برگزاری کرسی ترویجی نقد کتاب «جریان شناسی فکری-فرهنگی عقلانیت اسلامی در ایران معاصر»
29 اردیبهشت, 139713
29 اردیبهشت, 1397به همت پژوهشکده علوم سیاسی، نشست علمی « دلالت های تمدنی فرانظریه دوفطرت» از سلسه مباحث فرایند تحقق تمدن نوین اسلامی با حضور جناب آقای دکتر نجف لک زایی، استاد و رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع) برگزار گردید.
در این نشست علمی دکتر نجف لک زایی مباحثی را پیرامون دلالت های تمدنی فرانظریه دوفطرت مطرح نمودند که به شرح ذیل می باشد:
برای تمدن سازی همانند دیگر پدیدهها چهار مرحله را در نظر میگیریم:
- تبیین نظریه و مکتب و نظام درباره تمدن.
- ترسیم نظریه برای اجرا. یعنی باید الگوها و فرایندهای اجرای آن را ترسیم کنیم.
- ترویج نظریه و الگو که چند بخش دارد. یکی ترویج نخبگانی و آشنا ساختن نخبگان با نظریه تمدن سازی ماست. دیگری ترویج عمومی است.
- تحقق نظریه نیز مرحله چهارم این فرایند است.
آنچه باید توجه داشت اینکه ضرورت ندارد که نظریه پرداز خود عهده دار اجرای نظریه باشد.
ما در مرحله اول هستیم و مباحثی که در حوزه تمدن در جامعه مطرح میکنیم از فقر نظریه رنج میبرد. یعنی ما الان از یک نظریه تمدن اسلامی نمیتوانیم صحبت کنیم. مثلاً وحدت تمدن به چیست؟ سوروکین نظرات مختلف راجع به وحدت تمدن را بررسی کرده است. اگر کسی نتواند وحدت را در تمدن حل کند از فروپاشی چه چیزی صحبت میکند. مثلاً وقتی میگوییم تمدن الف فرو پاشید، منظور فروپاشی چه چیزی میباشد. هنگامی که اسکلت ساختمانی از هم بپاشد ما میگوییم ساختمانی فروپاشید. اما اگر تیغه ها و دیوارهای فرعی آن را جابجا کنیم فروپاشی صورت نمیگیرد. تا زمانی اسکلت ساختمان برجای خود باقی باشد ما نمیتوانیم از فروپاشی آن ساختمان سخن بگوییم.
یکی از سخت ترین بحثهای تمدنی همین وحدت تمدن و ملاک های آن است. سوروکین می پرسد چرا نژاد ژرمن – رومی و اسلاوها از یکدیگر متنفرند و این نفرت در تمدنی که دور طرف دارند نیز مشهود است.این دو نژاد در طول تاریخ نتوانستند به همزیستی مسالمت آمیزی دست یابد. این تنفر و تقابل میان تمدنی که شرقی ها شکل میدهند با تمدنی که غربیها میسازند نیز وجود دارد.
امروز قصد دارم فرانظریه ی دو فطرت را تبیین کنم که میتواند در حوزه نظریه تمدن نیز به ما کمک کند. این نظریه این ظرفیت را در اختیار ما قرار می دهد تا نظریات مربوط به تمدن را نقد کنیم و خود نظریهای را پرورش و سپس ارائه دهیم. از انجا که این نظریه میتواند در ساحتهای مختلف پشتیبان مباحث ما باشد آن را فرا نظریه مینامیم. دو فطرت اصطلاح حضرت امام است و کلمه فرانظریه نیز خود من بر سر این عبارت گذاشتم. برادشت بنده این است که مسئله ای که امام به عنوان دوفطرت مطرح کرد یک فرانظریه است. البته عبارات مختلفی همچون کلان نظریه را نیز میتوان برای ان به کار برد. تا انجا که ما اطلاع داریم، امام خمینی نیز از استادشان جناب آقای شاه آبادی متأثر هستند و در حقیقت قبل از امام، مرحوم شاه آبادی بحث دو فطرت را مطرح کردند. اگرچه خود امام به این بحث افزوده هایی دارند. پیش از آقای شاه ابادی کسی را ندیدم که این عبارت را به کار برده باشد. همه دستگاه فکری امام روی دو فطرت بنا میشود. بحثهای ولایت فقیه، اصولی و کلامی ایشان مبتنی بر فرانظریه دو فطرت است. پس از امام نیز محققان از یک فطرت معمولا صحبت کردند و این بحث در مراکز علمی و حوزوی ما شناخته شده نیست.امام در آثار مختلف خود این موضوع را به بحث گذاشته، اما در کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل تفصیلاً به آن پرداخته است. پس از آن به صورت خلاصه در کتاب چهل حدیث ذیل آیه فطرت به آن اشاره کرده است. بحث امروز ما مبتنی بر کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل است.
در ادامه دکتر لک زایی به این بحث اشاره فرمودند که:
در ساحت تمدن از هشت نوع تمدن میتوان صحبت کرد. یکی تمدن عقل محور که از آن با عنوان تمدن متعالی یاد میشود. این تمدن توحیدی بوده و قرب الهی و دوری از طاغوت را مد نظر دارد همانند آنچه پیامبر بنا نهاد. در این تمدن فطرت مخموره ریاست انسان را برعهده گرفته و چنین انسانی تمدن و نهاد متعالی میسازد و دغدغه مدنیتش متعالی خواهد بود.
اینجا تعریف تمدن و جهت گیری آن مشخص میشود. ما شش محور در تمدن سازی داریم. تمدن سازی یک حرکت است و باید از مبدایی شروع و به سمت یک مقصد حرکت کند و از انجا که مقصد لقاء الهی است هر مقدار که حرکت کرده و پیش برویم باز هم ادامه دارد. مبداء، مقصد، محرک، متحرک، مسیر(مکان) و مسافت(زمان).
مبداء ما توحید است و مقصد نیز توحید است. عقل در نقش محرک بازی کرده و سه قوه انسان را متحول میکند. متحرک نیز در مرحله اول انسان و در مرحله بعد نهادهای اساسی ما یعنی خانواده، جامعه، دولت و امت اسلامی خواهند بود. زمان و مکان نیز از این عالمی که در آن حضور داریم شروع میشود تا عالم چهارم. تفاوت انسانی که در این سیکل حضور دارند با آن هفت مدل انسانی که خارج از سیطره عقل قرار دارند همین است که شروع و پایان آنها همین عالم است اما در این فرایند نقطه شروع عالم ماده بود و پایان آن رسیدن به عالم لاهوت میباشد.
حال اگر ما این چارچوب نظری را به کار بگیریم راحت تر میتوانیم به سه مرحله ترسیم، ترویج و تحقق بپردازیم و نتیجه کار تحقیقی خواهد بود.
بحثهای تاریخی صرف کمکی به کار شما نمیکند و تنها بحثهای نظری تاریخ همانند مدینه فاضله فارابی به شما کمک میکند. به خصوص زمانی که فارابی از مدینه فاضله، جاهله، فاسقه و ضاله سخن میگوید. ما باید نظریه پردازی کرده و تصور خود از وضع مطلوب تمدنی مشخص کنیم. مثلا اینطور فرض کنیم اگر ما تمدنی اسلامی داشتیم به چه صورت بود؟ همانند یک پزشک که تصوری از یک انسان سالم دارد و پس از معاینه فرد بیمار مشکل او را بیان کرد و راه درمان و دارو تجویز میکند. ما باید تصوری از وضع مطلوب داشته باشیم که این حدیث با تبیینی که امام دارند به ما کمک میکند.
از نظر امام اگر دین ملازم با تمدن نباشد، تمدن توان عروج نخواهد داشت. اینجاست که پایه ولایت فقیه چیده میشود.