چطور با مشکلات درست برخورد کنیم تا زمین نخوریم؟
برای حل مشکلات زندگی، چه رویکردی باید داشته باشیم و چطور مسائل مهم را از غیرمهم تشخیص دهیم؟
پاسخ
این یک مسئلۀ بسیار مهم در زندگی است؛ چون همۀ ما هر روز با مشکلات و تصمیمهای مختلف روبهرو میشویم، اما تفاوت آدمها در این نیست که چه کسی مشکل دارد، بلکه در این است که چه کسی درست با آن برخورد میکند.
اگر نگاه و رویکرد ما به مسئله اشتباه باشد، حتی تلاش زیاد هم ممکن است نتیجهای نداشته باشد. در ادامه، به چند اصل مهم در مواجهه با مشکلات یعنی «اصلاح باورها» و «اولویتبندی مسائل» پرداخته میشود.
انتخاب رویکرد درست نسبت به مشکلات
همیشه باورهای اشتباهی وجود دارند که از تصمیمگیری درست ما جلوگیری میکنند. بنابراین، در این مرحله، باید باورهای نادرست نسبتبه مشکل شناسایی و اصلاح شود. باورهایی مانند «نباید در زندگی با مشکل روبهرو شد»، «همیشه من با این مشکلات روبه رو میشوم و دیگران مشکلاتی در زندگیشان ندارند»،
«هرچه بلاست سر من نازل میشود»، «مشکل نشانۀ ضعف، بیلیاقتی و ناتوانی است» از نمونه های باورهای نادرست است. کنار گذاشتن این باورها به ما اجازه میدهد که بتوانیم مسائل و مشکلات خود را بهتر درک کنیم،
اعتمادبه نفس خود را بالا ببریم و کارهای لازم برای رویارویی با آنها را انجام دهیم. زمانی که باور نادرست ما باعث شود که رویکردی اشتباه به حل مسائل داشته باشیم، تلاش ما برای عبور از مشکلات، حتی ممکن است برعکس عمل کند و وضعیت ما را بدتر کند.
مثلا دانشآموزی که در یک امتحان نمرۀ پایینی گرفته، اگر باور داشته باشد «من همیشه شکست میخورم و هیچ استعدادی ندارم»، احتمالاً ناامید میشود و تلاشی نمیکند. اما اگر باورش را اصلاح کند و بگوید «این فقط یک مشکل است و میتوانم با تلاش جبران کنم»، انگیزه پیدا میکند و برای جبران برنامهریزی میکند.
اولویت بندی مسائل و انتخاب مسئلۀ مهم
یکی از مسائل بسیار مهم و ضروری که باید هنگام برخورد با مسائل به آن توجه جدی شود، اولویت بندی مسائل است. هریک از ما طی روز با مسائل گوناگونی روبه رو میشویم؛
مسائلی که حل هر کدام نیاز به صرف وقت و انرژی دارند. روشن است که همۀ مسائل برای ما مهماند ولی اهمیت همۀ آنها در یک سطح نیست. برخی از مسائل برای ما از اهمیت و حساسیت بسیار بالایی برخوردارند؛ به طوریکه درصورت نیاز، میتوان برای حل آنها حتی مسائل دیگر را فدا کرد و برخی برعکس. متأسفانه در برخی از اوقات، افراد در تشخیص اولویت مسائل خود دچار اشتباه میشوند و نمیدانند کدامیک از این مسائل در اولویت قرار دارند.
بنابراین، درپی امور فرعی و غیرضروری میروند و مسائل اصلی و مهم را وا میگذارند. حقیقتی که امام علی (ع) به آن چنین اشاره میکند:
«اِنَّکثِیراً مِنَ النَّاسِ یطْلُبُونَ الْفُضُولَ وَ یضَعُونَ الْأُصُول؛[1] همانا بسیاری از مردم درپی امور غیرمهم رفته و امور اصلی و اولویتدار را رها میکنند.»
طبیعی است در چنین مواقعی، قسمت عمدهای از انرژی و توان افراد صرف کنترل و تردیدها و برخی مسائل دست چندم میشود که نتیجه آن جز زیان نیست. به تعبیر حضرت علی(ع):
«مَنِ اشْتَغَلَ بِغَیرِ الْمُهِمِّ، ضَیعَ الْأَهَمَ؛[2] کسی که خود را به غیرمهم مشغول دارد، مهمتر را ضایع و از دست مىدهد.»
برای حل این مشکل و استفادۀ بهینه از وقت و انرژی خود و جلوگیری از دوباره کاری و تردیدها، باید از مهارت اولویت بندی بهره جست.
به این معنا که مسائل را براساس اهمیت و ضرورت طبقه بندی کرد و همواره در حل مسائل پیشرو، مهمتر را بر مهم ترجیح داد.
بعد از اینکه توانستیم نخستین مسئله و مشکل اولویتدار خود را شناسایی کنیم، باید به حل آن مشکل اقدام کنیم. مثلا دانشجویی را تصور کنید که هم امتحان مهم دارد، هم مهمانی دعوت شده و هم باید اتاقش را مرتب کند.
اگر وقتش را صرف مرتب کردن اتاق یا رفتن به مهمانی کند، از امتحان عقب میماند. اما اگر اولویت را به امتحان بدهد، تصمیم درستی گرفته است.
تعریف مسئله
مهمترین کاری که هنگام روبهرو شدن با تهدید یا چالش میتوان انجام داد، شناخت و تعریف دقیق مسئله است. اگر فرد بهطور دقیق نداند چه مشکل و مسئله ای وجود دارد،
امکان حل آن کاهش مییابد و ممکن است وقت بسیاری را صرف حل مشکل اشتباه کند.
امام علی(ع) میفرماید: «قَدِّرْ ثُمَّ اقْطَعْ وَ فَکرْ ثُمَّ انْطِقْ وَ تَبَینْ ثُمَ اعْمَلْ؛[3] مراد این است که چنانکه هرگاه خواهى که جامه ببُرى، باید که نخست اندازۀ آن را بگیرى، بعد از آن ببُرى»،
همچنین «هرگاه خواهى سخن بگویى، فکر کن در آن» که آن بهمنزلۀ اندازه گرفتن آن است بعد از آن سخن گوى که آن به منزلۀ بریدن آن است، و «بدان پس عمل کن»، یعنى نخست دربارۀ هر مسئله ای معرفت حاصل کن، بعد از آن اقدام به عمل بکن.
برای تعریف مسئله، لازم است فرد مشکلات و تعارض های اساسی را مشخص و سپس فهرستی از اهداف خود را تهیه کند.
برای موفقیت بیشتر در این مرحله، پیشنهاد میشود نخست، کانون مسئله مشخص شود و به آن مورد توجه جدی قرار گیرد. طرح پرسشهایی همچون «مشکل و مسئله چیست؟»،
«مشکل از چه زمانی ایجاد شده است؟»، «مشکل در چه موقعیت مکانی و زمانی پدید آمده است؟»، «چه عواملی در ایجاد مشکل و یا گسترش آن مؤثر بودهاند؟» به شناخت دقیق مسئله کمک میکند.
گفتنی است در این مرحله از حل مسئله، افراد حمایت کننده مانند دوستان و اعضای خانواده میتوانند با تشویق و ترغیب برای اتخاذ نگرشی عینی و در نظر گرفتن همۀ جنبه های مسئله مفید و مؤثر واقع شوند.
به طور مثال فردی میگوید «من درسم خوب نیست». این یک تعریف مبهم است.
اما اگر دقیقتر بررسی کند و بگوید «من در درس ریاضی، بخش معادلات را نمیفهمم»، حالا مسئله مشخص شده و قابل حل است.
تهیۀ فهرستی از راه حلهای گوناگون
در این مرحله، فرد باید با دوراندیشی و آینده نگری، همۀ راه حلهای ممکن را بررسی و طرحهای احتمالی مناسبتر را یادداشت کند. البته باید توجه کرد در انتخاب راه حلها، چند اصل مهم را باید در نظر داشت:
الف) نباید تنها بر چیرگی به مشکل به هر بهایی فکر کرد؛ زیرا راهحلهای دروغین، اگرچه چند روزی مشکل را حل یا آثار آن را به تأخیر میاندازد، ولی در ادامه مشکلات بسیاری را برای انسان درپی خواهد آورد. ازاین رو تدبیر درست آن است که از حق چشم پوشی نکنیم و به باطل روی نیاوریم.
امام علی(ع) میفرماید: «الْکیسُ صَدِیقُهُ الْحَقُّ وَ عَدُوُّهُ الْبَاطِلُ[4] آدم زیرک، دوستش حق است و دشمنش باطل»
ب) در اندیشیدن درست برای یافتن راه حلهای مناسب از دوراندیشی بهره بگیریم، ولی از آرزوهای طولانی بپرهیزیم. این کار ضریب موفقیت انسان را بهصورت چشمگیری افزایش میدهد؛
پ) در یافتن راه حل، لگام شهوت را به دست بگیریم و مراقب باشیم هوای نفس و خواسته های نفسانی در انتخاب راه حلها بر ما چیره نشوند؛
ت) در بررسی راه حل به عقل به منزلۀ اصل، به مروت به منزلۀ خُلق، و به دین بهمنزلۀ خمیرمایه و پیشینه باید توجه شود.
امام علی(ع) میفرماید:
«الْکیسُ أصلُه عَقلُه وَ مُرُوَتُه خُلقُه و دِینُه حَسبُه؛[5] زیرک، ریشهاش خرد اوست و مردانگیاش، خوى او و دینش، تبار اوست.»
انتخاب راه حل چنانچه عاقلانه نباشد، با مروت همراه نباشد یا دین در آن جایگاهی نداشته باشد، درحقیقت به راهحل مناسبی دست نیافتهایم.[6]
برای یافتن راه حلهای احتمالی میتوان از روشهایی بهره جست. یکی از روشهای عینی و عملی برای پیدا کردن راه حلها، روش بارش ذهنی است. روش بارش ذهنی یعنی سعی کنیم بدون هیچگونه قضاوت، بازداری، ارزشگذاری خوب و بد و یا جلوی فکر خود را گرفتن، راه حلهای متعدد، متنوع و غیرقضاوتی برای مسئله ارائه دهیم.
در این مرحله، میتوان از برخی افراد در بارش فکری به منظور ایجاد طرحها و برنامه های خوب کمک گرفت و بهترین شیوه برای این امر، مشورت کردن است. چنانکه امام علی(ع) میفرماید:
«نِعْمَ الِاسْتِظْهَارُ الْمُشَاوَرَةُ؛[7] بهترین یاری جستن، مشورت کردن است.»
آشنایی با مراکز مشاوره و نیز بهره گیری از نظرات و راهنمایی های مشاوران آگاه نیز میتواند کمک بسیاری به انسان در تهیۀ راه حلهای مناسب ارائه کند.
امام علی(ع) در ضرورت این کار میفرماید:
«هَلَکَ مَن لَیسَ لَهُ حَکِیمٌ یُرشدُهُ؛[8] کسی که حکیمی ندارد تا او را ارشاد نماید، هلاک میشود.»
عامل دیگری که میتواند در تهیۀ راه حلهای مناسب مؤثر واقع شود، بهره گیری از تجربۀ دیگران در مسئلۀ مدنظر و موضوع های همانند آن است؛ چراکه انسانها گاهی با پیمودن راهی به نتایج خوب و شیرین دست مییابند و گاهی با شکست و ناکامی روبه رو میشوند که این خود نوعی تجربۀ تلخ و شیرین است.
دیگران میتوانند باتوجه به شرایط و موقعیتی که در آن قرار دارند، از این تجربه های تلخ یا شیرین درس بگیرند و راههای اشتباه طی شده به وسیلۀ دیگران را تجربه نکنند.
با این کار دیگر براى به دست آوردن راه حل، نیازى به تکرار تجربه و یافتن راه حل نیست. رسول خدا(ص) دراین باره میفرمایند:
«… لا حَکیمَ إِلاّ ذُو تَجْربِةٍ؛[9] آنکس که تجربه نیندوزد، خردمند نیست.»
امام علی(ع) میفرماید:
«مَنْ غَنِی عَنِ التَّجَارِبِ عَمِی عَنِ الْعَوَاقِبِ؛[10] کسی که خود را از تجربه ها بینیاز بداند، سرانجام امور را نخواهد دید.»
برای اینکه در این مرحله از احتمال اشتباه بکاهیم، باید از افراد شایسته و دانا به موضوع بهره بگیریم.
کسی که بدون بررسی اقدام کند، ناچار به بیگانه تکیه خواهد کرد و درنتیجه به بیراهه خواهد رفت و از راه حل درست باز خواهد ماند. امام علی(ع) میفرماید:
«الطُّمَأْنِینَةُ إِلَى کلِّ أَحَدٍ قَبْلَ الِاخْتِبَارِ مِنْ قُصُورِ الْعَقْل؛[11] تکیه و اعتماد کردن به کسی پیش از اختبار و بررسی، نشانۀ کم عقلی است.»
ارزیابی پیامدهای راه حلها و انتخاب گزینه برتر
پس از آنکه مشکل تعریف شد و راه حلهای احتمالی آن گردآوری شد، باید دربارۀ شیوۀ کار تصمیم گرفت.
برای این کار لازم است فرد نگاه کوتاهی به پاسخهای احتمالی بیندازد و از میان آنها هر کدام را که شدنی و امکانپذیر اس دارد، انتخاب کند. از امام صادق(ع) در این باره آمده است که فردی خدمت رسول خدا (ص) رسید و از ایشان درخواست موعظه کرد.
حضرت خطاب به او فرمود:
«اگر تو را نصیحت کنم به آن عمل میکنی؟» (و سه مرتبه این پرسش را از آن شخص پرسیدند) و در هر سه بار عرض کرد بله (عمل میکنم). پیامبر(ص) فرمود: «به تو سفارش میکنم که اگر تصمیم بر کاری ، به عاقبت آن بیندیش و عجله نکن، پس اگر آن کار باعث رشد و پیشرفت تو بود به آن عمل کن و اگر باعث انحراف بود از آن صرفنظر کن».[12]
بنابراین، برای نمونه، فردی که میخواهد در زمینۀ انتخاب رشتۀ تحصیلی تصمیمگیری کند، نخست باید از رشته های تحصیلی گوناگون، که به آن علاقه مند است،
فهرست تهیه کند، سپس کاستی ها و خوبی های هریک را به صورت ستونی در زیر رشتۀ تحصیلی یادشده بنویسد و درنهایت، با جمع بندی آنها تصمیم نهایی را بگیرد.
البته، باید توجه کرد که در بیشتر موقعیت ها تنها یک راه حل درست وجود ندارد، بنابراین، اگر نخستین انتخاب مؤثر واقع نشد، باید انعطاف نشان داد و طرحهای دیگر را نیز امتحان کرد. روش برخورد حضرت ابراهیم (ع) با بتپرستان بهترین الگو برای پیاده کردن این مرحله است.[13]
اجرای آزمایشی راه حل انتخابی
هرچند همیشه فرصت اجرای آزمایشی را نداریم، ولی در مواردی که این امکان وجود دارد، نباید آن را نادیده گرفت.
اگر راهکاری که برای حل مشکل انتخاب کرده اید، موفقیت آمیز بود چه بهتر؛ وگرنه، باید مراحل گوناگون حل مسئله را دوباره بررسی کرد که آیا مشکل به درستی شناسایی شده است یا خیر؟
آیا همۀ راه حلهای ممکن در نظر گرفته شده است یا خیر؟ آیا در قضاوت و رتبه بندی راه حلها، سوگیری منفی وجود داشته است و آیا حل مسئله با مقصود ما ارتباط واقعی داشته یا خیر؟
و… . فرض کنید کسی میخواهد ورزش را شروع کند، بهجای اینکه یکباره برنامۀ سنگین بگذارد، میتواند یک هفته سبک تمرین کند تا ببیند آیا برایش مناسب است یا نه.
بازخوردگیری
اگر درپی حل مؤثر مسئله هستیم، باید پس از اجرای راهکار، بازخوردگیری کنیم و برآیند آن را مشاهده کنیم. نباید از اینکه اقدام ما شکست خورده است، نگران باشیم. البته باید به این نکته توجه کنیم که در بازخوردگیری آثار کوتاه مدت، راهکار به آسانی مشاهده میشود،
ولی آثار بلندمدت در زمان کوتاه مشاهده پذیر نیست. البته کسانی هستند که میتوانند از هماکنون آثار بلندمدت را از روی نشانه های آشکارشدۀ آن تشخیص دهند. این نیاز به تیزبینی و تخصص دارد.
مثلا دانشآموزی که روش جدیدی برای درس خواندن انتخاب کرده، بعد از یک ماه نمراتش را بررسی میکند تا ببیند آیا این روش مؤثر بوده یا نه.
انتخاب گزینۀ نهایی
انتخاب گزینۀ نهایی باید مبتنیبر بازخوردگیری باشد و نباید بر تصمیم اولیه اصرار داشته باشیم. برای ارزیابی، باید به این پرسشها پاسخ داد که آیا با انتخاب این راهحل، هدف مورد نظر تأمین شده است یا خیر؟ آیا نتیجه رضایتبخش است یا خیر؟… . ممکن است بعد از اجرای آزمایشی و بازخوردگیری یکی از دو اتفاق بیفتد:
الف) همان گزینۀ انتخاب شده را (ولو با اندک اصلاحی) مناسب ببینیم؛
ب) سراغ گزینۀ دیگر برویم، البته این گزینه ممکن است از آغاز مورد توجه بوده باشد یا در اجرای آزمایشی تولید شده باشد.
جمعبندی
در مواجهه با مشکلات زندگی، آنچه بیش از خودِ مشکل اهمیت دارد، نوع نگاه و شیوۀ برخورد ما با آن است. نخستین گام، اصلاح باورهای نادرست درباره مشکلات است؛ زیرا این باورها میتوانند مسیر تصمیمگیری را منحرف کرده و حتی تلاشهای ما را بینتیجه یا معکوس کنند.
پس از آن، با اولویتبندی درست مسائل، باید مهمترین مسئله را شناسایی کرده و از پرداختن به امور فرعی پرهیز کرد تا انرژی و زمان بهدرستی صرف شود. در ادامه، تعریف دقیق مسئله نقش کلیدی دارد؛ زیرا بدون شناخت صحیح، امکان حل درست وجود ندارد.
سپس باید با نگاهی باز و بدون قضاوت، راهحلهای مختلف را شناسایی و با بهرهگیری از عقل، مشورت و تجربۀ دیگران، بهترین گزینهها را بررسی کرد. در این مسیر، توجه به حق، دوری از هواهای نفسانی و واقعبینی بسیار مهم است. پس از انتخاب راهحل مناسب، ارزیابی پیامدهای آن و در صورت امکان اجرای آزمایشی، به تصمیمگیری بهتر کمک میکند.
در نهایت، با بازخوردگیری و بررسی نتایج، میتوان تصمیم نهایی را اتخاذ کرد و در صورت نیاز، مسیر را اصلاح نمود. در مجموع، حل صحیح مشکلات نیازمند نگاهی واقعبینانه، تصمیمگیری آگاهانه، انعطافپذیری و بهرهگیری از عقل، تجربه و مشورت است.
منابع
[1]. محمدباقر مجلسی، محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق ، ج 75، ص 7.
[2]. محمدبن حسین جمال خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکلم، تصحیح جمالالدین حسینی ارموی، تهران، دانشگاه تهران، ج 5، ص 330.
[3]. همان، ج 4، ص 506.
[4]. همان، ج 1، ص 394.
[5]. همان، ج 7، ص 353.
[6]. ر.ک. علی حسینزاده، مهارتهای سازگاری، قم، مؤسسۀ آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)، 1393.، ص 68.
[7]. حسینبن محمد جمال خوانساری، همان، ج 6، ص 164.
[8]. محمدباقر مجلسی، همان، ج 71، ص 236.
[9]. ابوالقاسم پاینده، نهجالفصاحه، تهران، دنیای دانش، 1382، ص 675.
[10]. حسینبن محمد جمال خوانساری، همان، ج 5، ص 346.
[11]. عبدالواحدبن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، قم، دارالکتاب الاسلامی، 1410ق، ص 416.
[12]. محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، ج 8، ص 150.
[13]. ر.ک. انعام (6)، آیات 76-79.





