اعتماد به نفس واقعی چیست؟
اعتماد به نفس چیست چه انواعی دارد و چگونه میتواند مسیر موفقیت انسان را تغییر دهد؟
شاید برای خیلیها این سؤال مطرح باشد که چرا بعضی افراد با اطمینان و قدرت در مسیر زندگی حرکت میکنند، اما برخی دیگر با وجود تواناییهای فراوان، دچار تردید و ناتوانیاند. این مسئله نشان میدهد که موضوع «اعتمادبهنفس» یکی از اساسیترین عوامل موفقیت و پیشرفت انسان است و فهم درست آن میتواند مسیر زندگی را تغییر دهد. اما اعتمادبهنفس دقیقاً به چه معناست؟ آیا فقط به معنای احساس خوب نسبت به خود است یا ابعاد عمیقتر و گستردهتری دارد؟ و چگونه میتوان آن را در زندگی تقویت کرد؟ در ادامه، به تعریف اعتمادبهنفس، انواع آن و آثار و فوایدی که در زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد، پرداخته میشود.
تعریف اعتمادبهنفس
اعتمادبهنفس نیرویی است که هر فرد برای انجام فعالیتهای خود از آن بهره میگیرد و در همۀ انسانها به درجههای گوناگون وجود دارد. اعتمادبهنفس یعنی کشف تواناییها و امکانات نهفته در درون خود و خود را با همۀ ظرفیت و ظرافت شناختن و یافتن است. اعتمادبهنفس یعنی به خود متکی بودن و فرزند خصال خویشتن بودن و بر خوان گستردۀ خود نشستن و بهره بردن است. اعتمادبهنفس یعنی ایمان داشتن فرد به تواناییها و استعدادهای خود و احساسات افتخارآمیز و مثبت او نسبتبه خود.[1]
ناگفته پیداست که اعتمادبهنفس در مقابل اعتماد به انسانهای دیگر مطرح میشود، نه در مقابل اعتماد به خدا شهید مطهری دراینباره میفرماید: «اعتمادبهنفس یعنى اتکال به انسان دیگر نداشتن، کار خود را تا جایى که ممکن است خود انجام دادن و از احدى تقاضا نکردن… . اعتمادبهنفسى که اسلام در انسان بیدار مىکند این است که امید انسان را از هرچه غیر عمل خودش است از بین مىبرد».[2]
پس خودباوری و اعتمادبهنفس در طول اعتماد، توکل و تفویض امور به خداوند متعال است؛ چه اینکه در بینش اسلامی نیروها و عظمتهای شخصی مستقل و وابسته به شخص نیستند، بلکه برآمده از کانون قدرتآفرین الهیاند.
انسان باید با تکیه و اطمینان به الطاف خداوند، خود را شکوفا کند و ازتوانمندیهایش بهره جوید. تا انسان به خداوند متعال و قدرت او اعتقاد نداشته باشد، نمیتواند به خویش اعتماد داشته باشد. امام خامنهایK دراینباره میفرماید: «برای شخص معتقد به خدا میان تکیه داشتن به خود و به خدا یک نوع تلازم و توافق هست و حتی بدین اعتبار که اتکای به نفس یکی از ابعاد صبر محسوب میشود، درواقع، وسیله و موجبی برای اتکای به خدا نیز هست؛ زیرا بیصبری در برابر حوادث تلخ زندگی و دهشتزدگی از مقابله با مصائب اختیاری، که نموداری از عدم اتکای به نفس است، موجب دوری و فراموشی از خدا نیز میشود».[3]
حال که مفهوم اعتمادبهنفس روشن شد، میتوان مهارت اعتمادبهنفس را تعریف کرد. مهارت اعتمادبهنفس به این معناست که فرد از ارزشها و مهارتهایش در زمینههای گوناگون آگاه باشد و قادر باشد بهگونهای رفتار کند که این ارزشها را به دیگران نشان دهد.
اعتمادبهنفس انواع و اقسام گوناگونی دارد که در ادامه، بررسی میشود.
اعتمادبهنفس رفتاری به معنای قابلیت و توانایی در عمل کردن و انجام دادن کارهاست. از کارهای ساده گرفته تا کارهای سخت. این همان نوع از اعتمادبهنفس است که مورد نظر بیشتر افراد است.
منظور از این نوع اعتمادبهنفس، توانایی در تسلط و به کنترل درآوردن دنیای احساس و عواطف است. اینکه بدانیم چه احساساتی داریم. معنای آنها را بفهمیم و بتوانیم انتخابهای احساسی درست بکنیم و از خود در مقابل درد و رنج روحی و لطمهها و صدمههای عاطفی محافظت کنیم و بدانیم چگونه روابطی صمیمی و سالم برقرار کنیم.
این نوع از اعتمادبهنفس همان اعتماد و ایمان فرد به جهان هستی و کل آفرینش و موجودات است. این نوع از اعتماد است که به زندگی انسان هدف میدهد و به فعالیتها و رفتارهای او جهت میبخشد.
شاید بتوان گفت در میان مهارتهای زندگی، هیچچیز مانند اعتمادبهنفس، نقشآفرین و موفقیتآور نیست. مطالعههای روانشناسان بارها این حقیقت را ثابت کرده است که علت اصلی توفیق اشخاص در کارها آن است که از خود انتظار موفقیت داشتهاند. مطالعۀ زندگی بزرگان نیز تأییدکنندۀ این مطلب است که پیروزی درخشان مردان بزرگ تاریخ در سایۀ اعتمادبهنفس حاصل شده است. چهبسیار افرادی وجود داشتهاند که از نظر استعداد در سطح متوسطی بودند ولی با اعتمادبهنفس و مجاهدت و تلاش خستگیناپذیر خود به مدارج عالی دست یافتند و برعکس، افرادی بسیاری هستند که از استعدادهای عالی برخوردارند، ولی بهدلیل کمبود اعتمادبهنفس به رشد و تعالی نرسیدهاند. همینطور اعتمادبهنفس موجب میشود:
تردید و هراس از بین برود؛
رکود و جمود به شور و تحرک تبدیل شود؛
عشق و انگیزۀ فرد نسبتبه زندگى و تلاش افزون شود؛
روحیۀ نوگرایى، ابتکار و نوآوری افراد بارور شود؛
خودباختگى، احساس حقارت و ضعف فکرى و فرهنگى درمان شود؛
ترس از عدم موفقیت و شکست از بین برود؛
شخصیت افراد رشد کند و ارتقا یابد؛
ناامیدى را از بین میبرد، انسان را نسبتبه دستیابی به اهداف امیدوار میسازد؛
ظرفیت لذت بردن از موفقیتها و کنار آمدن با شکستها در انسان بهوجود آید؛
شهامت مقابله با چالشهای زندگی ایجاد شود و فرد خطرپذیری حسابشده انجام دهد؛
روابط سودمند متقابل شکل گیرد و تقویت شود؛
قدرت یادگیری و تجربهاندوزی انسان در زندگی افزایش یابد و استعدادهای نهفتۀ او شکوفا شود.
علاوهبر آثار فردی، تقویت این روحیۀ حیاتى، در سازمان و مجموعۀ مدیریتى، کارکنان را وامىدارد تا با اتکاى به خود و خلاقیت و نوآوری، بدون آنکه منتظر کمک مادى یا فنى و یا فکرى دیگران باشند، خود روى پاى خود بایستند و مجموعه را به پیش برند. مهمتر از آن، اینکه انسانهایى که از اعتمادبهنفس و شخصیت مستقل برخوردارند، مىتوانند استقلال مملکت خویش را نیز از نظر سیاسى، اقتصادى، فرهنگى، نظامى و… حفظ کنند و روحیۀ خودکفایى و خودگردانى و حفظ شرافت ملى را در ملت خود تقویت کنند. به همین خاطر است که استعمارگران در طول تاریخ، برای دستیابی به اهدافشان تلاش میکنند اعتمادبهنفس ملتها را بگیرند و در مقابل روحیۀ خودباختگی را القا کنند.[4]
جمعبندی
اعتمادبهنفس، نیرویی بنیادین در وجود انسان است که با شناخت تواناییها، تکیه بر خویشتن و در عین حال اتکا به خداوند شکل میگیرد. این ویژگی در ابعاد مختلف رفتاری، عاطفی و معنوی جلوهگر میشود و نقش تعیینکنندهای در موفقیت فردی و اجتماعی دارد. انسانِ دارای اعتمادبهنفس، نهتنها بر تردیدها و ترسهای خود غلبه میکند، بلکه مسیر رشد، خلاقیت، پیشرفت و حتی استقلال فردی و اجتماعی را برای خود و جامعهاش هموار میسازد.
[1]. ر.ک. فیلیپا دیویس، اعتمادبهنفس، ترجمۀ محمد عیوضی و وجیهه شجاعی، تهران، سارگل، 1386، ص 5.
[2]. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، تهران، صدرا، 1380، ج 16، ص 205.
[3]. سیدعلی حسینی خامنهای، گفتاری در باب صبر، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1383، ص 107.
[4]. ر.ک. سیدروحالله موسوی خمینی، صحیفۀ امام، تهران، مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1378، ج 18، ص 190.





