logo-new-javabgoo4logo-new-javabgoo4logo-new-javabgoo4logo-new-javabgoo4
  • صفحه اصلی
  • موضوعات
    • اخلاق (167)
    • اعتقادات و کلام (95)
    • تاریخ (22)
    • دفاعی (13)
    • سبک زندگی (117)
    • سیاسی (26)
    • عرفان و تصوف (3)
    • فقه اهل سنت (5)
    • فقه واحکام (50)
    • قرآن و عترت (242)
    • مراجع عظام (245)
    • مشاوره‌ (1280)
  • درباره
    • درباره ما
    • تماس با ما
    • ورود
  • دستیار هوش مصنوعی
پژوهشگاه امام صادق (ع)
✕
  • شما اینجا هستید
  • مطالب
  • تاریخ تاریخ اسلام
  • اقدامات قریش برای بازگرداندن مسلمانان از حبشه

اقدامات قریش برای بازگرداندن مسلمانان از حبشه

دسته بندی ها
  • تاریخ اسلام
برچسب ها

س: اقدامات قریش برای بازگرداندن مسلمانان از حبشه چه بود؟

ج: چون قريش از رفاه و آسودگى مهاجران در حبشه خبر يافتند بر آنان شدند كه دو مرد نيرومند و شكيبا از قريش نزد نجاشى فرستند تا مسلمانان مهاجر را از كشور حبشه براند و به مكه بازگرداند تا دست قريش در شكنجه و آزار آنان باز شود. بدين منظور عبدالله بن ابى ربيعه  و عمرو بن عاص ‍ بن وائل  را با هديه هايى براى نجاشى و وزراى او فرستادند.
ابوطالب  با خبر يافتن از كار قريش اشعارى براى نجاشى فرستاد و او را بر نگهدارى و پذيرايى و حمايت از مهاجران ترغيب كرد. [1]
عبداللّه و عمرو به حبشه آمدند و دستور قريش را اجرا كردند و هداياى نجاشى را تقديم داشتند و به وى گفتند: پادشاها! جوانانى بى خرد از ما كه كيش قوم خود را رها كرده و به كيش تو هم در نيامده و دينى نو ساخته آورده اند كه نه ما مى شناسيم و نه تو، به كشورت پناه آورده اند كه اكنون بزرگان قوم يعنى پدران و عموها و اشراف طايفه شان ما را نزد تو فرستاده اند، تا اينان را به سوى آنان بازگردانى ، چه آنان خود به كار اينان بيناتر و به كيش نكوهيدهشان آشناترند. نجاشى گفت : نه به خدا قسم ، آنان را تسليم نمى كنم تا اكنون كه به من پناه آورده و در كشور من آمده و مرا بر ديگران برگزيده اند، آنان را فراخوانم تا از گفتارتان پرسش كنم . نجاشى اصحاب رسول خدا را فراخواند و كشيشها را نيز فراهم آورد، رو به مهاجران مسلمان كرد و گفت : اين دينى كه جدا از قوم خود آورده ايد و نه كيش من است و نه كيش ديگر ملل جهان ، چيست ؟
جعفر بن ابى طالب سخن خود آغاز كرد و گفت : پادشاها! مخالفت دينى ما با ايشان به خاطر پيغمبرى است كه خدا در ميان ما مبعوث كرده است و او ما را به رها كردن بتها و ترك بخت آزمايى دستور داده و به نماز و زكات امر فرموده و ستم و بيداد و خونريزى بى جا و زنا و ربا و مردار و خون را بر ما حرام فرموده ، و عدل و نيكى با خويشاوندان را واجب ساخته و كارهاى زشت و ناپسند و زورگويى را منع كرده است .
نجاشى گفت : خدا عيسى بن مريم را هم به همين امور برانگيخته است ، سپس جعفر بن ابى طالب به درخواست نجاشى به تلاوت سوره مريم مشغول شد و چون به اين آيه رسيد: و هزّى اليك بجذع النخلة تساقط عليك رطبا جنيّا فكلى و اشربى و قرّى عيناً… اى مريم ! شاخ درخت را حركت ده تا از آن براى تو رطب تازه فروريزد و روزى خود تناول كنى  پس ، از اين رطب تناول كن و از اين چشمه آب بياشام …[2]  نجاشى گريست و كشيشهاى او نيز گريستند، آنگاه نجاشى رو به عمرو و عبداللّه  كرده گفت : اين سخن و آنچه عيسى آورده است هر دو از يك جا فرود آمده است ، برويد كه به خدا قسم : اينان را به شما تسليم نمى كنم و هداياى آنان را پس فرستاد و به مسلمانان گفت : برويد كه شما در امانيد.[3] بعد از بازگشتن عمروبن عاص  و عبداللّه بن ابى ربيعه  از كشور حبشه ، رجال قريش فراهم آمدند و بر آن شدند كه عهدنامه اى عليه بنى هاشم  و بنى مطلب  بنويسند كه از آنان زن نگيرند، به آنان زن ندهند، چيزى به آنها نفروشند و چيزى از آنها نخرند.
عهدنامه رانوشتند و نويسنده آن منصوربن عكرمه و به قولى : نضر بن حارث بود كه دست او فلج شد، آنگاه عهدنامه را در ميان كعبه آويختند.
كار بنى هاشم  و بنى مطلب  كه در شعب ابى طالب  محصور شده بودند به سختى و محنت مى گذشت ، زيرا قريش خواربار را هم از ايشان قطع كرده بود و جز موسم حج (ماه ذى الحجه ) و عمره (ماه رجب ) نمى توانستند از شعب  بيرون آيند. رسول خدا در موسم حج و عمره بيرون مى آمد و قبايل را به حمايت خويش دعوت مى كرد، امّا ابولهب  پيوسته مى گفت : گول برادرزاده ام را نخوريد كه ساحر و دروغگوست .
در اين هنگام قريش نزد ابوطالب  كه پيوسته حامى رسول خدا بود، پيام فرستادند كه محمد را براى كشتن تسليم كن تا تو را بر خويش پادشاهى دهيم . ابوطالب در پاسخ قريش قصيده لاميه خود را گفت و اعلام داشت كه بنى هاشم  در حمايت رسول خدا تا پاى جان ايستادگى دارند.[4]

[1] سيرة النبى ، ج 1/356 – 357؛ اعلام الورى ، ص 55؛ بحارالانوار، ج 18/418.

[2] مريم /24 و 25.

[3] بدگويان شما زيان كارانند (سه بار چنين گفت ).

[4] ديوان ابوطالب ، ص 100 – 134 (به نقل از ابن ابى الحديد، ج 14/79.)

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

انقلاب حضرت مهدی عج

انقلاب حضرت مهدی عج

26 مهر, 1405

بعد از پیروزی انقلاب مهدی؛ زندگی چگونه است؟


مطالعه کامل
طواف

طواف

8 مرداد, 1405

 طواف دور کعبه برای رسیدن به حقیقت حج کافی است ؟


مطالعه کامل
حج

حج

5 مرداد, 1405

راز تفاوت حج با دیگر عبادات


مطالعه کامل
سلمان فارسی

سلمان فارسی

3 مرداد, 1405

سلمان فارسی چگونه زمینه گسترش تشیع در ایران را فراهم کرد؟


مطالعه کامل
مرکز جوابگو

مرکز جوابگو ، با هدف جوابگویی دینی و تخصصی راه اندازی گردیده است و با بهره گیری از اساتید و فضلای حوزه و دانشگاه در ده گروه تخصصی پرسش‌های مخاطبان جواب می دهد ..


بیشتر بخوانید
تمام حقوق مربوط به پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق علیه السلام می باشد
    پژوهشگاه امام صادق (ع)