدادهاى الهى
اثر ديگر رعايت اخلاص، يارى، پشتيبانى و امدادهاى الهى در زندگى فرد مخلص است. حضرت فاطمه زهرا عليها السلام فرمود:
«مَنْ أَصْعَدَ إِلىَ اللَّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، أَهْبَطَ اللَّهُ إِلَيْهِ أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ[2] كسى كه عبادت خالصانه اش را به سوى خدا بالا بفرستد، خداوند بهترين مصلحتش را به سوى او فرو خواهد فرستاد».
پ) بصيرت و حكمت
از ديگر آثار رعايت اخلاص، اعطاى روشن بينى، بصيرت، حكمت و معيار شناسايى حق و باطل از جانب خدا به فرد مخلص است،
به گونه اى كه اين اثر در تمام برخوردهاى او به روشنى ديده مى شود.
چنانچه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «ما أَخْلَصَ عَبْدٌ لِلَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَرْبَعينَ صَباحاً إِلَّا جَرَتْ يَنابيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِهِ[3] هيچ بندهاى براى خدا چهل روز اخلاص نورزيد، مگر اينكه چشمه هاى حكمت از قلب او، بر زبانش جارى گرديد».
همچنين حضرت على عليه السلام فرمود:
«عِنْدَ تَحقيقِ الْإِخْلاصِ تَسْتَنيرُ الْبَصائِرُ[4] هنگام محقق شدن اخلاص، ديدگاهها نورانى مىشوند».
ت) پيروزى و موفّقيّت
موفقيت در كارها، يكى ديگر از آثار اخلاص است. على عليه السلام در اين باره فرمود: «فى إِخْلاصِ النِّيَّاتِ نَجاحُ الْأُمُورِ[5] موفقيت در كارها، به خالص كردن نيت هاست».
ث) هيبت و شوكت
انسان مخلص بر اثر رعايت اخلاص، چنان هيبتى به دست مى آورد كه حتى همه جنبندگان، حيوانات وحشى و پرندگان نيز از هيبت و شوكت او مى هراسند،
چنانچه امام صادق عليه السلام در اين باره فرمود:
«إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَخْشَعُ لَهُ كُلُّ شَىْءٍ وَيَهابُهُ كُلُّ شَىْءٍ ثُمَّ قالَ: إِذا كانَ مُخْلِصاً لِلَّهِ أَخافَ اللَّهُ مِنْهُ كُلَّ شَىْءٍ حَتَّى هَوامِّ الْأَرْضِ وَ سِباعِها وَطَيْرِ السَّماءِ[6]
همانا همه چيز براى مومن خشوع مى كند و او را بزرگ و باشكوه مى دارد.
سپس فرمود: هر گاه مومن، مخلص خدا شد خداوند همه چيز را از او مى ترساند حتى جنبندگان و درندگان زمين و پرندگان آسمان را».
عابدان مخلص
پس از بيان آثار اخلاص، اكنون به معرفى نمونه هايى از انسانهاى پاكباخته كه درون و برون خود را از هر آلودگى، پاك و مبرّا كرده اند، مى پردازيم، باشد تا اين راه يافتگان به عالم بقا را سرمشق و الگو قرار داده، از آنان شيوه اخلاص بياموزيم.
خداى تعالى در حديث قدسى فرمود: «الْإِخْلاصُ سِرٌّ مِنْ أَسْرارى إِسْتَوْدَعْتُهُ قَلْبَ مَنْ أَحْبَبْتُ مِنْ عِبادى[7]
اخلاص، سرّى از اسرار من است كه در دل بندگان محبوب خويش به امانت نهاده ام».
اگر كسى به اين مرتبه دست يافت، بزرگترين نعمت الهى نصيبش شده است گويند: «روزى سيد بحرالعلوم (ره) را شاگردانش خندان و متبسّم ديدند.
سبب پرسيدند در پاسخ گفت:
پس از بيست و پنج سال مجاهدت، اكنون كه در خود نگريستم، ديدم ديگر اعمالم ريايى نيست و توانسته ام به رفع آن موفّق گردم.»[8]
در مورد امام خمينى قدس سرّه گفته اند:
«از روز جوانى كه به مقام اجتهاد رسيد، تا روزى كه بر كرسى قيادت و امامت نشست در راه شناساندن خود و به دست آوردن مقام و مسند، كوچكترين گامى برنداشت.»[9]
هر كه با خدا باشد، خدا همراه اوست. اين عظمت و قدرت و شوكتى كه امام خمينى قدس سره در دنيا كسب كرده، نه به خاطر تلاش براى خودش بود، بلكه اين نتيجه اخلاص، سعى و تلاش براى انجام فرمان خدا بود كه او را به آن مرتبه و مقام رساند.
«درباره ميرزاى بزرگ شيرازى نقل شده:
هنگامى كه شاگردان شيخ انصارى پس از درگذشت شيخ با اصرار فراوان ميرزا را وادار به قبول اين مسؤوليت كردند. قطرات اشك بر گونه و ريش مباركش جارى شد و سوگند ياد كرد كه هرگز به ذهنم خطور نكرده بود كه روزى اين مسؤوليت عظيم بر دوشم مى آيد.»[10]
درباره فرزند وحيد بهبهانى كه نامش عبدالحسين بود نوشته اند:
«در كربلا متولد شده خدمت پدرش علوم دينى و شرعى را تحصيل كرد و در عصر آن مرحوم مرجع مردم در مسائل شرعى شد.
وحيد بهبهانى اجازه مبسوط به ايشان داد و مردم را به رجوع و استفتا از خدمتش حكم فرمود. پس از رحلت پدر، مردم، علما و مؤمنين از او خواهش كردند كه به جاى آقا نماز بخواند.
پس از اصرار، چند روزى مشغول امامت شد و مأمومين فراوانى حاضر مى شدند پس از دو ماه، ديگر نيامد و گفت: امامت مقامى است عظيم و تحمّل آن بر من مشكل است و با آن زهد وتقوا، كناره گرفت.»[11]
منابع
پیوندها



