چرا دین اسلام از ما میخواهد هوای هم را داشته باشیم، مگر هرکس مسئول زندگی خودش نیست؟
بی تفاوتی ممنوع
پاسخ
از نگاه اسلام سرنوشت انسانها به هم گره خورده و هیچکس از مسئولیت اجتماعی جدا نیست.
در مقابلِ زندگی مدرن غربی، که اغلب به انزوا، فردگرایی و بی تفاوتی نسبت به دیگران کشیده میشود. اسلام بر ارتباط، همدلی و همراهی انسانها تأکید میکند. در فرهنگ دینی، انسان وظیفه دارد بیرون از مسائل خصوصی و پنهانی، از زندگی هم نوعان خود باخبر باشد، با آنها بجوشد، دردشان را بشنود و در شادی و اندوهشان شریک شود.
این احساس مسئولیت تا جایی پیش میرود که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
«كُلُّكُمْ راعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ[1] همه شما سرپرست [يكديگر] و همه در برابر زير دست خود مسؤوليد.»
چنین نگرشی پایههای «وحدت اسلامی» را میسازد و انسجام امت را تضمین میکند. این اصل فقط یک دستور دینی نیست؛ در فطرت انسان نیز ریشه دارد.
سعدی هم با الهام از همین حقیقت سروده است:
بنیآدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
طرح نظارت عمومى
قرآن بر مراقبت مسئولانه و دلسوزانه مسلمانان نسبت به برادران و خواهران ایمانی، تأکید دارد و میفرماید:
«وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ …(توبه: 71)، مردان و زنان با ایمان، سرپرست و یاور یکدیگرند؛ به خوبیها دعوت و از بدیها بازمیدارند».
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه مینویسد:
مؤمنان، با همه فراوانى و گستردگى، از نظر تعداد و جنسيت در حكم يك شخصيت واحدند و به همين سبب برخى سرپرستى و تدبير امور ديگران را به عهده مى گيرند و آنان را به خوبى ها وا مى دارند و از زشتى ها باز مى دارند و چنين ولايتى در همه ابعاد اجتماعى جارى و سارى است.[2]
این طرح کلیدی اسلام، در چهار سطح اصلی قابل بررسی است:
نظارت اعضای خانواده نسبت به یکدیگر، نظارت ملت نسبت به دولت، نظارت دولت نسبت به ملت، نظارت ملت نسبت به ملت.
الف) نظارت اعضاى خانواده نسبت به يكديگر
اعضای خانواده باید ضمن نظارتی دلسوزانه، همدیگر را برای رسیدن به یک زندگی سالم مادّی و معنوی یاری کنند. خداوند متعال میفرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ …(تحریم: 6)؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، خود و خانواده خود را از آتشی که هیزمش انسانها و سنگهاست حفظ کنید!»
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در تفسیر همین آیه میفرماید: «عَلِّمُوا أَهْليكُمُ الْخَيْرَ[3] به خانوادهتان نیکی و کار خیر بیاموزید.»
ب) نظارت ملّت نسبت به دولت
کارگزاران دولتی، چه مدیران عالی، چه مدیران میانی و چه کارمندان جزء، ممکن است بهدلیل درگیری با مسئولیتهای شغلی، کمکم دچار «عملزدگی»، انحراف، کمکاری یا رفتارهای نادرست شوند؛ اموری که بهطور طبیعی زمینه فساد اداری و حکومتی را فراهم میکند.
به همین دلیل، اسلام با صراحت از مسلمانان میخواهد که با چشم و گوش باز، همه رفتارها و عملکردهای دولت را زیر نظر داشته باشند. این نظارت مردمی، از حقوق قطعی ملت شمرده شده است. کسی که رأی میدهد، حق نظارت نیز دارد.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرماید:
«… أَمَّا حَقِّي عَلَيْكُمْ فَالْوَفاءُ بِالْبَيْعَةِ وَ النَّصِيحَةُ فِي الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِيبِ …[4]؛ اما حق من بر شما این است که به پیمان (بیعت) خود وفادار باشید و در آشکار و نهان خیرخواهی کنید». جالب اینجاست که امام علیهالسلام «نصیحت و نظارت ملت» را از حقوق مسلمِ دولت میداند؛ یعنی هم دولت حق ندارد از پذیرش این حق مردم شانه خالی کند، و هم مردم نباید از انجام این وظیفه سر باز بزنند.
پ) نظارت دولت نسبت به ملّت
نظارت دولت بر امور ملّت نيز امرى بديهى است كه نياز به برهان ندارد و حتّى مى توان گفت: فلسفه وجودى دولت را، نظارت، برنامه ريزى و حلّ و فصل كارهاى مردم تشكيل مى دهد كه بدون آن، دولت و حكومت، مفهومى ندارد.
ت) نظارت ملّت نسبت به ملّت
این نوع نظارت، اصلیترین و مؤثرترین گونه نظارت اجتماعی است؛ نظارتی که در یک «بسیج فراگیر و پایدار»، تکتک افراد جامعه اسلامی را نسبت به همکیشان و همنوعان خود مسئول میداند. قرآن کریم، یکی از امتیازهای مهم و سازنده مؤمنان را «توصیه به حق» معرفی میکند و میفرماید:
«… الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ …(عصر: 3) «تواصی به حق» یعنی اینکه مؤمنان یکدیگر را به پیروی از حق و پایبندی به آن سفارش کنند. این مفهوم گستردهتر از امر به معروف و نهی از منکر است و حوزه عقاید، افکار و هر نوع تشویق و ترغیب به کارهای شایسته را دربرمیگیرد.[5]
نظارت کارشناسانه
با توجه به آنچه گذشت، شايد اين توهّم پيش آيد كه اسلام به هر كس و در هر موقعيت علمى و اجتماعى اجازه مىدهد كه در همه كارها دخالت كند و اظهار نظر نمايد.
براى رفع چنين توهّمى مى گوييم:
نظارت همگانى به معناى دخالت همه افراد- اعم از دانا و نادان- نيست؛ زيرا اين روش نه شدنى است و نه صورت شرعى دارد؛ بلكه مراد از «نظارت همگانى» اظهار نظر مردمی است که آگاهی لازم در این زمینه را دارند، چنانكه حضرت صادق عليه السلام، پيرامون «امر به معروف و نهى از منكر»- كه بخشى از «نظارت همگانى» است- مى فرمايد:
آمر و ناهى بايد آگاه، عادل و خوش برخورد باشد[6] در قرآن مجيد نيز آمده است:
«وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ امَّةٌ يَدْعُونَ الَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ (آل عمران: 104)؛ گروهى از شما بايد (مردم را) به خير و صلاح دعوت كنند و به خوبىها فرمان دهند و از بدىها باز دارند.»
پر واضح است كه اين گروه بايد داراى شرايط نظارت عمومى و امر به معروف و نهى از منكر باشند.
جمع بندی
نظارت همگانی در اسلام یعنی اینکه هیچکس نسبت به سرنوشت فردی و اجتماعی دیگران بیتفاوت نباشد. این نظارت از دل خانواده آغاز میشود، به رابطه ملت و دولت میرسد و در نهایت همه افراد جامعه را شامل میشود. قرآن و روایات، این مسئولیت را نوعی خیرخواهی و همراهی برای ساختن جامعهای پاک، امن و پویا میدانند.
اسلام تأکید میکند که این نظارت باید عاقلانه، دلسوزانه و بر پایه تخصص باشد؛ نه دخالتگری بیضابطه. نتیجه چنین نگاهی، جلوگیری از فساد، رشد اخلاقی، افزایش اعتماد عمومی و شکلگیری جامعهای سالم است که در آن هرکس به اندازه توان خود در مسیر خیر مشارکت دارد.
منابع
[1] . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء و التراث، 1403 ق، ج 75، ص 38.
[2] . سیدمحمدحسین طباطبائی، المیزان، مترجم: سید محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1378، ج 9، ص 338.
[3] . اسماعیل بن محمد جوزی اصفهانی، الترغيب و الترهيب، قاهره، دارالحدیث، بیتا، ج 1، ص 121.
[4] . محمد بن حسین شریف رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، قم، هجرت، 1414 ق، خطبه 34، ص 114.
[5] . محمد حسین طباطبائی، الميزان، همان، ج 20، ص 357.
[6] . محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشيعه، قم، آل البیت، 1414 ق، ج 11، ص 403.





