انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج)؛ موافقان، مخالفان
وقتی انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) شروع شود، موافقان و مخالفانش دقیقاً چه کسانی هستند و چرا اینقدر صفبندیها متفاوت است؟
پاسخ
نسبت به هر انقلابى، گرايشها و مواضع مثبت و منفى وجود دارد؛ در رابطه با انقلاب جهانى حضرت مهدى(عج) نيز چنين خواهد بود. ماجرا این است که وقتی عدالت واقعی و بدون تعارف به میدان بیاید، نقابها کنار میرود و آدمها بر اساس «خواست قلبیشان» صفبندی میشوند.
۱. یارانِ بیدار
یاران اصلی حضرت، آدمهای مؤمن و مستضعفهای پاکباختهای هستند که بالاخره گمشدهشان را در قیام حضرت پیدا کردهاند.
شعار پرچم حضرت خیلی شفاف است «البَيعةُ لِلّه». در برخى از روايات عبارت زير آمده است «الرَّفعةُ للّه عزّوجلّ و اسمعوا و اطيعوا[1] بلندی و رفعت از آنِ خداست، پس بشنوید و اطاعت کنید»..
بعد از شروع انقلاب، وقتی غبار تبلیغات دشمن کنار میرود، مردمِ خسته از ظلم در سراسر دنیا (از هر نژاد و رنگی) به این نهضت میپیوندند و عاشقانه آن را حمایت میکنند. اين خواست تودهها كه ناشى از تحول درونى است و بر اساس سنت الهى سرنوشت آنان را دگرگون خواهد كرد،[2]
2. مخالفانِ منفعتطلب
دسته اولِ مخالفان، کسانی هستند که منافع شخصی و قدرتشان با عدالت در تضاد است؛ مثل سرمایهدارهای فاسد و حاکمهای دیکتاتور.
اینها وقتی نمیتوانند عدالت را تحمل کنند، برای تخریب حضرت بهانه میآورند و میگویند: «انّ هذا ليس من ذرية فاطمة اوْ آل محمد (ص) لو كان من ذُريّتها (او من آل محمد صلی الله علیه و آله) لرحمنا[3] او از ذريه فاطمه يا آل محمد (ص) نيست، اگر چنين بود بر ما رحم مىكرد».
اینها سعی میکنند با سوءاستفاده از اسم پیامبر، به مردم القا کنند که حضرت زیادی خشن است، در حالی که همه اقدامات امام بر اساس حق و عدل است.
3. متحجران و مدعیان دینداری
خطرناکترین مخالفان، آنهایی هستند که ادعای دینداری دارند اما «حب نفس» و قدرتطلبی چشمانشان را کور کرده است.
امام خمینی (ره) خیلی صریح به این واقعیت اشاره میکند: «در حكومت عدل بقية اللّه هم عدالت جارى مىشود. لكن حبّهاى نفسانى در بسيارى از قشرها باقى است و همان حبّهاى نفسانى است كه در بعضى روايات هست كه حضرت مهدى را تكفير مىكنند.[4]
فاجعهبارتر اینکه طبری روایت کرده ۱۶ هزار نفر از «بتریه» در کوفه، با وجود اینکه قاری قرآن و فقیه بودند و ظاهر عبادت داشتند، در مقابل امام میایستند و میگویند: «یا بن فاطمة، ارجع لا حاجة لنا فیک، برگرد به تو احتیاجی نیست» سپس حضرت با آنان مقابله میکند. [5]
جمع بندی
هر انقلابی موافق و مخالف دارد و انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) هم از این قاعده بیرون نیست؛ با این تفاوت که وقتی عدالت واقعی به میدان بیاید، نقابها کنار میرود و صفبندی بر اساس خواست قلبی آدمها شکل میگیرد. یک سو، مؤمنان و مستضعفان خسته از ظلماند که در سراسر جهان به این نهضت میپیوندند، و سوی دیگر، کسانی که منافع، قدرت یا خودخواهیشان با عدالت سازگار نیست، از منفعتطلبهای زورگو تا دیندارانِ خودخواه که ظاهرشان اسلامی است اما قلبشان با حضرت همراه نیست. در نهایت، ملاک همراهی آن حضرت، تسلیم قلبی است، نه ادعا و ظاهر.
[1] . سید محمد صدر، تاريخ ما بعد الظهور، تهران، موعود عصر، 1389، ص 319.
[2] . رعد(13)، آیه 11 و انفال(8)، آیات 53 و 54.
[3] . سید محمد صدر، تاريخ ما بعد الظهور، همان، ص 603- 619.
[4] . روح الله خمینی، صحيفه نور، تهران، مرکز تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1368، ج 16، ص 105.
[5] . محمد بن جرير طبری آملی، دلائل الامامة، تهران، مرکز الطباعه و النشر، 1437 ق، ص 455- 456.





