logo-new-javabgoo4logo-new-javabgoo4logo-new-javabgoo4logo-new-javabgoo4
  • صفحه اصلی
  • موضوعات
    • اخلاق (167)
    • اعتقادات و کلام (95)
    • تاریخ (22)
    • دفاعی (13)
    • سبک زندگی (117)
    • سیاسی (26)
    • عرفان و تصوف (3)
    • فقه اهل سنت (5)
    • فقه واحکام (50)
    • قرآن و عترت (242)
    • مراجع عظام (245)
    • مشاوره‌ (1280)
  • درباره
    • درباره ما
    • تماس با ما
    • ورود
  • دستیار هوش مصنوعی
پژوهشگاه امام صادق (ع)
✕
  • شما اینجا هستید
  • مطالب
  • سبک زندگی ائمه علیهم‌السلام
  • آیا واقعا «ولایت» سنگ‌بنای حکومت در اسلام است؟

آیا واقعا «ولایت» سنگ‌بنای حکومت در اسلام است؟

دسته بندی ها
  • ائمه علیهم‌السلام
  • اسلام
  • هستی و معرفت شناسی
برچسب ها
  • ولایت، رهبر، اهل بیت، شرط اصلی، هدایت جامعه
ولایت

ولایت

آیا واقعا «ولایت» سنگ‌بنای حکومت در اسلام است؟

 

به چه دلیل امام حسین (ع) تا این اندازه بر حقانیت ولایت و رهبری الهیِ اهل‌بیت تأکید می‌کرد و پذیرش ولایت را شرط اصلی هدایت جامعه اسلامی می‌دانست؟

پاسخ

همه ما می دانیم که جامعه انسانی ناگزیر از داشتنِ فرمانرواست؛ اما از منظر اسلام، قدرت بدونِ صلاحیت الهی به دیکتاتوری و انحراف می انجامد و «ولایت»، تنها راهکاری است که پیوند میان معنویت و حکومت را تضمین می‌کند.

پیوند عاطفه، باور و سیاست

«ولایت» فقط یک ابراز محبت قلبی یا عقیده ذهنیِ گوشه‌نشینانه نیست؛ بلکه یک منظومه کامل است. ولایت سه بعد به ‌هم‌ پیوسته دارد: عاطفی (محبت به اهل‌بیت)، اعتقادی (باور به جانشینی آنان از سوی خدا) و سیاسی (مدل حکمرانی جامعه). در نظام اسلامی، «ولیّ خدا» حاکم مشروع است و اطاعت از او به عنوان «اولی‌الامر» واجب شمرده می‌شود؛ مسیری که در عصر حضور بر دوش امامان معصوم و در عصر غیبت بر عهده فقهای عادل است.

شایسته‌سالاری؛ ریشه پافشاری اهل‌بیت بر حق حکومت

پافشاری امامان بر حکومت، نه بر سرِ تصاحب قدرت، بلکه برای جلوگیری از نشستنِ افراد ناشایست بر مسند جانشینی پیامبر بود. از دیدگاه اسلام، شایسته‌ترین فرد باید زمامدار باشد. امام حسین (ع) این حق و شایستگی را صراحتاً اعلام کرد: «وَ نَحْنُ اهْلُ الْبَيْتِ اوْلى‏ بِوَلايَةِ هذَا الْأَمْرِ عَلَيْكُمْ مِنْ هذَا الْمُدَّعينَ ما لَيْسَ لَهُمْ[1] ما خاندان پيامبر بر تصدى اين امر (و خلافت و حكومت بر شما) از اين مدّعيان ناحق، سزاوارتريم».

ولایت‌پذیری؛ محکی برای سنجش ایمان و عمل

باور به ولایت فقط یک شعار نیست؛ بلکه تمام موضع‌گیری‌ها، اطاعت‌ها و فداکاری‌های انسان را جهت می‌دهد. کسانی که این جهت‌نما را گم کنند، در عمل تسلیم ولایت ظالمان می‌شوند. امام حسین (ع) در نامه‌ای به بزرگان بصره، پذیرش ولایت را راه نجات خواند: «… و خداوند پیامبرش را برد و مردم خلافت را از ما گرفتند، در حالی که ما سزاوارتر بودیم… حال اگر سخنم را بشنوید و فرمان ببرید، شما را به راه رشد و کمال رهبری مى‌كنم.»[2]

و در مواجهه با لشکر حرّ، معیار رضایت خدا را بازگرداندن حق به اهلش دانست: «فَانَّكُمْ انْ تَتَّقُوا وَ تَعْرِفوُا الْحَقَّ لِأَهْلِهِ يَكُنْ ارْضى‏ لِلَّهِ[3] اگر تقوا داشته باشيد و «حق» را براى اهلش بشناسيد، خدا را بيشتر خشنود مى‌سازد.»

همین پایبندی به حق بود که امام در برابر والی مدینه، بیعت با یزید را رد کرد و فرمود: «هرگز بيعت نخواهم كرد؛ چرا كه امر خلافت پس از برادرم حسن عليه السلام از آنِ من بود كه معاويه چنان كرد و براى يزيد از مردم بيعت گرفت».[4]

تا جایی که در زیارت‌نامه‌ها، نادیده گرفتن این محوریت به عنوان یک فاجعه بزرگ یاد شده است: «وَ امَّةٌ حَجَدَتْ وِلايَتُكُمْ[5] و نفرین بر امتی که ولایت شما را انکار کردند»

درس سیاسی عاشورا؛ انتخاب الهی برتر از تصمیم‌های بشر

حاکم جامعه باید از بالاترین درجات علم، تقوا، عدالت و توان مدیریتی برخوردار باشد؛ اما تشخیص این شایستگی‌ها برای توده‌های مردم سخت است و غالب اوقات دستخوش تبلیغات، منافع حزبی و احساسات زودگذر می‌شود. عاشورا این حقیقت را روشن ساخت که تنها تکیه‌گاه امن، انتخاب الهی یعنی امام معصوم (و در تداوم آن فقیه عادل) است تا جامعه اسیر دیکتاتوری رهبران نالایق نشود.

جمع بندی

نهضت عاشورا صرفاً مبارزه با یک حاکم ستمگر نبود؛ بلکه مانوری عظیم برای بازگرداندنِ قطب‌نمای جامعه به سمت «ولایت مشروع الهی» بود. پیام زنده عاشورا برای امروز ما این است که اگر جامعه‌ای رهبرِ صالح و متقی را نشناسد و پشت سر او حرکت نکند، ناخواسته زیر بار ولایتِ مدعیان ناحق و طاغوت‌ها خواهد رفت؛ سعادت هر امتی در گرو تشخیص درستِ «حق برای اهل حق» است.

منابع

[1] . لوط بن یحی ابو مخنف، وقعة الطّف، قم، مجمع جهاتی اهل بیت، 1385، ص 170،  محمد بن جریر طبری، تاريخ طبرى، ترجمه: ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، 1362، ج 4 ص 303.

[2] . محمد بن جریر طبری، تاريخ طبرى، همان، ج 4 ص 266.

[3] . همان، ص 303.

[4] . موفق بن احمد خوارزمی، مقتل الحسين، قم، انوارالهدی، 1423 ق، ج 1 ، ص 182.

[5] .شیخ عباس قمی، مفاتيح الجنان، 1344 ق، زيارت مطلقه امام حسين، ص 424.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

مسیحیت صهیونیستی

مسیحیت صهیونیستی

28 مهر, 1405

نقد مسیحیت صهیونیستی


مطالعه کامل
حضرت مهدی

حضرت مهدی

25 مهر, 1405

انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج)؛ موافقان، مخالفان


مطالعه کامل
آزادگی در مکتب اهل بیت

آزادگی در مکتب اهل بیت

20 مهر, 1405

آزادگی در مکتب اهل بیت (ع)


مطالعه کامل
طواف

طواف

8 مرداد, 1405

 طواف دور کعبه برای رسیدن به حقیقت حج کافی است ؟


مطالعه کامل
مرکز جوابگو

مرکز جوابگو ، با هدف جوابگویی دینی و تخصصی راه اندازی گردیده است و با بهره گیری از اساتید و فضلای حوزه و دانشگاه در ده گروه تخصصی پرسش‌های مخاطبان جواب می دهد ..


بیشتر بخوانید
تمام حقوق مربوط به پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق علیه السلام می باشد
    پژوهشگاه امام صادق (ع)