جايگاه اخلاق در اسلام چیست ؟
چرا اخلاق و تهذیب نفس در اسلام تا این حد مهم شمرده شده و حتی پیامبران بخاطر داشتن این صفت مبعوث می شدند؟
پاسخ
مسأله اخلاق و تهذيب نفس، در اسلام، از اهميت بسيار بالايى برخوردار است، بطورى كه از اهداف نزول قرآن كريم تربيت اخلاقى، تهذيب انسان و رشد و هدايت جامعه است و خصلت هاى اخلاقى را ملاك ارزش انسان می داند.
زيرا در مقام ستايش وتمجيد پيامبران الهى، آنان را به جهت دارا بودن صفات اخلاقى نيكو مى ستايد. براى مثال، حضرت ابراهيم عليه السلام را به خاطر برخوردارى از سه صفت عالى اخلاقى ستوده، مى فرمايد:
«إِنَّ ابْراهيمَ لَحَليمٌ اوَّاهٌ مُنيبٌ» (هود:75)؛ همانا ابراهيم بردبار، بسيار مهربان و بازگشت كننده (به سوى خدا) بود.
درباره پيامبر اكرم (ص) مى فرمايد:
«وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ» (قلم:4)؛ همانا تو صاحب اخلاق عظيم و برجستهاى هستى.
در اهميت اخلاق و تزكيه نفس همين بس كه قرآن كريم رمز موفقيت رسول خدا (ص) را در ايفاى رسالت خويش و گسترش توحيد، اخلاق نيكوى آن حضرت مى داند و مىفرمايد:
«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ» (آل عمران: 159)؛ در پرتو رحمت الهى، تو بامردم مهربان شدى، در حالى كه اگر خشن، تندخو و سنگدل بودى از اطراف تو پراكنده مى شدند.
اخلاق در زندگی معصومین
با دقت در روايات اسلامى و زندگانى معصومين عليهم السلام به خوبى در مى يابيم كه تمام شؤون زندگى آن بزرگواران، مظهر تجلّى صفات اخلاقى و خصلتهاى ارزنده انسانى بوده و به تمام معنا اخلاق الهى را در وجودشان به كمال رساندند و پرچمدار تقوا، فضايل و اخلاق پسنديده انسانى شدند.
با توجه به اينكه انسان موجودى با اراده و مختار است، بايد آگاهانه و آزادانه در پى اجراى دستورات الهى قيام كند و اين گونه حركت، با وضع قوانين خشك و اعمال قدرت تحقق نمى يابد.
بلكه بايد انگيزه لازم در انسان پديد آيد تا انسان بدون احساس فشار وتنگنا در اين راستا قيام كند و اين انگيزه را ايمان و اخلاق پديد مى آورد و قوّت مى بخشد و قوانين الهى در كنار ارزش هاى اخلاقى قابل اجراء مى گردد. بنابراين ارزش هاى اخلاقى نگهبان دين و ضامن اجراى قوانين خواهند بود.
بعلاوه، رشد وتكامل دينى بشر نبايد در حدّ اجراى قوانين الهى متبلور در واجب و حرام متوقف شود، از اين رو، تكامل دينى بيشتر، نيازمند ارزشهايى فراتر از حد ضرورت شريعت است و آن ارزشها در اخلاق نمودار مى گردد.
رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود:
«الْأَخْلاقُ وِعاءُالدّينِ»[1] اخلاق ظرف دين است. (يعنى دين در ظرف اخلاق پديد مىآيد، رشد مى كند و باقى مى ماند) و حتى بعضى از احاديث، داشتن فضايل انسانى و اخلاق نيكو را، مساوى با تمام دين يا نصف دين دانسته و از ريشه دار بودن آن در دين وتعاليم دينى پرده بر مى دارد.
بگونه اى كه آن را از بخشش هاى الهى مى شمارد.
پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«الْأَخْلاقُ مَنايِحُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ …»[2] اخلاق، بخششهايى از خداوند بزرگ است
ارزش هاى اخلاقى، صرف نظر از جنبه مذهبى از ضروريات زندگى يك جامعه سعادتمند است.
امير مؤمنان على عليه السلام در اين باره مى فرمايد:
«لَوْكُنَّا لانَرْجُوا جَنَّةً وَلا نَخْشى ناراً وَلا ثَواباً وَلا عِقاباً لَكانَ يَنْبَغى لَنا انْ نُطالِبَ بِمَكارِمِ الْأَخْلاقِ فَإِنَّها مِمَّا تَدُلُّ عَلى سَبيلِ النَّجاحِ»[3]
اگر به بهشت و ثواب (آخرت) اميدوار نباشيم و از آتش و عذاب (جهنم) نهراسيم، باز هم شايسته است كه فضيلت هاى اخلاقى را طلب كنيم؛ زيرا فضايل اخلاقى، از چيزهايى است كه مارا به راه رستگارى هدايت مىكند.
ضرورت اخلاق و خودسازى
در دنياى امروز، انسانيت و ارزش هاى اخلاقى درمسلخ تمدن جديد و فرهنگ پَست آن قربانى شده، بى بند و بارى و افسار گسيختگى جايگزين آن گرديده است و اين امر چنان روشن است كه احتياج به توضيح ندارد و هر آگاه دلى مى تواند نتايج زيان بار آن را حتى در جامعه هاى اسلامى نيز مشاهده كند و پيامدهاى ويرانگر آن را بروشنى دريابد.
براى سعادتمند شدن و نجات از گرفتاري هاى فردى و اجتماعى كه بر اثر فراموش كردن اصول اخلاقى اسلام، گريبانگیر انسان مى شود، برهمه بويژه جوانان عزيز لازم است، كوشش كرده، ارزشهاى اصيل اخلاقى را آموخته و به كار بندند و از رذايل اخلاقى پرهيز كنند تا غرور جوانى، آنان را به ورطه هلاكت، گرفتار نكند
و بدانند كه اسلام، براى سعادتشان برنامه دارد و اگر خود را به اسلام مقيّد كنند و به ارزش هاى اخلاقى بيارايند خداى تعالى نيز از آنان خشنود خواهد شد.
پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«إِنَّ لِلَّهِ تَعالى مَلَكاً يَنْزِلُ فى كُلِّ لَيْلَةٍ فَيُنادى: يا ابْناءَ الْعِشْرينَ جِدُّوا وَاجْتَهِدُوا»[4]خداى متعال را فرشته اى است كه هر شب فرود آمده، ندا مى دهد: اى جوانان بيست ساله! كوشش كنيد و (براى نيل به كمال و سعادت خود) مجاهده نماييد. آغاز سنين جوانى، بهار به دست آوردن فضيلت هاى انسانى است.
على عليه السلام در نامه خود به امام حسن مجتبى عليه السلام فرمود:
«… إِنَّما قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْارْضِ الْخالِيَةِما الْقِىَ فيها مِنْ شَىْءٍ قَبِلَتْهُ فَبادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ انْ يَقْسُوَ قَلْبُكَ »[5]
دل نوجوان، مانند زمين خالى است كه هر بذرى در آن افشانده شود، مى پذيرد.
از اين رو، پيش از آنكه (عمر زيادى برتو بگذرد و) دلت سخت گردد، به ادب و تربيت تو پرداختم
درجاى ديگر به همه جوانان خداجو و آرمان خواه سفارش مى كند: «يامَعْشَرَالْفِتْيانِ، حَصِّنُوا اعْراضَكُمْ بِالْأَدَبِ …»[6] (اى قشر جوان! آبروى خويش را با ادب حفظ كنيد ….)
امام خمينى قدس سرّه نيز خطاب به جوانان مى فرمايد:
«جوانان ننشينند كه گرد پيرى سر و روى آنان را سفيد كند. ما به پيرى رسيده ايم و به مصايب و مشكلات آن واقفيم. شما تا جوان هستيد، مى توانيد كارى انجام دهيد، تا نيرو واراده جوانى داريد، مى توانيد هواهاى نفسانى، مشتهيات دنيايى و خواسته هاى حيوانى را از خود دور سازيد.
ولى اگر درجوانى به فكر اصلاح و ساختن خود نباشيد ديگر در پيرى كار از كار گذشته است. تا جوانيد فكر كنيد، نگذاريد پير و فرسوده شويد، قلب جوان لطيف و ملكوتى است، انگيزه هاى فساد در آن، ضعيف مى باشد، ليكن هر چه سن بالا رود، ريشه گناه، در قلب قويتر و محكم تر مى گردد، تا جايى كه كندن آن از دل، ممكن نيست.»[7]
روش اخلاقى قرآن
براى حاكميت اخلاق نيكو در جامعه مى توان به درمان بيماري هاى اخلاقى پرداخت و نيز مى توان اقدام به بهداشت اخلاقى و پيشگيرى از پيدايش ناهنجاري هاى اخلاقى كرد.
روش قرآن اين است كه با تربيت دينى و رشد ايمان واعتقاد به خدا جلو پيدايش رذايل اخلاقى را مى گيرد و به عبارت ديگر، روش قرآن بهداشت وپيگيرى روحى واخلاقى است، نه آنكه اجازه دهد بيماريهاى اخلاقى پديد آيد و به درمان آن بپردازد.
البته اسلام براى زشتي هاى اخلاقى راه درمان را نيز نشان داده است؛ اما در آغاز اقدام به جلوگيرى ازپيدايش و رشد ناهنجاري هاى اخلاقى مى كند و همواره پيشگيرى آسانتر و بهتر از درمان بيمارى است.
«اسلام از آغاز دل انسان را با ايمان و عشق به خدا پر مى كند. نتيجه ايمان به خدانيز جز اعمال و صفات نيكو نيست، پس روش قرآن بر اساس توحيد خالص و كامل بنا شده است، توحيدى كه تنها در اسلام ديده مىشود و ضامن اسلام است».[8]
نتیجه گیری
اسلام، اخلاق را كه يكى از هداياى الهى است، ملاك ارزش انسان و شرط لازم براى حاكميت و سعادت انسان دانسته، به دست آوردن آن را بدون طاعت و بندگى ميسر نمى داند؛ زيرا بدون فضل و رحمت او، كسى نمى تواند خود را به ارزش هاى اخلاقى و تزكيه نفس بيارايد.
ابتداى جوانى، بهار كسب ارزش هاى اخلاقى است. از اين رو، اسلام، بويژه به جوانان سفارش مى كند براى كسب فضايل انسانى كوشيده، دل خود را براى پرورش فضيلت هاى اخلاقى آماده سازند.
روش قرآن كريم در زمينه دعوت به ارزش هاى اخلاقى و انسانى، معرفت ذات اقدس الهى بوده و ايمان، اعتقاد و توحيد ناب را پشتوانه محكمى براى رسيدن به آن ارزش ها معرفى كرده است كه خشنودى خدا و رسيدن به او را براى انسان به ارمغان مى آورد.
منابع
[1] . محمد محمدی ری شهری، ميزان الحكمه، قم، دارالحدیث، 1386، ج 3، ص 137.
[2] . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء و التراث، ج 71، ص 394.
[3] . كودك، فلسفى، ج 1، ص 218 به نقل از آداب النفس، ج 1، ص 26.
[4] . میرزا حسین نوری طبرسی، مستدرك الوسائل، قم، آل البیت، ج 12، ص 157.
[5] . سید علینقی فیض الاسلام و طاهر خوشنویس، شرح نهج البلاغه، فيض الاسلام، 1365، نامه 31، ص 912.
[6] . محمدتقی فلسفی، جوان از نظر عقل و احساسات، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1387، ج 1، ص 194، به نقل ازتاريخ يعقوبى،
ص 152.
[7] . روح الله خمینی، مبارزه با نفس يا جهاد اكبر، تهران، موسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی، 1372، ص 60- 61..
[8] . سید محمد حسین، طباطبائی، الميزان، قم، بنیاد علمی فرهنگی علامه طباطبائی، 1378ج 1، ص 358، اقتباس.
پیوندها
مرکز فضای مجازی حقیق در آپارات
پرسش و پاسخ
سوالات متداول درباره جایگاه اخلاق در اسلام
✅ پاسخ: زیرا اخلاق ملاک ارزش انسان است و از اهداف نزول قرآن، تربیت اخلاقی و رشد جامعه میباشد.
✅ پاسخ: به خاطر داشتن صفات اخلاقی نیکو؛ مانند بردباری و مهربانی حضرت ابراهیم (هود:75) و اخلاق عظیم پیامبر اکرم (قلم:4).
✅ پاسخ: پیامبر اکرم (ص) فرمود: «الأخلاق وعاء الدین»؛ یعنی دین در ظرف اخلاق پدید میآید، رشد میکند و باقی میماند.




