علل قیام عاشورا؛ چرا امام حسین(ع) قیام کرد؟
چه شرایط و اتفاقاتی باعث شد امام حسین(ع) تصمیم بگیرد قیام کند؟
از منظر بسيارى از انديشمندان، سه عنصر محورى در شكل گيرى و پيدايش قيام عاشورا نقش داشته اند.[1]
1)درخواست بيعت
2)دعوت كوفيان
3)اصلاحطلبى و احياى دين (امر به معروف و نهى از منكر)
اينك به بررسى و تحليل هر يك از عوامل ذكر شده و ميزان تأثير آنها در پيدايش نهضت مى پردازيم:
1.درخواست بيعت و امتناع امام (ع)
هرچند درخواست بيعت و عكس العمل منفى و قاطع امام در برابر آن كه به مهاجرت سياسى او از مدينه به مكه و سرانجام به شهادت او ختم گرديد به عنوان يكى از عوامل قيام شمرده شده اما اين ادعا كافى نيست؛ زيرا از برخى سخنان حضرت استفاده مى شود كه امام (ع) از مدتها قبل درصدد مبارزه با حاكميت امويان بوده اما به دليل جوّ نامساعد جامعه آن را به فرصتى ديگر موكول نموده است.
امام (ع) در پاسخ نامه كوفيان- كه بعد از- شهادت امام حسن (ع) از آن حضرت درخواست قيام و خلع معاويه را داشتند- ابراز داشت كه: «ميان او و معاويه عهد و پيمانى است كه شكستن آن جايز نيست تا آن زمان كه معاويه بميرد و آن گاه در اين باره انديشه خواهد كرد.[2]
2.دعوت كوفيان
با تأمل در مطالبى كه ذكر شد ضعف مبانى كسانى كه دعوت كوفيان را عامل ديگر قيام دانسته و نقش زيادى به آن مى دهند روشن مى گردد؛ چون دعوت كوفيان چنان كه گفته شد اولًا در دوران معاويه نيز بوده است در حالى كه امام پاسخ مثبت به آن نداده است.
ثانياً صحّت چنين ادعايى مستلزم آن است كه در صورت انصراف كوفيان از دعوت خويش امام نيز از ادامه قيام دست بردارد در حالى كه حماسى ترين سخنان حضرت مبنى بر ادامه نهضت، بعد از انصراف كوفيان، ايراد شده است.[3]
نتيجه آن كه دعوت كوفيان را بايد علت مهاجرت امام از مكه به كوفه دانست نه علت قيام آن حضرت. و بين اين دو فرق زيادى است؛ چنان كه سخنان حضرت در برابر سپاه- حُرّ و نيز در برابر سپاه عمر بن سعد در روز عاشورا و … بيانگر صحت نكته ياد شده است.
شهيد مطهرى (ره) نيز در زمينه نقش دعوت كوفيان در قيام حسينى مى فرمايد:
« در ميان اين عامل ها- در پيدايش قيام عاشورا- اتفاقاً كوچكترين آنها از نظر تأثير، عامل دعوت مردم كوفه است و الا اگر عامل اساسى اين بود- آن وقتى كه به امام خبر رسيد كه زمينه كوفه ديگر منتفى شد امام مى بايست دست از آن حرف هاى ديگرش برمى داشت و مى گفت: خيلى خوب حالا كه اينجور شده پس ما بيعت مى كنيم ….[4]
3.اصلاح طلبى و احياى دين (امر به معروف و نهى از منكر)
تحليل و بررسى عميق وقايع تاريخى در پنجاه سال بعد از رحلت پيامبر (ص) در جهان اسلام و نيز سخنان و سيره امام حسين (ع) در موضع گيرى نسبت به آنها به خصوص حوادث سالهاى 60 و 61 هجرى، درستى اين نظريه را اثبات مى كند.
توضيح آنكه سير تدريجى بازگشت به جاهليت، كه بعد از رحلت پيامبر (ص) از طريق تفكيك امامت و رهبرى آغاز شد (ماجراى سقيفه) سرانجام با حاكميت يزيد به نقطه اوج خود نزديك مى شد. گستره فساد و بحران در ابعاد گوناگون اعتقادى، سياسى، اجتماعى، اقتصادى و … به حدّى بود كه عالىترين مقام رسمى كشور اسلامى، به عنوان خليفه پيامبر (ص) و اميرالمؤمنين مرتكب اعمالى مىشد كه از هيچ مسلمانى انتظارنمى رفت.
اينك به نقل برخى از سخنان امام حسين (ع) كه بيانگر رجعت همه جانبه حكومت در آن زمان است مى پردازيم:
«امام (ع) در نطق افشاگرانه و كوبنده خود در روز عاشورا خطاب به انبوه مسلمانانى كه به عنوان مزدوران بنى اميه نسبت به جنگ با حضرت بى تابى مى كردند فرمود:
« رويتان سياه باد كه شما از سركشان امت و از تهماندگان احزاب فاسد هستيد كه قرآن را پشت سر انداخته ايد؛ از دفاع شيطان درافتاده ايد. از گروه جنايتكاران و تحريف كنندگان كتاب و خاموش كنندگان سنن مى باشيد ….[5]
همچنين امام (ع) نسبت به رجعت عقيدتى جامعه اسلامى در سالهاى 61- 60 هجرى به برخى از خواص و سران قبائل بصره مى نويسد:
«شما را به كتاب خدا و سنت پيامبر دعوت مى كنم؛ زيرا در شرايطى قرار گرفته ايم كه ديگر سنّت پيامبر (ص) به كلى از ميان رفته و جاى آن را بدعت فرا گرفته است ….[6]
نتيجه آنكه گوهر دين آن چنان توسط حاكمان اموى مسخ گرديده بود كه امام (ع)، در برابر درخواست بيعت با يزيد، آيه استرجاع به زبان آورده و فاتحه اسلام را اعلام مى كند.[7]
رجعت سياسى در شيوه تصدى حاكميت كه بعد از رحلت پيامبر (ص) به صورت تغيير اصل وصايت به شورا تحقق يافت در اواخر حكومت معاويه شتاب بيشترى گرفته و به تجديد نظام اشرافيت كه براساس سلطنت استوار بود ختم گرديد. بيعت گرفتن معاويه براى پسرش يزيد آخرين تيرى بود كه امويان به سوى مكتب وحى و جامعه اسلامى نشانه گيرى نموده تا آن را از محتواى حقيقى اش تهى سازند.[8]
ترويج و تحريك تعصبات قبيله اى و نيز گسترش بى عدالتى و تبعيض بين مسلمانان عرب و غير عرب و … از مصاديق ديگر رجعت سياسى بود كه در دوران حاكميت معاويه و يزيد گسترش يافت.
همچنين در دوران حاكميت اموى اختلاف طبقاتى بيش از گذشته گسترش يافت. پادشاهان اموى بيت المال را ثروت شخصى خويش كرده و خود را جانشينان خدا مىدانستند.
امام (ع) در نطق مهم شان در «بيضه» خطاب به سپاه ابن زياد فرمود:
«اينان (امويان) بيت المال و اموال عمومى را به خود اختصاص داده، حرام خدا را حلال شمرده و حلال الهى را حرام كرده اند.[9] با دقت و تأمل در مسائلى كه ذكر شد، مى توان فلسفه حركت عظيم امام (ع) را در احياى دين خلاصه كرد:
(احياى دين) نهضت عاشورا، حركتى سازمان يافته در جهت احياى شريعتى بود كه جز پوسته و ظاهر چيزى از آن باقى نمانده بود.
جمعبندی
بررسی دیدگاههای تاریخی نشان میدهد که در شکلگیری قیام عاشورا عوامل مختلفی مطرح شده است؛ از جمله درخواست بیعت با یزید، دعوت مردم کوفه و مسئله اصلاح جامعه و احیای دین.
هرچند درخواست بیعت و دعوت کوفیان در روند حرکت امام حسین(ع) تأثیر داشتند، اما این عوامل بهتنهایی علت اصلی قیام محسوب نمیشوند.
شواهد تاریخی و سخنان امام حسین(ع) نشان میدهد که هدف اصلی ایشان مقابله با انحرافهای عمیقی بود که در جامعه اسلامی بهوجود آمده بود.
در آن زمان ارزشهای دینی دچار تحریف شده، بدعتها گسترش یافته و حکومت اموی با ظلم، تبعیض و سوءاستفاده از بیتالمال مسیر اسلام را تغییر داده بود.
از این رو، امام حسین(ع) برای اصلاح جامعه، احیای سنت پیامبر(ص) و اجرای اصل امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد تا حقیقت دین را زنده نگه دارد.
منابع
[1] . از بين عوامل نامبرده، برخى از انديشمندان هر سه را عوامل اصلى قلمداد كرده و برخى به يك يا دو عامل توجه كردهاند. ر. ك. به: «بخشعلی قنبری، فلسفه عاشورا از ديدگاه انديشمندان مسلمان، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1395».
[2] . شيخ مفيد، ارشاد، قم، موسسه آلالبیت لأحیاء التراث، 1372، ص 200.
[3] . ر. ك. به مرتضی مطهری، حماسه حسينى، تهران، صدرا، 1368، ج 1، ص 2، ص 264- 267.
[4] . همان، ج 2، ص 265.
[5] . محمود شریفی، موسوعة كلمات الامام الحسين( ع)، قم، نشر معروف، 1377، ص 424.
[6] . همان، ص 315- 316.
[7] . همان، ص 281- 284.
[8] . سخنان امام حسين( ع) در نامهاى كه به معاويه مرقوم فرمودند بيانگر اين رجعت است. ر. ك. به همان، ص 254- 256.
[9] . همان، ص 360- 361.
پرسش و پاسخ
1. چرا امام حسین(ع) بیعت با یزید را نپذیرفت؟
پاسخ: امام حسین(ع) بیعت با یزید را نپذیرفت، زیرا حکومت امویان بهویژه در زمان یزید به فساد اخلاقی، ظلم و تحریف اصول دین مبتلا بود و پذیرش چنین بیعتی به معنای تأیید این انحرافات بود.
2. دعوت مردم کوفه چه نقشی در قیام امام حسین(ع) داشت؟
پاسخ: دعوت مردم کوفه سبب مهاجرت امام حسین(ع) از مکه به کوفه شد، اما بهتنهایی علت قیام نبود. ایشان پس از انصراف کوفیان نیز مسیر خود را ادامه داد و هدفش اصلاح جامعه و احیای دین بود.
3. هدف اصلی قیام امام حسین(ع) چه بود؟
پاسخ: هدف اصلی قیام امام حسین(ع) اصلاح جامعه اسلامی، احیای سنت پیامبر(ص) و مقابله با انحرافات عمیق دینی، سیاسی و اجتماعی حاکمیت اموی بود.
4. امام حسین(ع) در مورد حاکمیت امویان چه دیدگاهی داشت؟
پاسخ: امام حسین(ع) معتقد بود که حاکمیت امویان دین اسلام را تحریف کرده، ارزشهای دینی را بهکلی دچار تغییر نموده و با ظلم، فساد و سوءاستفاده از بیتالمال مسیر اسلام را منحرف کرده است.
5. چرا درخواست بیعت با یزید علت کافی برای قیام عاشورا نیست؟
پاسخ: هرچند درخواست بیعت با یزید، یکی از دلایل حرکت امام حسین(ع) بود، اما ایشان از مدتها قبل به فکر مبارزه با انحرافات امویان بوده و بیعت تنها بهعنوان یکی از زمینههای این قیام مطرح شد.
6. نقش امر به معروف و نهی از منکر در قیام عاشورا چه بود؟
پاسخ: امام حسین(ع) قیام عاشورا را بر اساس اصل امر به معروف و نهی از منکر انجام داد تا فساد حاکمیت اموی و تحریف دین را اصلاح نموده و حقیقت اسلام را زنده کند.
7. چه شرایطی در جامعه اسلامی زمان یزید باعث قیام عاشورا شد؟
پاسخ: در زمان یزید، بدعتها گسترش یافته، ارزشهای دینی تحریف شده، حکومت اموی با ظلم، تبعیض و سوءاستفاده از بیتالمال جامعه اسلامی را به فساد کشانده بود، که این شرایط امام حسین(ع) را به قیام واداشت.





