سلمان فارسی چگونه زمینه گسترش تشیع در ایران را فراهم کرد؟
نقش سلمان فارسی در فتح ایران و گسترش تشیع
سلمان فارسی از تأثیرگذارترین شخصیتهای صدر اسلام به شمار میآید که حضور او تنها به همراهی با پیامبر(ص) محدود نشد، بلکه در گسترش اسلام و شکلگیری اندیشه تشیع در ایران نیز نقش مهمی داشت.
رفتار حکیمانه، عدالتمحوری و وفاداری او به اهلبیت(ع)، جایگاه ویژهای در میان ایرانیان ایجاد کرد. در ادامه، نقش سلمان در فتح ایران، حکومت مدائن و تأثیر او بر رشد و گسترش تشیع در ایران بررسی میشود.
نقش سلمان در فتح ايران
افكار برجسته سلمان، در ميدانهاى جنگ به شكلهاى گوناگون بروز مىكرد و چاره ساز بود. او گاهى با طرحها و ابتكارات خاص[1] و گاهى با دعوت حكيمانه و سخنان خيرخواهانه به سپاه اسلام دلگرمى مى داد و دشمن را به راه حق مى آورد.
در ماجراى فتح مدائن، سعد وقاص، فرمانده سپاه اسلام بود، او فرمان داد تا سپاه از رود دجله عبور كنند. در آن وضع دلهره آميز و نگران كننده كه حتى فرمانده در اضطراب بود، سلمان در كنار فرمانده لشكر بود و او را با اين سخنان دلدارى مى داد:
«مردم تازه مسلمان شده اند و به گناه آلوده نيستند. از اين رو آب و دريا همچون خشكى برايشان رام شده است. سوگند به خدايى كه جان سلمان در دست اوست، همه دسته دسته از اين رود خواهند گذشت ….[2]
خود سلمان پيشاپيش گروه هايى بود كه با اسب از رودخانه گذشتند و به كنار حصار مدائن رسيدند.
سخنان سلمان در مدائن سبب شد تا دو شهر از شهرهاى مدائن و ايوان و كاخ مدائن، از جمله تيسفون كه سالها پايتخت ساسانيان بود، بدون درگيرى به دعوت وى تسليم لشكر اسلام شود، و حدود چهار هزار نفر از سپاه ويژه و گارد ايران كه تحت فرماندهى «رستم فرخزاد» بودند، از سپاه او جدا شده، به سپاه مسلمانان بپيوندند.
دعوت سلمان براى اسلام آوردن ايرانيان در مدائن بدين صورت بود: «همانا اصل و نسب من از شما ايرانيان مى باشد و من در سه چيز خيرخواه شما هستم، و صلاح شما در آنها است:
الف) اگر اسلام بياوريد، برادر ما هستيد و در اموال ما شريك بوده و بر شما است همان تكليفى كه بر ما است.
ب) تسليم شويد و به مسلمانان جزيه بدهيد.
پ) در غير اين دو صورت، با شما مىجنگيم، همانا خدا، خائنان را دوست ندارد.»[3]
سلمان استاندار مدائن
يكى از بخش هاى مهم زندگى درخشان سلمان، حكومت نوزده ساله او به عنوان استاندار مدائن، پايتخت شاهان منقرض شده ساسانى و مركز ايران پيشين بود.
پيامبر(ص) در فرصتهاى گوناگون از فتح و پيروزى وسيع آينده اسلام خبر داد. در جنگ خندق و فتح مكه، از فتح ايران و … پيشگويى كرد و حتى در مورد فتح ايران و كاخ مدائن و بيان شكل آن با سلمان گفتگو كرد و سلمان او را تصديق نمود.
در حالى كه منافقين، اين اخبار را به استهزاء گرفتند.
روزى پيامبر (ص) به سلمان فرمود:
«هنگامى كه فارس به دست مسلمانان افتاد، تاج كسرى بر سر تو نهاده مى شود.» سلمان پس از فتح، براى لحظه اى تاج را بر سر گذاشت و سپس بر زمين نهاد و به عمامه كرباسى خود اكتفا كرد.[4]
پس از فتح مدائن، در آغاز حذيفة بن يمان به طور موقت حاكم مدائن شد سپس خليفه دوم- با توجه به شايستگى سلمان، با صلاحديد حضرت على (ع)- سلمان را براى فرمانروايى مدائن برگزيد.
سرگذشت و جزئيات فرمانروايى سلمان در مدائن به شكل زمانبندى شده در تاريخ نيامده، بلكه فرازهايى از آن به طور جسته و گريخته ذكر شده كه از آنها مى توان چنين نتيجه گرفت كه اساس حكومت وى بر عدالت، زهد، ساده زيستى، رعايت دقيق حقوق اقشار مختلف و قاطعيت در اجراى حدود الهى استوار بوده است.
شيوه فرمانروايى او براساس شيوه حكومت اميرمؤمنان على (ع) تنظيم شده بود.[5]
براى اين كه تا حدودى به شيوه حكومتدارى سلمان در مدائن پى ببريد، مى توانيد به نامه اعتراض آميز خليفه دوم به نحوه زندگى ساده سلمان و پاسخ قاطع او در تغيير ندادن شيوه زندگيش مراجعه كرد.
وى در فرازى از آن نامه مى نويسد: «اين را بدان كه من به سوى مدائن براى تدبير امور مردم، و اقامه و اجراى حدود الهى در ميان آنها نيامدم مگر اين كه براساس ارشادات و راهنمايى انسان آگاه [حضرت على (ع)] رفتار كنم و تا در ميان مردم مطابق راه و روش و برنامه او زندگى كنم.»[6]
نقش سلمان در تشيع ايرانيان
مهمترين آرمان سلمان، به حاكميت رسيدن تشيع راستين بود و در اين راستا از هيچ كوششى دريغ نورزيد.
وى تا در مدينه بود در هر فرصتى به تبليغ از على (ع) به عنوان امام حق مى پرداخت و پس از آن كه با اجازه على (ع) در زمان عمر حاكم مدائن پايتخت پيشين ساسانيان گرديد،
هموطنان خويش را با گفتار و رفتار به اسلام ناب و تشيع[7] راستين دعوت مى كرد، و مى توان گفت يكى از عوامل مهم گرايش ايرانيان به تشيع، وجود سلمان در مدائن و عملكرد درست وى مى باشد.
دكتر وردى مى گويد: «در سه شهر تشّيع نضج گرفت: يكى در كوفه به سبب وجود عمار ياسر،[8] ديگرى مدائن به سبب حضور سلمان فارسى و سوم جبل عامل به دليل تلاش ابوذر غفارى.[9]
مدائن يكى از شهرهاى شيعه نشين به شمار مى رفت كه درباره آن گفته شده: «اهالى آن منطقه كشاورزند و شيعه امامى اند.
از جمله عادات آنها اين است كه زنان آنها روز از خانه خارج نمى شوند.»[10]
سلمان حقيقت تشيع را كه در عصر پيامبر (ص) تأسيس شده بود و موضوع امامت حضرت على (ع) را كه يك امر الهى بود به روشنى به مردم تفهيم كرد و با عمل و تبليغ خط فكرى اسلام كه همان تشيع است مجسم نمود.
سلمان يك مسلمان و شيعه ايرانى بود، مسلمانى مخلص، مهربان، عادل، زاهد و عالم. وقتى ايرانيان، زندگى اين ايرانى مسلمان را در ترازوى فكر خود مى سنجيدند، اسلام را به طور كامل و خالص در وجود او مى يافتند.
ستايشهايى كه پيامبر اسلام (ص) از سلمان نموده بود، كم و بيش به گوش ايرانيان مى رسيد و مى ديدند كه وى شيعه على (ع) است. در نتيجه به طور طبيعى، بلكه عاشقانه مذهب تشيع را برمى گزيدند.
اكثر مردم مدائن و كوفه و مسافران اين دو شهر ايرانى بودند. ملاقات سلمان با آنها موجب شد كه سنگ نخستين بناى تشيع در اين دو شهر نهاده شود و ترويج شود و سپس به ساير شهرهاى ايران سرايت كند.
پارسايى و صداقت پيشگامان تشيع و مبارزات فرهنگى و سياسى هر كدام نقش مؤثرى در گسترش تشيع و استحكام پايه هاى آن داشت، ولى در نواحى ايران شايد بتوان گفت در آغاز، هيچ عاملى مانند فعاليت هاى سلمان كارساز و ثمربخش نبود.
مراحل رشد و گسترش تشيع در ايران
ممكن است اين سؤال مهم مطرح شود: اگر اسلام در دوران خلافت خليفه دوم وارد ايران گرديد، چرا اكثريت قريب به اتفاق ايرانيان به تشيع گرويدند؟ عوامل تشيع ايرانيان چيست و مراحل سير و گسترش آن كدام است؟ تاريخ تشيع در ايران نشان مى دهد كه ايرانيان از قرن اول به تدريج مرحله به مرحله به تشيع گرويدند و در هر مرحله اى اين گرايش عميق و گسترده تر گرديد.
از سوى ديگر مى بينيم تشيع ايرانيان غالباً اثنى عشرى بوده است. گرچه در برخى از بُرهه ها در مناطقى از ايران شيعه زيديه يا اسماعيليه، بوده اند؛ ولى آنها هم به مرور تشيع دوازده امامى را برگزيده اند.
برخى از كوته بينان يا غرض ورزان، عوامل بى اساس و بى پايه اى براى گرايش ايرانيان به تشيع ذكر كرده اند. اما حقيقت اين است كه منشأ تشيع در ايران، همان روح اسلام خواهى آنها بوده است كه از تبعيضات ناروا و ستم به ستوه آمده بودند و چون عدالت و روح اسلام را در على (ع) و پيشگامان تشيع مثل سلمان يافتند به سراغ آن رفتند.
تشيع بيش از آن كه در ميان ايرانيان مطرح شود، در ميان بنى هاشم و برخى از عرب ها مطرح شد و مراحلى را طى كرد.
تشيع ايرانيان نيز سير تدريجى داشت كه به مراحل آن اشاره مى شود:
الف) مرحله اسلامگرايى ايرانيان در نيمه نخست قرن اول و نقش سلمان فارسى در اين راستا.
ب) مرحله امامت پربار امام على (ع) در كوفه و همراهى موالى ايرانى با آن حضرت.
پ) نهضت امام حسين (ع) و پيامدهاى آن.
ت) جنبش عظيم فرهنگى و علمى امام صادق (ع) و نقش آن در تشيع ايرانيان.
ث) مهاجرت اشعرىها و اعراب به قم و ايجاد نخستين پايگاه تشيع و گسترش آن در ايران.
ج) مهاجرت امام رضا به خراسان و نقش علويان و شاگردان ائمه اطهار در گسترش تشيع در ايران.
چ) نقش عالمان بزرگ شيعه در توسعه تشيع در ايران و ديگر نقاط جهان.
ح) نقش فرمانروايان مثل آل بويه، سلطان محمد خدابنده و صفويه در گسترش تشيع در ايران.
بنابراين در مرحله اولِ نشر تشيع در ايران، سلمان نقش بسزايى داشت؛ زيرا تماس هاى نخستين ايرانيان با مسلمانان در مدائن و نواحى آن آغاز شد و سلمان حدود بيست سال بر آن شهر حاكم بود؛ سلمانى كه شيعه اعتقادى على (ع) و پشتيبان مواضع بر حق آن حضرت در همه مقاطع بود؛ كسى كه روش زندگى اش على گونه بود و توانست بذرهاى نخستين تشيع را در دل ايرانيان بكارد و ديگران در مراحل بعد آن را پرورش دهند تا امروز به صورت شجره طيبه تنومندى درآيد كه در برابر همه طوفان ها بايستد و مقاومت كند.
جمع بندی
سلمان فارسی با ایمان، بصیرت و اخلاق برجسته خود نقش مهمی در تاریخ اسلام و گسترش تشیع در ایران ایفا کرد. او در جریان فتح ایران با تدبیر، شجاعت و دعوت حکیمانه خود، زمینه آشنایی بسیاری از ایرانیان با اسلام را فراهم ساخت و پس از آن نیز در دوران حکومت بر مدائن، با عدالت، ساده زیستی و پیروی از سیره امام علی(ع)، الگوی یک حاکم اسلامی شایسته را به نمایش گذاشت.
رفتار و کردار سلمان باعث شد ایرانیان اسلام حقیقی و مکتب اهلبیت(ع) را در وجود او مشاهده کنند و به تشیع گرایش پیدا نمایند.
همچنین روند گسترش تشیع در ایران، فرایندی تدریجی و چند مرحلهای بود که از زمان سلمان آغاز شد و در دورههای بعد، با تلاش امامان شیعه(ع)، عالمان دینی و حکومتهای شیعی گسترش یافت.
در این میان، سلمان فارسی را میتوان از نخستین و مهمترین شخصیتهایی دانست که بذر تشیع را در دل ایرانیان کاشت و زمینه شکلگیری یکی از بزرگترین پایگاههای تشیع در جهان اسلام را فراهم کرد.
منابع
[1] . سلمان در جنگ احزاب طرح كندن خندق و در جنگ طائف طرح درست كردن منجنيق و در جنگ تبوك ازمحافظان پيامبر بود (جعفر
سبحانی تبریزی، فروغ ابديت، قم، بوستان کتاب، 1386، ج 2، ص 125 و 360.
[2] . محمد بن جریر طبری، تاريخ طبرى، ترجمه: ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، 1362، ج 4، ص 12؛ ابو حنيفه احمد بن داود دينورى، الاخبار الطّوال، قم، شریف رضی، 1373، ص 160- 161.
[3] . محمد بن جریر طبری، تاريخ طبرى، همان، ج 4 ص 14.
[4] . ميرزا حسين نورى، نفس الرحمن، تهران، آفاق، 1411 ق، ص 93؛ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البيان، بیروت، دارالمعرفه، 1408 ق،
ج 2 ص 427.
[5] . همان.
[6] . سيد صدرالدين مدنى شيرازى، الدرجات الرفيعه فى طبقات الاماميه من الشيعه، قم، تراث الشیعه، 1395
[7] . احمد بن علی طبرسی، احتجاج طبرسى، مترجم: حسن مصطفوی، تهران، سنائی، 1362، ج 1، ص 185- 188 و محمدباقر مجلسی،
بحارالانوار، تهران، مکتبه الاسلامیه، 1386، ج 22، ص 360.
[8] . رسول جعفریان، تاريخ تشيع در ايران از آغاز تا طلوع دوره صفویه، تهران، علم، 1388، ج 1، ص 87.
[9] . همان.
[10] . همان، ص 89.
پرسش و پاسخ
سلمان فارسی چه نقش مهمی در گسترش تشیع در ایران داشت؟
سلمان فارسی با ایمان، بصیرت و رفتار عدالتمحور خود به گسترش اسلام ناب و تشیع راستین در میان ایرانیان کمک کرد. او بهویژه در جریان فتح ایران و استانداری بر مدائن با دعوت حکیمانه و عملکرد عادلانه خود، ایرانیان را با اسلام و مکتب اهلبیت(ع) آشنا کرد و الهامبخش گرایش به تشیع شد.
سلمان فارسی چگونه در فتح مدائن نقش داشت؟
سلمان فارسی با سخنرانیهای حکیمانه، تدابیر نظامی و همراهی روحی با سپاه اسلام، اهمیت زیادی در فتح مدائن داشت. بهعنوان نمونه، او در زمان عبور سپاه اسلام از رود دجله، با سخنان اطمینانبخش، فرمانده و سپاه را دلگرم کرد و با دعوت حکیمانه خود، شهرهایی از مدائن بدون درگیری تسلیم سپاه اسلام شدند.
پیامبر(ص) چه پیشگوییای درباره سلمان فارسی انجام داد؟
پیامبر(ص) به سلمان خبر داد که پس از فتح ایران، تاج کسرى بر سر او خواهد رفت. سلمان پس از فتح مدائن این پیشبینی را عملی کرد؛ اما تاج را سریعاً بر زمین گذاشت و با عمامه ساده خود بسنده کرد.
چگونه روش زندگی سلمان موجب جلب ایرانیان به تشیع شد؟
ایرانیان روش زندگی ساده، عدالتمحور و علیگونه سلمان را مظهر اسلام ناب دانستند. ستایشهای پیامبر(ص) از سلمان و نقش او در تأیید امامت علی(ع)، باعث شد که ایرانیان به تشیع گرایش پیدا کنند.





