
امضای تفاهمنامه همکاری علمی و پژوهشی پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(علیه السلام) و دانشگاه افسری امام حسین(علیه السلام)
28 مهر, 1405#یادداشت روز
هزینههای میلیاردی عربستان در جنگ یمن؛ وقتی برتری تسلیحاتی به پیروزی راهبردی نمیرسد
بررسی تحلیلی هزینههای نظامی عربستان سعودی در جنگ یمن، نقش تسلیحات پیشرفته، ناکامیهای راهبردی، پیامدهای اقتصادی و انسانی و درسهای این منازعه.
میلیاردها دلار هزینه؛ چرا جنگ یمن به معادلهای پیچیده برای عربستان تبدیل شد؟
در جنگهای معاصر، پیروزی را نمیتوان صرفاً با تعداد جنگندهها، حجم تسلیحات یا میزان هزینههای نظامی اندازهگیری کرد. تجربه جنگ یمن نشان داده است که حتی برخورداری از منابع مالی گسترده و تجهیزات پیشرفته نیز لزوماً به معنای تحقق اهداف سیاسی و امنیتی نیست. آنچه در نهایت سرنوشت یک منازعه را تعیین میکند، ترکیبی از قدرت نظامی، راهبرد سیاسی، شناخت محیط عملیاتی و توانایی تبدیل دستاوردهای میدان نبرد به نتیجهای پایدار است.
مداخله نظامی ائتلاف به رهبری عربستان سعودی در یمن که در مارس ۲۰۱۵ آغاز شد، با هدف حمایت از دولت بهرسمیتشناختهشده بینالمللی یمن و مقابله با پیشروی نیروهای انصارالله شکل گرفت. بااینحال، تداوم درگیریها و پیچیدهشدن ابعاد داخلی و منطقهای بحران، پرسشهای مهمی را درباره نسبت هزینههای نظامی و دستاوردهای راهبردی ریاض مطرح کرد.
پرسش اصلی این است: آیا هزینههای گسترده نظامی توانستهاند امنیت پایدار و نتیجه سیاسی مطلوب عربستان را تضمین کنند، یا این کشور را با مجموعهای از هزینههای مستمر و چالشهای پیچیدهتر روبهرو ساختهاند؟
برتری تسلیحاتی در برابر واقعیتهای میدان نبرد
عربستان سعودی طی سالهای گذشته یکی از خریداران بزرگ تسلیحات در جهان بوده و به سامانههای پیشرفته هوایی، مهمات هدایتشونده و تجهیزات دفاعی دسترسی داشته است. بااینحال، برتری در فناوری نظامی زمانی به مزیت راهبردی تبدیل میشود که با اهداف روشن، شناخت دقیق شرایط میدانی و برنامهای واقعبینانه برای پایان منازعه همراه باشد.
یمن به دلیل جغرافیای کوهستانی، ساختارهای اجتماعی پیچیده، پراکندگی مراکز قدرت و تعدد بازیگران داخلی، محیطی دشوار برای دستیابی به پیروزی سریع و پایدار بوده است. در چنین شرایطی، توان هوایی و تجهیزات پیشرفته میتوانند ظرفیت عملیاتی قابلتوجهی ایجاد کنند، اما بهتنهایی قادر نیستند اختلافات سیاسی و اجتماعی را حلوفصل کنند.
از منظر نظامی، باید میان سه مفهوم تمایز قائل شد: برتری تسلیحاتی، موفقیت عملیاتی و پیروزی راهبردی. اولی به کیفیت و کمیت تجهیزات مربوط است؛ دومی به دستیابی به اهداف مشخص در میدان نبرد؛ و سومی به تحقق اهداف سیاسی و امنیتی در بلندمدت.
مشکل زمانی آغاز میشود که موفقیتهای عملیاتی نتوانند به توافق سیاسی پایدار منجر شوند. در این وضعیت، هزینههای نظامی ادامه مییابند، درحالیکه نتیجه نهایی همچنان نامطمئن باقی میماند.
جنگ نامتقارن؛ چگونه هزینههای نظامی افزایش مییابد؟
یکی از ویژگیهای مهم جنگ یمن، ماهیت نامتقارن بخشهایی از درگیری است. در جنگ نامتقارن، طرفین از نظر منابع مالی، فناوری، سازمان نظامی و ظرفیت لجستیکی در یک سطح قرار ندارند. بااینحال، طرف ضعیفتر از نظر تسلیحاتی میتواند با بهرهگیری از پراکندگی نیروها، موشکها، پهپادها و تاکتیکهای فرسایشی، هزینه عملیات طرف مقابل را افزایش دهد.
این مسئله معادله سنتی قدرت نظامی را پیچیده میکند. در شرایطی که یک طرف برای مقابله با تهدیدها به سامانههای گرانقیمت شناسایی و رهگیری نیاز دارد، طرف دیگر ممکن است با ابزارهایی ارزانتر تهدیدهایی ایجاد کند که مقابله با آنها مستلزم صرف منابع بیشتر باشد.
البته این مقایسه بهتنهایی برای اثبات برتری اقتصادی یک طرف کافی نیست. هزینه واقعی هر حمله، نرخ موفقیت سامانههای دفاعی، میزان خسارت احتمالی و هزینههای پشتیبانی باید با دادههای معتبر محاسبه شوند.
بااینحال، یک نتیجه روشن است: در جنگهای فرسایشی، توانایی تحمیل هزینه به طرف مقابل میتواند به اندازه قدرت تخریب یا تصرف سرزمین اهمیت پیدا کند.
رقم ۱۰۰ میلیارد دلار؛ هزینه واقعی جنگ یا برآوردی نیازمند بررسی؟
در ارزیابی هزینههای نظامی عربستان، باید میان بودجه دفاعی کشور، قراردادهای خرید تسلیحات و هزینه مستقیم عملیات نظامی در یمن تفاوت قائل شد. این سه شاخص از نظر اقتصادی و حسابداری یکسان نیستند.
برای نمونه، ارزش قرارداد خرید جنگنده یا سامانه دفاعی لزوماً به معنای هزینهای نیست که صرفاً برای جنگ یمن پرداخت شده است. چنین تجهیزاتی ممکن است برای مأموریتهای مختلف، دفاع از قلمرو، بازدارندگی منطقهای و برنامههای بلندمدت نظامی خریداری شده باشند.
همچنین، هزینه جنگ تنها به خرید تجهیزات محدود نمیشود. نگهداری و تعمیر سامانهها، تأمین مهمات، عملیات هوایی، حملونقل، پشتیبانی لجستیکی و جایگزینی تجهیزات آسیبدیده نیز در محاسبه هزینههای نظامی اهمیت دارند.
بنابراین، هر ادعایی درباره هزینه صدها میلیارد دلاری یک منازعه باید بر اساس دوره زمانی مشخص، تعریف دقیق هزینهها و منابع قابل راستیآزمایی بررسی شود.
بر اساس دادههای مؤسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم، هزینه نظامی عربستان سعودی در سال ۲۰۲۴ حدود ۸۰٫۳ میلیارد دلار برآورد شده است. این رقم به مخارج نظامی سالانه کشور مربوط میشود و نباید با هزینه مستقیم جنگ یمن یکسان تلقی شود.
از منظر روزنامهنگاری تحقیقی، انتشار رقم بزرگ بدون توضیح درباره منشأ، روش محاسبه و محدوده زمانی آن میتواند تصویری نادرست از واقعیت اقتصادی منازعه ارائه کند. تحلیل معتبر باید روشن کند که چه مقدار از هزینهها مستقیماً به عملیات یمن مربوط بوده و چه بخشی به ساختار عمومی دفاعی عربستان اختصاص داشته است.
اقتصاد جنگ؛ هزینهای فراتر از خرید تسلیحات
هزینههای نظامی پیامدهایی فراتر از بودجه دفاعی دارند. در اقتصاد سیاسی جنگ، مفهوم «هزینه فرصت» اهمیت ویژهای دارد؛ یعنی منابعی که برای یک هدف مصرف میشوند و در نتیجه امکان استفاده از آنها برای اهداف دیگر کاهش مییابد.
هزینههای طولانیمدت نظامی ممکن است بر اولویتهای سرمایهگذاری عمومی، توسعه زیرساختها، آموزش، بهداشت و برنامههای تنوعبخشی اقتصادی اثر بگذارند. بااینحال، تعیین میزان دقیق این اثرات مستلزم بررسی ساختار بودجه، منابع درآمدی دولت و سناریوهای جایگزین است.
از سوی دیگر، قراردادهای تسلیحاتی بزرگ میتوانند برای کشورهای صادرکننده درآمد و اشتغال ایجاد کنند و روابط امنیتی میان دولتها را گسترش دهند. در مقابل، کشور خریدار علاوه بر قیمت اولیه، ممکن است برای نگهداری، آموزش، قطعات یدکی و پشتیبانی فنی به تأمینکنندگان خارجی وابسته شود.
به همین دلیل، ارزیابی اقتصادی قدرت نظامی نباید فقط بر ارزش خرید تسلیحات متمرکز باشد؛ بلکه باید هزینه چرخه عمر تجهیزات و میزان اثربخشی آنها در تحقق اهداف امنیتی را نیز در نظر بگیرد.
پیامدهای انسانی؛ هزینهای که در حسابهای نظامی دیده نمیشود
در کنار هزینههای مالی، جنگ یمن پیامدهای انسانی گستردهای برای مردم این کشور داشته است. سالها درگیری، تخریب زیرساختها، آوارگی و اختلال در خدمات درمانی و شبکههای تأمین آب و غذا، زندگی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار داده است.
این پیامدها را نمیتوان صرفاً با ارزش تجهیزات نظامی یا مخارج عملیاتی اندازهگیری کرد. آسیب به مدارس، مراکز درمانی، شبکههای حملونقل و منابع معیشتی میتواند آثار بلندمدتی بر توسعه اقتصادی و سرمایه انسانی جامعه بر جای بگذارد.
از منظر حقوق بینالملل بشردوستانه، همه طرفهای درگیر موظفاند از غیرنظامیان محافظت کنند و اصول تفکیک، تناسب و اقدامات احتیاطی را رعایت کنند. بررسی مسئولیتهای حقوقی نیز باید بر پایه شواهد معتبر و ارزیابی مستقل صورت گیرد.
در واقع، یکی از خطاهای رایج در تحلیل جنگها، تمرکز بیش از اندازه بر توازن نظامی و کمتوجهی به هزینههایی است که مردم عادی متحمل میشوند. هیچ ارزیابی جامعی از کارآمدی یک راهبرد نظامی بدون توجه به پیامدهای انسانی آن کامل نخواهد بود.
آیا عربستان در یمن با شکست راهبردی روبهرو شد؟
پاسخ به این پرسش به معیارهایی بستگی دارد که برای تعریف موفقیت یا شکست در نظر گرفته میشوند. اگر معیار صرفاً انجام عملیات نظامی یا واردکردن خسارت به طرف مقابل باشد، ارزیابی با زمانی که هدف، دستیابی به یک نظم سیاسی پایدار و کاهش بلندمدت تهدیدهای امنیتی است، تفاوت خواهد داشت.
برای بررسی عملکرد راهبردی عربستان، دستکم چهار شاخص اهمیت دارد:
۱. تحقق اهداف سیاسی: آیا اهداف اولیه مداخله بهصورت پایدار محقق شدند؟
۲. کارآمدی اقتصادی: آیا نتایج حاصل با هزینههای مستقیم و غیرمستقیم عملیات تناسب داشتند؟
۳. امنیت بلندمدت: آیا منازعه به کاهش پایدار تهدیدها انجامید یا زمینه تداوم آسیبپذیریهای امنیتی را فراهم کرد؟
۴. نتیجه سیاسی و انسانی: آیا روند جنگ به توافقی پایدار، کاهش خشونت و بهبود شرایط زندگی مردم یمن کمک کرد؟
این شاخصها امکان میدهند عملکرد نظامی و سیاسی بدون اتکا به شعارهای تبلیغاتی بررسی شود. همچنین، باید توجه داشت که تحولات یمن تنها تابع تصمیمهای عربستان نبوده و نقش نیروهای داخلی یمن، سایر بازیگران منطقهای، میانجیگریهای بینالمللی و تغییرات سیاسی نیز در نتیجه منازعه مؤثر بوده است.
ازاینرو، تعبیر «شکست راهبردی» زمانی از اعتبار تحلیلی برخوردار خواهد بود که با شواهد مشخص درباره اهداف اولیه، نتایج حاصل و هزینههای پرداختشده پشتیبانی شود.
درس جنگ یمن برای آینده سیاست امنیتی منطقه
تجربه یمن یک واقعیت مهم را یادآوری میکند: قدرت نظامی بدون راهبرد سیاسی منسجم، ممکن است بهجای حل بحران، هزینههای آن را افزایش دهد.
نخست آنکه خرید تسلیحات پیشرفته باید در چارچوب اهداف روشن امنیتی انجام شود. دوم آنکه برنامهریزی نظامی باید احتمال جنگ طولانی، هزینههای نگهداری تجهیزات و آسیبپذیری در برابر روشهای نامتقارن را در نظر بگیرد. سوم آنکه دیپلماسی و مذاکره نباید صرفاً ابزارهایی جانبی تلقی شوند؛ آنها بخش مهمی از راهبرد امنیتی برای کاهش هزینهها و جلوگیری از بازگشت منازعه هستند.
همچنین، هرچه جنگ طولانیتر شود، اهمیت ارزیابی مستمر هزینه ـ فایده افزایش مییابد. ادامه عملیات صرفاً به دلیل منابعی که تاکنون هزینه شدهاند، میتواند تصمیمگیرندگان را در دام هزینههای غرقشده گرفتار کند؛ یعنی هزینههای گذشته بهجای ارزیابی منافع و زیانهای آینده، مبنای تصمیمگیری قرار گیرند.
در چنین شرایطی، بازنگری در اهداف، بررسی گزینههای دیپلماتیک و سنجش مستقل نتایج، نشانه ضعف نیست؛ بلکه بخشی از تصمیمگیری عقلانی در سیاست دفاعی است.
جمعبندی؛ معیار واقعی قدرت، امنیت پایدار است
جنگ یمن نشان داد که برخورداری از منابع مالی و تسلیحات پیشرفته، بهتنهایی تضمینکننده پیروزی در منازعات پیچیده نیست. برتری نظامی زمانی ارزش راهبردی پیدا میکند که بتواند به اهداف سیاسی روشن، کاهش پایدار تهدیدها و ایجاد شرایط مناسب برای پایان درگیری منجر شود.
هزینههای نظامی عربستان باید در همین چارچوب بررسی شوند؛ نه صرفاً بر اساس ارزش قراردادهای تسلیحاتی یا تصاویر میدان نبرد، بلکه با توجه به میزان تحقق اهداف، پیامدهای اقتصادی و نتیجه سیاسی منازعه.
از منظر یک ارزیابی واقعبینانه، مهمترین پرسش این نیست که یک کشور چه میزان برای جنگ هزینه کرده است، بلکه این است که در برابر منابع مصرفشده، چه دستاورد پایداری به دست آورده و چه هزینههایی را به آینده منتقل کرده است.
قدرت نظامی زمانی به موفقیت راهبردی تبدیل میشود که امنیت را پایدارتر کند، نه آنکه صرفاً هزینه ادامه درگیری را افزایش دهد. این مهمترین درسی است که تجربه جنگ یمن برای سیاستگذاران منطقه و تصمیمگیرندگان حوزه دفاعی به همراه دارد.




