پیوند دلها در روزهای حصر؛
نگاهی به یادگار امام حسن عسکری (ع) هنگامی که پای درس تاریخ مینشینیم، میلاد امام حسن عسکری (ع) حال و هوای متفاوتی دارد. این ولادت روایتگر نبوغ امامی است که زیر نگاه مستقیم و تنگنظرانه حکومت در یک پادگان نظامی، جامعهای بزرگ و پراکنده را سرپا نگه داشت.
آن روزها تشیع دیگر یک هسته کوچک و محدود به مدینه یا کوفه نبود. به برکت سالها تلاش امامان پیشین، شیعیان در سرتاسر سرزمینهای اسلامی، از عراق تا اعماق خاک ایران، پراکنده شده بودند. اما این گستردگی، دردسر خودش را هم داشت: چطور میشود در روزگاری که سفر ماهها طول میکشد و حکومت عباسی سایه به سایه امام را زیر نظر دارد،
پیوند فکری و دینی این جمعیت پراکنده را حفظ کرد؟ پاسخ امام، در طرحی بود که آرامآرام از زمان امام جواد و امام هادی (ع) شکل گرفته بود و در زمان ایشان به اوج بلوغ رسید: «شبکه وکالت». امام عسکری با درایت خویش، معتمدترین و باهوشترین چهرههای شیعه را به عنوان حلقه وصل خود با مردم برگزید.
شخصیتهایی مثل «احمد بن اسحاق قمی» در قم که مایه دلگرمی شیعیان ایران و چشم و چراغ این پیوند بود، یا «محمد بن عثمان عمری» که در رأس این ساختار ایستاده بود و نبض این ارتباط چندلایه و امور مالی را در دست داشت. این ساختار منظم، جامعه را بدون اینکه با حکومت سرشاخ شود، منسجم نگه میداشت و مهمتر از آن، شیعه را برای روزهای سخت غیبت تمرین میداد.
اما رابطه امام با مردم فقط به وکیلان محدود نماند. قاصدان رازدار مدام در راه بودند و نامههای امام، دستبهدست میگشت. نامههای خواندنی ایشان به شخصیتهایی مثل علی بن بابویه قمی یا پیامهایی که برای اهالی قم و آوه فرستاده شد، مثل آب خنکی بود بر تشنگی جامعهای که دنبال راه میگشت.
این دغدغه وصل ماندن تا آخرین نفس جاری بود؛ تا جایی که تاریخ میگوید در همان صبحگاه روز شهادتش در هشتم ربیعالاول، باز هم دست از قلم نکشید و نامههایی برای مردم مدائن نوشت. میلاد امام حسن عسکری(ع) یادآوری این حقیقت است که بهترین فرصت ها از دل تهدیدها بدست می آید و دیوارها و محدودیتها هر چقدر هم بلند باشند، نمیتوانند جلوی ارتباط، همبستگی و همدلی مومنان راستین را بگیرند. این میلاد نورانی، بر دلهایی که در جستوجوی پیوند و آگاهیاند، مبارک باد.
نگارنده
داودعسگری



