آیا تاریخ واقعاً به سوی پیروزی حق پیش میرود؟
اگر در طول تاریخ بارها حق شکست خورده و باطل قدرت گرفته است، از کجا میتوان گفت سرانجام تاریخ به پیروزی حق و عدالت ختم خواهد شد؟
پاسخ
در نگاه نخست، تاریخ بشر چندان شبیه مسیری رو به عدالت و حقیقت نیست. جنگها، ظلمها، استبدادها، شکست جریانهای حق و قدرتیافتن حکومتهای ستمگر، بخش مهمی از تاریخ انسان را تشکیل داده است. بنابراین این پرسش جدی مطرح میشود که اگر حق در بسیاری از مقاطع شکست خورده است، بر چه اساسی میتوان گفت تاریخ در نهایت به سوی پیروزی حق حرکت میکند؟
آیا هر پیروزی موقت، به معنای پیروزی نهایی است؟
اگر معیار قضاوت این باشد که هر جریان در هر مقطع تاریخی که قدرت بیشتری دارد، پیروز نهایی محسوب شود، در این صورت تاریخ پر از پیروزیهای باطل خواهد بود. اما چنین برداشتی، تفاوت میان پیروزی موقت و سرنوشت نهایی تاریخ را نادیده میگیرد.
قرآن از تغییر و جابهجایی قدرتها در تاریخ سخن میگوید:
«وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ» (آلعمران: ۱۴۰)؛ یعنی روزگار و قدرت میان مردم دستبهدست میشود. بنابراین، از منظر قرآن، غلبه یک جریان در یک مقطع تاریخی، بهتنهایی نشاندهنده حقانیت یا پیروزی نهایی آن نیست.
پس چرا باطل بارها قدرت میگیرد؟
این مسآله را نمی توان انکار کرد، قرآن نیز نمیگوید در تمام مقاطع تاریخی، حق بر باطل غلبه دارد. برعکس، از جابهجایی شرایط و آزمون انسانها سخن میگوید.
خداوند میفرماید:
«إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ (رعد: ۱۱)؛ یقیناً خدا سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی دهد تا آنکه آنان آنچه را در وجودشان قرار دارد به زشتی ها و گناه تغییر دهند».
بنابراین وضعیت جوامع به عملکرد خود آنان نیز وابسته است. ضعف، شکست یا عقبماندگی یک جامعه را نمیتوان صرفاً با ادعای حقانیت آن جامعه توجیه کرد. از سوی دیگر، سنتهای الهی تغییرناپذیرند.[1]
آیا تاریخ سرانجام نقطه پایانی دارد؟
قرآن برای تاریخ بشر فرجامی مشخص ترسیم میکند که در آن، با وجود فراز و نشیبها و پیروزیهای موقت حق و باطل، سرانجام حق، عدالت و حاکمیت صالحان تحقق مییابد.
خداوند میفرماید:
«وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ (قصص: ۵)؛ و ما می خواستیم به آنان که در آن سرزمین به ناتوانی و زبونی گرفته شده بودند، نعمت های با ارزش دهیم، و آنان را پیشوایان مردم و وارثان گردانیم».
همچنین درباره غلبه دین حق میفرماید:
«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ…(توبه: ۳۳)؛ اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند».
بنابراین، در نگاه قرآنی، ظلم و باطل سرنوشت نهایی تاریخ نیست و تحقق کامل این وعدهها، بر اساس آموزههای اسلامی، با ظهور حضرت مهدی(عج) و برپایی عدالت جهانی ارتباط دارد. با این حال، فرجام نیک تاریخ به معنای بینیازی انسان از انتخاب، مبارزه و مسئولیت نیست؛ بلکه تحقق وعده الهی در بستر ایمان، عمل صالح، مقاومت در برابر ظلم و اصلاح وضعیت جوامع صورت میگیرد.
جمعبندی
اینکه در برخی دورههای تاریخی باطل پیروز شده یا حق شکست خورده است، به این معنا نیست که تاریخ هدف و مسیر مشخصی ندارد. از نگاه قرآن، تاریخ عرصه هدایت، انتخاب، آزمون و مبارزه همیشگی حق و باطل است.
پیروزی نهایی حق نیز به این معنا نیست که حق در همه مقاطع تاریخی پیروز بوده است؛ بلکه یعنی شکستها و پیروزیهای موقت، سرنوشت نهایی تاریخ را تعیین نمیکنند و در پایان، عدالت و حاکمیت صالحان بر حق استوار خواهد شد.
بنابراین، برای فهم یک حادثه تاریخی نباید فقط به این نگاه کرد که «چه کسی در آن زمان قدرت بیشتری داشت؟» بلکه باید پرسید این وضعیت موقتی است یا پایدار، چه عواملی در شکلگیری آن نقش داشته و این حادثه در مسیر کلی تاریخ چه جایگاهی دارد.
در نتیجه، ایمان به پیروزی نهایی حق، به معنای نادیده گرفتن شکستها و خسارتهای تاریخی نیست؛ بلکه یعنی تاریخ را در چارچوب سنتهای الهی، انتخاب و مسئولیت انسان و مقصد نهایی آن ببینیم.
منابع
[1] . فاطر(35)، آیه 43.





