چرا زود عصبانی میشویم؟ ریشۀ واقعی خشم چیست؟
چرا بعضیها زود عصبانی میشوند و بعضیها نه؟
پاسخ
تا حالا شده از خودمان بپرسیم چرا بعضی وقتها بدون اینکه بخواهیم، خیلی سریع عصبانی میشویم؟ یا چرا یک نفر با کوچکترین اتفاق از کوره در میره، اما فرد دیگهای در همون شرایط کاملاً آرام است؟
واقعیت این است که خشم فقط یک واکنش ساده نیست؛ پشت هر عصبانیت، مجموعهای از علتها و عوامل پنهان وجود داره. بعضی از این عوامل از درون خود ما سرچشمه میگیرند، مثل شخصیت، باورها و احساسات، و بعضی دیگه از بیرون و شرایطی که در اون قرار داریم به ما فشار می آورند. شناخت این عوامل، اولین قدم برای کنترل خشم است؛ چون تا وقتی ندانیم چرا عصبانی میشویم، نمیتوانیم درست با آن برخورد کنیم. علت ها و عواملى که ممکن است، زمینه ساز خشم شوند یا آن را تشدید کنند بسیارند، ولى مى توان آنها را به دو گروه کلى تقسیم کرد:
عوامل درونى
منظور عواملی هستند که ریشۀ آنها به خود شخص برمى گردد و از درون وجود او سرچشمه مى گیرد که برخی از آنها عبار ت اند از:
در دین اسلام، از حب نفس به عنوان یکی از ویژگی های ذاتی انسان یاد شده است که شامل حب جاه و مقام و مال و… می شود. انسانی که به این امور اهمیت بسیاری بدهد، در بسیاری اوقات برای به دست آوردن آن بر دیگران غضب و خشم می کند.[1]
افراد متکبر و خودخواه در ذهنیت خویش تصویری آرمانی، از خود و درپی آن، توقعات بالایی از اطرافیان خود دارند. چنین افرادی همیشه انتظار دارند دیگران حریم آنها را حفظ کرده، مقدمشان را گرامی دارند و امتیازهای ویژه ای برای آنان قائل شوند. درنتیجه، با کوچک ترین ناکامی و بی احترامی، احساس می کنند که هویت آنها نادیده گرفته شده است. ازاین رو، در مقام دفاع از آن هویت جعلی و خودساخته برمی آشوبند، تودۀ خشمشان تحریک می شود و به صورت اهانت و پرخاشگری نمایان می شود که باعث بدزبانى و فحاشى، فریاد کشیدن و بی توجهى به دیگران مى شود. درحالى که ریشۀ اصلى بدبختى در وجود خود اوست و دوستان و اطرافیان گناهى ندارند. در حدیثى از حضرت مسیح(س) آمده است که حواریون به او گفتند: اى آموزندۀ نیکى ها! به ما بگو از همه خطرناک تر چیست؟ فرمود: غضب خداوند. عرض کردند: با چه وسیله اى از غضب خداوند در امان باشیم؟ فرمود: غضب نکنید. عرض کردند سرچشمۀ غضب چیست؟ فرمود: «الْکبْرُ وَ التَّجَبُّرُ وَ مَحْقَرَةُ النَّاسِ؛[2] تکبر و خودبزرگ بینى و مردم را کوچک شمردن.»
افراد حسود و کینه توز، مواد اصلى کینه توزى را در درون دل نهفته اند، و همچون مخزن باروتى است که با نزدیک شدن به جرقۀ کوچکى شعله ور مى شود، و آتش خشم از تمام وجودشان ظاهر مى شود. در حدیثى از امیرمؤمنان، على(ع) آمده است که فرمود: «الْحِقْدُ مَثَارُ الْغَضَب ؛[3] کینه توزى سبب خشم است.» و در حدیثی دیگر می فرماید: «اَلحَسودُ سَریعُ الوَثبَةِ، بَطىءُ العَطفَةِ؛[4] حسود زود خشمگین مى شود و دیر کینه از دلش مى رود.»
افرادى که عشق و دل باختگى به دنیا وجودشان را پُر کرده و حرص و آز در درون جانشان لانه گزیده، کمترین مزاحمت به منافع خویش را تحمل نمى کنند و به سرعت برمی آشوبند و ازآنجاکه زندگى اجتماعى بدون مزاحمت هاى پى درپى نیست، این گونه افراد بیشتر خشمگین و عصبانى هستند و اگر نتوانند، خشم خود را بر سر این و آن بریزند، درون جانشان را همچون خوره مى خورند. در ادامۀ حدیثى که از حضرت مسیح(س) ذکر شد، نیز به این عامل اشاره شده است: «...وَ شِدَّةُ الحِرصِ عَلى فُضُولِ المَالِ وَ الجاه ؛[5] شدت حرص بر فزونى مال و مقام.»
2. عوامل بیرونى
عوامل بیرونی، عواملی هستند که ریشه های آنها به خود فرد و ویژگی های درونی او برنمی گردد، بلکه از خارج موجب انگیزش خشم انسان مى شوند. این عوامل بسیار متعددند. زمینه های تربیتی نامناسب، دوستان و هم نشینان ناباب، مشکلات و ناهنجاری های موجود در جامعه مانند مشکلات اقتصادی و بیکاری، زندگی ماشینی تنش زا، شرایط مکانی و جغرافیایی، آب وهوا و تغذیه ازجملۀ آنهاست. در پژوهشی، که بر روی دامنۀ گسترده ای از افراد صورت گرفته است و زمینه های اجتماعی آن مورد مطالعه قرار گرفته، ده علت برای خشم افراد مشخص شده است:
- جلوگیری از رفتار هدفمند افراد؛
- تحقیر شدن یا مورد بغض قرار گرفتن؛
- مورد پیش داوری یا بی مهری قرار گرفتن؛
- مورد فریب کاری یا عهدشکنی قرار گرفتن؛
- تحقیر شدن احساسات، ارزش ها یا اقتدار واقعی افراد ازسوی دیگران؛
- مورد بدرفتاری و بی توجهی قرار گرفتن ازسوی افراد مهم؛
- صدمه دیدن درنتیجۀ بی توجهی نسبت به خود؛
- رفتار حاکی از بی توجهی دیگران؛
- مورد تجاوز بدنی یا کلامی قرار گرفتن؛
- قربانی شدن.[6]
جمع بندی
خشم یک احساس تکعلتی نیست، بلکه حاصل مجموعهای از عوامل درونی و بیرونی است. از یکسو ویژگیهایی مانند خودخواهی، تکبر، حسادت و دلبستگی به دنیا میتوانند زمینهساز خشم شوند و از سوی دیگر، شرایط محیطی، فشارهای اجتماعی و رفتار دیگران آن را تحریک و تشدید میکنند. بنابراین، برای مدیریت خشم نمیتوان فقط به کنترل رفتارهای بیرونی اکتفا کرد، بلکه لازم است هم ریشههای درونی آن اصلاح شود و هم شرایط و موقعیتهای بیرونی بهدرستی شناخته و مدیریت گردد. تنها در این صورت است که انسان میتواند به آرامش درونی دست یابد و از پیامدهای منفی خشم در امان بماند.
[1]. سیدروح الله موسوی خمینی، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1388، ص 141-142.
[2]. محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق، ج 70، ص 263.
[3]. حسین بن محمد جمال خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکلم، تصحیح: جمالالدین حسینی ارموی، تهران، دانشگاه تهران، 1366، ج 1، ص 142.
[4]. محمدباقر مجلسی، همان، ج 73، ص 256.
[5]. ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374، ج 3، ص 161.
[6]. کریس ال کلینکه، مهارت های زندگی، ترجمه: شهرام محمدخانی، تهران، رسانۀ تخصصی، 1390، ص 238.





