رابطه احساسی وتعقلی حضرت زهرا(س)باپدر
س:رابطه احساسی وتعقلی حضرت زهرا(س)باپدرش چگونه است؟
ج: بُعد تعقل و احساس او را در رابطه با پدر دراين نمونه مى بينيم. پيامبر(ص) از آخرين سفر حج بر مى گردد و مى گويد دخترم، جبرئيل هر سال يكبار تمام قرآن را بر من مى خواند ،و امسال آن را دوبار بر من خواند.فاطمه (س) پرسيد اين سخن چه معنى دارد؟ پيامبر(ص) فرمود پندارم سال آخر عمر من است. فاطمه (س) تكانى مى خورد و اشك در چشمانش حلقه مى زند (بعد احساس). همين دختر با چنين شرايطى عاطفى پدر را در جنگ مجروح مى بيند، هم چون جراح و زخم بندى ماهر به مرهم گذارى مى پردازد. (بعد تعقل).
– پيامبر(ص) ازسفرى مراجعت مى كند و فاطمه (س) را مى يابد كه پرده اى بردرآويخته و دستبند نقره اى بر دست دارد، همانگونه كه هرزنى بدان احساس سرگرم است. رسول خدا (ص) با خداحافظى سرد از اوجدا مى شودو فاطمه (س) در بعد تعقل آن را در مى يابد – پرده را ازدرباز و به همراه دستبند براى پدر مى فرستد كه در راه خدا هزينه اش كن و پيامبر(ص) ازاين درك و عقل دختر به وجد آمده و فرمايد فداها ابوها.
او عقلى را واجد است كه زمينه ساز بهشتى كردن اوست (العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان) بدينسان به جاى مستخدمى كه درخواست كرده بود، تسبيحات را مى آموزد و خداى را شاكر مى شود و بدين سان اينگونه انديشيدن است كه او را مشاور على (ع) مى سازد.