سلمان فارسی چه ویژگیهایی داشت که پیامبر(ص) او را از اهلبیت دانست؟
نقش سلمان فارسی در گسترش اسلام و حمایت از ولایت
سلمان فارسى نخستين ايرانى است كه پس از جستجوى دامنه دار و رنج هاى فراوان و پيمودن راه هاى طولانى و سفرهاى پرماجرا و گرفتار شدن به بردگى، گم شده خويش را پيدا كرد.
او از چشمه زلال اسلام ناب محمّدى سيراب گرديد و گوى سبقت را در ديندارى و تقوا از هم كيشان خويش ربود و مدال پرافتخار «سلمان از ما اهل بيت است»[1] را از پيامبر (ص) دريافت نمود و به سلمان محمّدى معروف شد.[2]
پيامبر (ص) درباره پيشگامى سلمان به اسلام فرمود:
پيشگامان چهار نفرند؛ من پيشگام عرب به اسلام هستم. صهيب پيشگام روميان به اسلام است. سلمان پيشگام ايرانيان به اسلام است و بلال پيشگام حبشه به اسلام مىباشد.[3]
پيامبر (ص) در تعبير بالاترى فرمود: من پيشگام همه فرزندان آدم هستم، و سلمان پيشگام مردم ايران است.[4]
سلمان از نخستين شيعيان
سلمان فارسى نه تنها از ايرانيان پيشگام به اسلام است، بلكه وى از پيشگامان تشيع و از اعضاى اصلى هسته مركزى تشيع بود.
تشيع در عصر پيامبر (ص) پىريزى شد و در غدير خم، با نصب امام على توسط پيامبر رسماً اعلام گرديد و پيشگامان شيعه چهار نفر بودند كه عبارتند از:
«سلمان، ابوذر، مقداد و عمار». اين چهار نفر از همان آغاز پيدايش تشيع شيعه بودند، و هرگز به راه ديگر نرفتند، سلمان از افرادى است كه حتى يك لحظه در حقانيت تشيع شك نكرد، و يك لحظه از پيروى اميرمؤمنان على (ع) منحرف نشد.
سلمان و ماجراى سقيفه
در ماجراى سقيفه، سلمان به دنبال اكثريت نرفت و با وجود آن كه سخت تحت فشار بود و شكنجه ديد، از مرز تشيع خارج نشد.[5] هنگامى كه ابوبكر به عنوان خليفه انتخاب شد، سلمان فارسى در زمره معترضين قرار گرفت و از ناراحتى به فارسى گفت: «كرديد و نكرديد»، يعنى تسليم سخن پيامبر (ص) درباره على (ع) در روز غدير خم، نشديد.
جمله «ندانيد كه چه كرديد» را به عنوان سرزنش گفت؛ يعنى كار شما از روى جهل و گمراهى بود و نه براساس آگاهى و هدايت.[6]
سلمان و ماجراى بيعت گرفتن از على (ع)
در ماجراى بيعت گرفتن از اميرمؤمنان على (ع) براى ابوبكر، سلمان با على (ع) بود و در هر فرصتى از آن حضرت دفاع مى كرد و هرگز او را تنها نگذاشت و آشكارا با اين كه در خطر بود اعتراض مى كرد و مى فرمود:
«اى فرزندان روزگار، بر شما هلاكت باد! آيا مى دانيد چه گامهايى بر زيان خود برداشتيد، و چون امّتهاى پيش، از هوس هاى نفسانى خود پيروى كرديد، و از سنت پيامبر (ص) دورى نموده، مقام امامت را از مركز و اهل آن ربوديد؟! سلمان به دفاع از على (ع) ادامه داد تا آنكه ماجرا شدت گرفت.
حضرت على (ع) به سلمان فرمود: «سكوت كن» آن گاه سلمان به امر امام (ع) ساكت شد.[7]
سلمان و تبليغ از على (ع)
سلمان همواره، مردم را به پيروى از حضرت على (ع) دعوت مى كرد و روش او را شيوه پيامبر (ص) مى دانست و مى گفت: پيامبر خدا (ص) فرمود:
«انَّ عَلِيّاً بابٌ فَتَحَهُ اللّهُ، مَنْ دَخَلَهُ كانَ مُؤمِناً، وَ مَنْ خَرَجَ مِنْهُ كانَ كافراً.[8] همانا على درى است كه خداوند آن را گشوده است، هر كس كه در آن وارد شود مؤمن است، و هر كس كه از آن خارج گردد كافر است».
و گاهى مى گفت:
پيامبر (ص) فرمود:
«خَيْرُ هذِهِ الْامَّةِ عَلىّ بنُ ابِىطالِبٍ.[9] بهترين فرد اين امت، على است».
پس از رحلت پيامبر، مرد مسافرى براى تحقيق و يافتن راه حق به مدينه آمد و نزد سلمان، ابوذر و مقداد كه در كنار هم نشسته بودند نشست و تقاضاى راهنمايى كرد. سلمان به او گفت: بر تو باد، كه به كتاب خدا قرآن بپيوندى، و بر تو باد پيوند با على بن ابىطالب (ع)، زيرا على (ع) با قرآن است و از آن جدا نمى گردد.[10]
سلمان آماده دفاع از امامت
در ماجراى حوادث پس از جريان سقيفه چهل نفر از مهاجران و انصار به حضور على (ع) آمدند و چنين گفتند: سوگند به خدا تو اميرمؤمنان و بهترين و سزاوارترين انسانها نسبت به پيامبر هستى، دستت را به ما بده تا با تو بيعت كنيم، سوگند به خدا آماده ايم كه در اين راه تا حدّ كشته شدن بايستيم!
حضرت على (ع) فرمود:
اگر راست مى گوييد برويد فردا صبح با سر تراشيده نزد من حاضر شويد. حضرت على خودش، موى سرش را تراشيد، فرداى آن روز نخستين كسى كه با سر تراشيده به حضور على (ع) آمد، سلمان بود و پس از وى مقداد و سپس ابوذر با سرهاى تراشيده آمدند. [و ديگر هيچكس نيامد] اين قضيه بار ديگر اتفاق افتاد امّا ديگران تخلف كردند و اين سه نفر بر سخن خود ايستادند.[11]
سلمان و راهنمايى به سوى امام حق
سلمان در پيروى از امام حق و راهنمايى افراد به سوى آن حضرت لحظه اى نياسود. در عصر خلافت ابوبكر و عمر، گاهى افراد و يا گروه هايى براى جستجوى خليفه واقعى پيامبر (ص)، به مدينه مى آمدند و براى اطمينان پرسش هايى مطرح مى كردند كه ابوبكر و عمر از پاسخ به آنها درمى ماندند.
سلمان فارسى در اين فرصت ها به سوى امام على (ع) مى رفت و او را حاضر مى كرد و آن حضرت به پاسخ پرسش ها مى پرداخت و براى همگان روشن مى شد، كه حضرت على (ع) اعلم مسلمانان پس از پيامبر (ص) و خليفه بر حق او است.[12]
جمع بندی
سلمان فارسی پس از سالها جستوجوی حقیقت و تحمل سختیهای فراوان، اسلام را پذیرفت و به یکی از برجستهترین یاران پیامبر(ص) تبدیل شد.
او به دلیل ایمان، تقوا و اخلاص فراوان، مورد توجه ویژه پیامبر قرار گرفت و پیامبر(ص) او را «از اهلبیت» دانست.
سلمان نخستین ایرانی مسلمان و از پیشگامان تشیع بود و همراه با ابوذر، مقداد و عمار از اولین پیروان وفادار امام علی(ع) به شمار میآمد. پس از رحلت پیامبر(ص)، سلمان در ماجرای سقیفه و بیعت گرفتن برای خلافت، از حقانیت امام علی(ع) دفاع کرد و با وجود فشارها از حمایت از ولایت دست نکشید.
او همواره مردم را به پیروی از امام علی(ع) دعوت میکرد و در معرفی ایشان به عنوان شایستهترین جانشین پیامبر تلاش مینمود.
سلمان با وفاداری، بصیرت و استقامت خود نقش مهمی در ترویج اسلام و دفاع از امامت و ولایت ایفا کرد و تا پایان عمر در این مسیر ثابتقدم باقی ماند.
منابع
[1]. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البيان، بیروت، دارالمعرفه، 1408 ق، ج 2، ص 427؛ سید محسن امین، اعيان الشيعه، بیروت، دارالتعارف،
1403 ق، ج 7، ص 286.
[2]. سید محسن امین، اعيان الشيعه، همان، ج 7، ص 287.
[3]. حافظ ابونعيم احمد بن عبدالله، حلية الاولياء، بیروت، دارالکتاب العربی، 1407 ق ج 1، ص 185.
[4]. محمد محمدى اشتهاردى، زندگى پرافتخار سلمان فارسى، تهران، پیام آزادی، 1373، ص 52، به نقل از احمد بن علی طبرسی،
[5] . احمد بن على طبرسى، احتجاج طبرسى، همان، ج 1، ص 245.
[6] . سید محسن امین، اعيان الشيعه، همان، ج 1، ص 28.
[7] . احمد بن علی طبرسی، احتجاج طبرسى، همان، ج 1، ص 246- 247.
[8] . . سليم بن قيس عامرى، کاشف الغطاء العامه، نجف، بیتا، 248.
[9] . سید محسن امین، اعيان الشيعه، همان، ج 7، ص 287.
[10] . احمد بن علی طبرسی، احتجاج طبرسى، همان، ج 1، ص 230.
[11] . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء و التراث، 1403 ق ، ج 22، ص 341.
[12]. احمد بن علی طبرسی، احتجاج طبرسى، همان، ج 1، ص 307- 308؛ عبدالحسین امینی، الغدير، قم، للدراسات الاسلامیه، 1416 ق،
ج 7، ص 78.





