امام حسين عليه السلام و سکوت در عصر معاويه
اگر امام حسین علیه السلام قصد قیام علیه ظلم را داشت، چرا این کار را در زمان معاویه انجام نداد؟
مسئله سکوت امام حسین علیهالسلام در دوران حکومت معاویه از مباحث مهم و پرسشبرانگیز تاریخ اسلام است؛ پرسشی که همواره ذهن پژوهشگران دینی و علاقهمندان به سیره اهلبیت علیهمالسلام را به خود مشغول کرده است.
چرا امامی که بعدها در برابر ظلم یزید قیامی بزرگ و سرنوشتساز را رهبری کرد، در زمان معاویه دست به اقدام مشابه نزد؟
فهم این موضوع نیازمند شناخت دقیق شرایط سیاسی، اجتماعی و دینی آن دوره و نیز بررسی شخصیت و شیوه حکومتداری معاویه است. در ادامه به بیان علل سکوت امام در مقابل معاویه میپردازیم:
-
شرايط سياسى و اجتماعى عراق
يكى از علل عدم قيام امام حسين عليهالسلام در عصر معاويه، اوضاع خاصّ سياسى و اجتماعى حاكم بر عراق بود.
عراق به عنوان مركز خلافت على عليه السلام و پايگاه طرفداران اهل بيت عليهم السلام همانند عصر امام حسن عليهالسلام گرفتار دنياطلبى و مرعوب قدرت اموىها بود و آمادگى براى قيام و انقلاب را نداشت.
لذا امام حسين عليهالسلام انقلاب در دوران معاويه را چيدن ميوه قبل از رسيدن آن تلقّى مى كند و به كسانى كه بعد از شهادت امام مجتبى عليه السلام از او خواستند تا قيام ضدّ معاويه را رهبرى نمايد فرمود:
« امّا رأى من اين است كه امروز موقع انقلاب نيست، مادامى كه معاويه زنده است سر جاى خود بنشينيد، در خانه ها را به روى خود ببنديد و خود را از موارد اتّهام دور سازيد.»[1]
در اين دوران، شيعيان به رهبرى امام حسين عليه السلام در بازگو نمودن جنايتهاى معاويه و آماده كردن زمينه هاى اجتماعى براى انقلاب همواره تلاش مى كردند.
چنانكه خبر شهادت حجر بن عدى و همراهانش به سرعت از شام و عراق به مدينه رسيد و امام حسين عليه السلام با دوستانش در اين باره سخن گفت.
لذا «مروان بن حكم» احتمال شورش شيعيان را قوىّ دانست و به معاويه نوشت:
«اما بعد، «عمر بن عثمان» به من اطّلاع داد كه عدّهاى از اهل عراق و رجال، نزد حسين بن على رفت و آمد مى كنند. من اين موضوع را تحقيق نمودم، اطّلاع رسيد كه حسين، هم اكنون مصمّم به شورش و سرپيچى از اطاعت شماست نظر خود را در اين باره ابلاغ كن.»[2]
-
شخصيّت معاويه
عامل ديگرى كه مانع قيام امام حسين عليه السلام در دوران معاويه بود زرنگى و زيركى او در حلّ مسائل سياسى و اجتماعى و جايگاه دينى او در جامعه بود.
معاويه با گماشتن مأموران مخفى تمام حركات امام حسين عليهالسلام را با دقّت كنترل مى كرد.
اگر حضرت عليه السلام در زمان او نهضت خود را آغاز مى كرد به احتمال قوىّ قبل از اينكه انقلاب او به جايى برسد و در جامعه مطرح شود ایشان را به شهادت مى رساند چنانكه امام حسن عليه السلام و مالك اشتر به طور مرموز توسط معاويه به شهادت رسيدند.
و از سوى ديگر معاويه آدم ظاهرالصلاحى بود و هرگز علناً مرتكب خلاف نمى شد و سعى مى كرد به بدعتها و جنايت هاى خود رنگ دينى بدهد.
چنانكه او براى مخالفت با على عليه السلام قتل عثمان را بهانه قرار داد و در جريان حكميت موقعيت خود را به نام دين محكم ساخت.
لذا هرگونه مبارزه و جنگ با معاويه نه تنها شكست نظامى در پى داشت بلكه شكست اجتماعى و معنوى را نيز نزد مردمى كه چهره كريه معاويه را نمى شناختند به همراه داشت. بنابراين قيام به نفع اسلام و مسلمانان نبود.
-
قرارداد صلح
مانع ديگرى كه در دوران معاويه براى قيام وجود داشت پيمان صلحى بود كه معاويه با امام حسن عليه السلام بسته بود. گرچه معاويه از روز نخست احترامى به صلحنامه قايل نبود امّا هر موقع لازم مى ديد از آن عليه اهل بيت عليهم السلام بهره مى گرفت.
بعنوان نمونه نامه معاويه به امام حسين عليهالسلام را مى توان ذكر كرد. او وقتى متوجّه شد امام عليه السلام اقداماتى براى آمادگى مردم براى قيام بر ضد حكومت مى نمايد نوشت:
«گزارش پارهاى از كارهاى تو به من رسيده است كه اگر صحّت داشته باشد، من آنها را شايسته تو نمى دانم. سوگند به خدا هر كس پيمان و معاهده اى بندد بايد به آن وفا كند، مخصوصاً شخص بزرگ و شريفى مثل تو، با آن مقام و منزلتى كه نزد خدا دارى، حتماً بايد به پيمان خود پايبند باشى، اينك مواظب خود باش و به عهد خود وفا كن. اگر با من مخالفت كنى، با مخالفت روبه رو مى شوى و اگر بدى كنى بدى مى بينى از ايجاد اختلاف ميان اين امّت بپرهيز.»[3]
بنابراين قيام امام حسين عليه السلام در زمان معاويه ظاهراً نوعى مخالفت با قرارداد صلح نيز به شمار مى رفت.
جمع بندی
با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی دوران معاویه، روشن میشود که عدم قیام امام حسین علیهالسلام به معنای سکوت در برابر ظلم نبود، بلکه نوعی تدبیر و دوراندیشی برای حفظ اسلام و آمادهسازی جامعه به شمار میرفت.
ضعف روحیه مردم عراق، فضای اختناق، سیاست و زیرکی معاویه، و همچنین وجود پیمان صلح امام حسن علیهالسلام، از مهمترین عواملی بودند که امکان یک قیام موفق را از امام حسین علیهالسلام سلب میکردند.
اما پس از مرگ معاویه و روی کار آمدن یزید، شرایط تغییر کرد؛ زیرا یزید آشکارا اصول اسلامی را زیر پا میگذاشت و بیعت با او به معنای تأیید ظلم و فساد بود.
از اینرو امام حسین علیهالسلام برای دفاع از حقیقت و احیای ارزشهای اسلام، قیام عاشورا را آغاز کرد و نام خود را برای همیشه در تاریخ جاودانه ساخت.
منابع
[1] . ابو حنيفه احمد بن داود دينورى، الاخبار الطّوال، قم، شریف رضی، 1373، ص 222.
[2] . همان، ص 224.
[3] . و عبدالله بن مسلم ابن قتیبه، الامامة و السيّاسة، بیروت، دارأضواء، 1410 ق، ج 1، ص 118 و موفق بن احمد خوارزمی، مقتل الحسين، قم، انوارالهدی، 1423 ق، ج 1، ص 262.
پرسش و پاسخ
چرا امام حسین علیهالسلام در عصر معاویه قیام نکرد؟
امام حسین علیهالسلام به دلیل شرایط خاص اجتماعی و سیاسی دوران معاویه، از جمله ضعف روحیه مردم عراق، وجود اختناق و سیاستورزیهای معاویه، قیام نکرد. او این امر را چیدن میوه پیش از رسیدن آن میدانست.
امام حسین علیهالسلام چه توصیهای به هواداران اهل بیت علیهمالسلام در زمان معاویه کرد؟
امام حسین علیهالسلام به هواداران اهل بیت توصیه کرد که تا زمان زنده بودن معاویه، از قیام دست بکشند، در خانههای خود بمانند و خود را از موارد اتهام دور سازند.
چه عاملی باعث شد امام حسین علیهالسلام در زمان معاویه سکوت کند؟
زرنگی و زیرکی معاویه در مسائل سیاسی، کنترل دقیق حرکات امام، و ظاهر صلاح و دیندار معاویه از عواملی بود که امام را از قیام بازداشت.
پیمان صلح امام حسن علیهالسلام چه تأثیری بر تصمیم امام حسین علیهالسلام داشت؟
پیمان صلح امام حسن علیهالسلام یک مانع جدی برای قیام امام حسین علیهالسلام در زمان معاویه بود؛ زیرا قیام در آن زمان به معنای مخالفت با صلح تلقی میشد.
چرا قیام در دوران معاویه موفقیتآمیز نبود؟
در دوران معاویه، علاوه بر ضعف روحیه اجتماعی مردم، سیاستهای اختناقی و ظاهرسازیهای معاویه مانع از موفقیت هر نوع قیام علیه حکومت او شد.
امام حسین علیهالسلام چگونه با ظلم معاویه مقابله کرد؟
امام حسین علیهالسلام با بازگو کردن جنایات معاویه و آمادهسازی زمینههای اجتماعی، تلاش کرد مردم را به ماهیت واقعی حکومت اموی آگاه کند.





