آزادگی در مکتب اهل بیت (ع)
چطور میشود از «آزاد بودن» به «آزاده زیستن» رسید؟
پاسخ
«آزادی» تنها یک مفهوم حقوقی و اجتماعی در برابر بردگی جسمی است؛ اما «آزادگی» یعنی رهاییِ روح از وابستگیهای ذلتبار؛ از بندهایی مثل ثروت، مقام، تعصبها، خوشآمد و قضاوتِ دیگران و خواستههای نفسانی که بیآنکه دیده شوند، اراده ما را ضعیف میکنند و ما را اسیر خود میسازند.
بهای واقعی خود را چقدر میدانیم؟
وقتی ارزش حقیقی انسان در روح بلند و ویژگیهای اخلاقی اوست، فروختن این گوهر به شهوات و منافع زودگذر مادی، نوعی ارزانفروشی و پذیرش حقارت است.
امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) این معیار ارزشی را چنین بیان میکنند: «الا حُرٌّ يَدَعُ هذِهِ الّلماظَةَ لِأهْلِها؟ انَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ الَّاالْجَنَّةُ فَلا تَبيعُوها الّا بِها[1] آيا هيچ آزاده اى نيست كه اين نيمخورده (دنيا) را براى اهلش واگذارد؟ يقيناً بهاى وجود شما چيزى جز بهشت نيست، پس خود را جز به بهشت نفروشيد!»
عاشورا؛ کارگاه عملی انتخابِ عزت در شرایط سخت
در دوراهیهای دشوار زندگی، افراد عادی برای حفظ منافع یا بقای چندروزه هر ذلتی را میپذیرند، اما انسانهای آزاده با تکیه بر کرامت انسانی، حتی جان خود را فدا میکنند تا تسلیم خواری نشوند.
امام حسین (علیهالسلام) با این نگاه زیست و فرمود: «مَوْتٌ فى عِزٍّ خَيْرٌ من حياةٍ فى ذُلٍّ[2] مرگ با عزت بهتر از حيات ذليلانه است».
آن حضرت در پاسخ به اجبارِ حکومت فاسد برای گرفتن بیعت فرمود: «لا وَاللَّهِ لا اعْطيهم بِيَدى اعْطاءَ الذّليلِ وَ لا اقِرُّ اقرارَ العبيد[3] نه به خدا سوگند؛ نه دست ذلّت به آنان مىدهم و نه چون بردگان تسليم حكومت آنان مىشوم!»
و در صحنه کربلا ایستادگی خود را اعلام کرد: «الا و انَّ الدَّعِىَّ بْنَ الدَّعِىِّ قَدْ رَكَزَنى بَيْنَ اثْنَتَيْنِ: بَيْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ[4] در برابر ما دو راه قرار دادهاند: شمشیر و ذلت؛ و هیهات که ما تن به ذلت دهیم. از این منظر، پیام عاشورا درباره آزادگی، حفظ عزت و کرامت انسان در شرایط دشوار انتخاب است».
آزادگی فقط برای رهبر نبود
این مرام فکری ویژه رهبر نبود، بلکه در یاران ایشان نیز نمود داشت؛ مسلم بن عقیل در کوفه و پسرش عبدالله در کربلا با یک رجز جنگیدند: «هرچند كه مرگ را چيز ناخوشايندى مىبينم، ولى سوگند خوردهام كه جز با آزادگى كشته نشوم».[5]
همچنین دو شهید از قبیله غفار(عبدالله و عبدالرحمان بن عروه) در میدان نبرد فریاد زدند: «ياقوم ذودوا عَن بنىِ الأحرار …[6] ای قوم، از فرزندان آزادگان دفاع کنید…»
حرّ؛ شجاعت در تغییر مسیر و رهایی از بند منفعت
حرّ بن یزید ریاحی نمونه کسی است که برای ریاست دنیوی، آخرت خود را نفروخت، از سپاه ستم جدا شد و به جمع آزادگان پیوست؛ امام بر بالین او فرمود: «انْتَ حُرٌّ كَما سَمَّتْكَ امُّكَ، وَ انْتَ حرٌّ فِى الدُّنْيا وَ انتَ حُرٌّ فِى الْآخَرة[7] همانگونه كه مادرت نام تو را حرّ گذاشته است، آزاده و سعادتمندى، در دنيا و آخرت.»
جمعبندی
آزادگی یعنی نشکستن کرامت نفس در برابر سودهای زودگذر و تهدیدها. معیار اصلی برای قضاوت در دوراهیهای دشوار زندگی این است: هیچ سود یا بقایی ارزش تن دادن به خواری و ننگ را ندارد. الگوهای عاشورا به ما میآموزند که حفظ شرافت و استقلال روح، حتی به قیمت فداکاری، تنها راه رسیدن به رهایی و کمالِ حقیقی است.
منابع
[1] . محمد بن حسین الشریف الرضی، نهج البلاغه، محقق: صبحى صالح، قم، دارالهجره، 1414 ق، حكمت 456.
[2] . محمد بن علی ابن شهر آشوب، مناقب ابن شهر آشوب، بیروت، دارالاضواء، 1412 ق، ج 4، ص 68.
[3] . محمود شریفی، موسوعة كلمات الامام الحسين( ع)، قم، نشر معروف، 1377، ص 421.
[4] . علی بن موسی ابن طاووس، لهوف، قم، سلسله، 1381، ص 57.
[5] . همان، ص 352.
[6] . لوطبن یحی ابو مخنف، وقعة الطّف، قم، مجمع جهاتی اهل بیت، 1385، ص 234.
[7] . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء و التراث، 1403 ق، ج 45، ص 14 و لوطین یحی ابو مخفف، وقعة الطّف، همان، ص 215.





