نقد مسیحیت صهیونیستی
مهمترین ادله عقلی، قرآنی و تاریخی در رد دیدگاه مسیحیت صهیونیستی درباره آینده جهان و پیوند نامشروع آن با جنایات اسرائیل چیست؟
پاسخ
برای روشن شدن موضوع باید بدانیم جریان «مسیحیت صهیونیستی» میکوشد با تکیه بر برداشتهای خاص خود از متون دینی، تحولات سیاسی و اشغالگریهای معاصر را تحقق پیشگوییهای الهی در آخرالزمان معرفی کند؛ اما بررسیهای متنی، تاریخی و عقلی، بطلان و انحراف این دیدگاه را از چند جهت اساسی آشکار میسازد:
۱. ماجرای «سرزمین موعود»؛ وعدهای که قرنها پیش تمام شد
برخلاف ادعای مروّجان مسیحیت صهیونیستی، استقرار بنیاسرائیل در سرزمین موعود مسألهای مربوط به آخرالزمان نیست، بلکه این وعده در گذشته تاریخی و با هدایت و رهبری یوشع (ع) محقق شده و پایان یافته است؛ بنابراین طرح دوباره آن در دوران معاصر یک انحراف آشکار است. خودِ کتاب مقدس نیز بر این حقیقت تاریخی گواهی میدهد: «پس يوشع تمامى زمين را بر حسب آنچه خداوند به موسى گفته بود گرفت و يوشع آن را به بنى اسرائيل بر حسب فرقهها و اسباط ايشان به ملكيت بخشيد و زمين از جنگ آرام گرفت».[1]
تلاش امروز صهيونيستها با ايجاد يك غده سرطانى در جهان اسلام و سوءاستفاده از افسانه هولوكاست[2] نمىتواند اسرائيل و صهيونيستها را نجات دهد؛ همان گونه كه امام خمينى (ره) فرمود: «اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود».[3]
2. آیا بنیاسرائیل همچنان «قوم برگزیده» هستند؟
برگزیدگی قوم یهود مشروط به زمانی بود که آنان تحت رهبری حضرت موسی (ع) از فرامین الهی اطاعت میکردند و در برابر فرعون ایستادند. اما آنان با کفرانیِ این نعمت، روی آوردن به انحراف و گوسالهپرستی (بتپرستی)، کشتن پیامبران الهی و تجاوز از حدود خداوند، خشم پروردگار را برانگیختند و به کینهتوزترین دشمنان نسبت به اهل ایمان بدل شدند؛ چنانکه قرآن کریم میفرماید: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ (مائده: 82)؛ مسلماً سرسختترین مردم را در دشمنی با مؤمنان، یهود خواهی یافت».
بنابراین، آنان نهتنها قوم برگزیده نیستند، بلکه با ظلم و ستم فراگیر، جایگاهی منفور در پیشگاه خداوند یافتهاند.
3. خدای عادل از یک رژیم ظالم حمایت نمیکند
این پندار که رژیم صهیونیستی مجری برنامه ها و اهداف مقدس خداوند در تاریخ است، از اساس باطل است؛ زیرا نقش صهیونیستها (چه یهودی و چه مسیحی) در عرصه عمل کاملاً منفی، جنایتکارانه و ضدانسانی است. از نظر عقلی و کلامی، هرگز قابل تصور نیست که خداوندِ عادل، از یک ساختار غاصب، نامشروع و ستمگر برای پیشبرد اهداف مقدس خود استفاده کند.
۴. ادامه ستمگری و عبرت نگرفتن از تاریخ
جنایات وحشتناکی که بر ضد مردم موحّد و خداپرست فلسطین انجام میشود، نشان میدهد که دورانهای آوارگی و سختیهای تاریخی، مایه تنبّه و هدایت بنیاسرائیل نشده است؛ این رفتارها ثابت میکند آنان نهتنها مسیر رستگاری را نپیمودهاند، بلکه بر دامنه شقاوت و سیاهی خود افزودهاند.
۵. وارثان واقعی حضرت ابراهیم (ع) چه کسانی هستند؟
كتاب مقدس نمىگويد كه خدا سرزمين را به يهوديان داده است، مىگويد خداوند سرزمين را به ثمره ابراهيم (ع) نويد داده است[4]. ثمره حقیقی حضرت ابراهیم (ع) در جهان امروز مسلمانانی هستند که آیین یکتاپرستی او را (همچون مناسک حج ابراهیمی) زنده نگاه داشتهاند؛ نه صهیونیستهایی که بر پایه نژادپرستی، آوارگی مردم بیگناه فلسطین و ترور انسانها عمل میکنند و بدترین دشمنان مؤمناناند.
۶. جایگاه واقعی حضرت عیسی (ع) در پایان تاریخ
در منابع اصیل اسلامی، بازگشت حضرت عیسی مسیح (ع) در آخرالزمان قطعی و مورد تأیید است؛ اما نه در قامت رهبری برای جنگافروزی به نفع صهیونیستها، بلکه بهعنوان «یاور و وزیر» در رکاب امام مهدی (عج) و برای برپایی عدالت جهانی.
جمعبندی
بررسی مبانی نشان میدهد که سنّت قطعی الهی بر نجات و رستگاری انسانهای مؤمن و مخلص استوار است، نه حمایت از جریانهای شرور، ظالم و تروریستی؛ چهرههایی مانند آریل شارون (قصاب انسانهای بیگناه در اردوگاههای صبرا و شتیلا) و حامیانی نظیر جورج بوش پسر که با کشتار مردم، تجاوز، اشغالگری در افغانستان و عراق و اعمال شکنجههای قرونوسطایی، کارنامهای تاریک در تاریخ بر جای گذاشتند، نمیتوانند مدعی زمینهسازی برای آینده الهی جهان باشند.
منابع
[1] . كتاب مقدس، يوشع، باب يازدهم، بند 23.
[2] . يعنى اينكه هيتلر در جنگ جهانى دوم شش ميليون يهودى را در كورههاى آدم سوزى سوزانده است. اساس اين مطلب از سوى محققان ژرف انديشى چون روژه گارودى زير سئوال رفته و نادرستى آن برملا شده است و به فرض اينكه اين افسانه به تعبير رئيس محترم جمهور جناب آقاى دكتر محمود احمدى نژاد درست باشد، اگر اروپاييان در حق يهوديان ظلم كردهاند، چرا مسلمانان بايد تاوان آن را بدهند، خود آنان مكانى را در اروپا براى صهيونيستها در نظر بگيرند و فلسطين را به صاحبان اصلى آن واگذارند.
[3] . روح الله خمینی، صحيفه نور، تهران، مرکز تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1368ج 17، ص 14.
[4] . پيشارا اواد، مسيحيت صهيونيستى، موعود شماره 40.





