امام جامعه چه وظائفی دارد؟
وظایف امام (ع) از نگاه شیعیان چیست؟
پاسخ
بعد از رحلت پیامبر اسلام (ص)، مسئله رهبری و هدایت جامعه اسلامی به یکی از مهمترین بحثها میان مسلمانان تبدیل شد.
شیعه معتقد است که «امامت» فقط یک مقام سیاسی یا مدیریتی ساده نیست؛ بلکه جایگاهی الهی است که وظیفه آن ادامه دادن مسیر هدایت مردم، توضیح و تبیین درست دین و اداره جامعه اسلامی است.
به همین دلیل، شناخت مفهوم امامت و آشنایی با ویژگیهای امام، نقش مهمی در درک دیدگاه شیعه درباره جانشینی پیامبر (ص) دارد.
در ادامه، جایگاه امامت در اندیشه شیعه و همچنین مسئولیتها و ویژگیهایی که برای امام بیان شده است بررسی میشود.
تعریف امامت
تعریف کامل و روشنی از «امامت» در سخنان عمیق امام هشتم، حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع)، آمده است.
ایشان میفرمایند:
«انَّ الْامامَةَ هِىَ مَنْزِلَةُ الْانْبِياءِ وَ ارْثُ الْاوْصِياءِ، انَّ الْامامَةَ خِلافَةُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ خِلافَةُ الرَّسُولِ … انَّ الْامامَةَ اسُّ الْاسْلامِ النَّامى وَ فَرْعُهُ السَّامى[1] امامت، مقام پيامبران، و ارثِ جانشينان (انبيا) است، امامت جانشينى خدا و رسول اوست ..»
از نگاه شیعه، اگر بخواهیم امامت را به شکلی کوتاه و روشن تعریف کنیم، میتوان گفت: «الْامامَةُ رِئاسَةٌ عامَّةٌ الهِيَّةٌ فى امُورِ الدّينِ وَ الدُّنْيا[2] امامت، رياست همه جانبه الهى در امور دين و دنياست.»
بر اساس همین نگاه، شیعه امامت را یکی از اصول دین میداند و اعتقاد به آن را مکمل ایمان میشمارد.
مسئولیتها و جایگاههای امام در اسلام
با توجه به مسئولیتی که از سوی خداوند و پیامبر (ص) به امام به عنوان جانشین پیامبر سپرده شده است، امام بسیاری از جایگاهها و وظایف پیامبر را بر عهده دارد؛ با این تفاوت که نبوت و دریافت و ابلاغ وحی مخصوص پیامبر است و به امام منتقل نمیشود.
به جز این مورد، امام در دیگر مسئولیتهای مهم دینی و اجتماعی ادامهدهنده راه پیامبر (ص) است. مهمترین این مسئولیتها عبارتاند از:
الف) رهبری و هدایت جامعه
پس از رحلت پیامبر اسلام (ص)، یکی از مهمترین مسئولیتهایی که نمیتوانست بدون متولی باقی بماند، رهبری جامعه اسلامی بود. همانطور که گفته شد، هر جامعهای برای حرکت درست، رشد و پیشرفت نیاز به رهبری شایسته دارد؛ رهبریای که بتواند مردم را هدایت کند و مسیر صحیح را نشان دهد.
اصل نیاز جامعه به رهبر مورد قبول همه فرقههای اسلامی است؛ اما اختلاف دیدگاهها درباره این است که چه کسی باید رهبر باشد و چه ویژگیهایی باید داشته باشد.
رهبری پس از پیامبر (ص) باید در اختیار فردی باشد که مانند پیامبر، راهنما و اصلاحگر جامعه باشد؛ کسی که بتواند از اسلام و جامعه اسلامی در برابر انحراف های فکری و دینی و همچنین تهدیدهای دشمنان بیرونی محافظت کند و جامعه را در مسیر درست رشد و تعالی هدایت نماید.
شيعه، اينگونه رهبرى و هدايتگرى را تنها شایسته على (ع) و فرزندان معصوم او از اهل بيت پيامبر (ص) مى داند؛ و تنها آن بزرگواران را مصاديق اولى الامر[3] بعد از رسول خدا (ص) دانسته و اطاعت و فرمانبرى از آنان را همچون اطاعت و فرمانبرى از خدا و رسولش واجب مىداند.[4]
حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) نیز در سخنی خطاب به عثمان درباره جایگاه رهبری میفرماید:
«بدان كه برترين بندگان خدا نزد او امامى است دادگستر، هدايت شده و راهبر، كه سنتى را كه شناخته است بر پا دارد، و بدعتى را كه ناشناخته است بميراند … و بدترين مردم نزد خدا امامى است ستمگر كه خود گمراه است، و موجب گمراهى ديگران شود، پس سنت پذيرفته شده را بميراند و بدعت واگذارده را زنده گرداند».[5]
ب) مرجعیت دینی و تبیین معارف اسلام
یکی دیگر از مهمترین مسئولیتهای امام، مرجعیت دینی است. یعنی امام پس از پیامبر (ص)، مرجع اصلی برای بیان آموزههای دین و تفسیر صحیح قرآن به شمار میآید.
اسلام دینی کامل و جهانی است و پیامبر اسلام (ص) همه آنچه را انسان برای رسیدن به سعادت نیاز دارد، از طرف خداوند برای بشر آورده است.
با این حال، شیعه و اهلسنت هر دو میپذیرند که پیامبر در مدت بیستوسه سال رسالت خود، به دلایل مختلف نتوانست همه احکام و معارف قرآن را به طور کامل برای مردم توضیح دهد.
از جمله این دلایل میتوان به آماده نبودن برخی از مردم، وقوع جنگهای متعدد و طولانی، محدودیت زمان و فراهم نبودن شرایط لازم اشاره کرد.
به همین دلیل، لازم بود پس از پیامبر (ص) افرادی در میان مردم حضور داشته باشند که دانش عمیق الهی داشته باشند و بتوانند احکام و معارف باقیمانده اسلام را برای مردم توضیح دهند و به درستی به آنان آموزش دهند.
به بیان دیگر، باید همان روش علمی و دقیق پیامبر (ص) در تبیین دین پس از ایشان نیز ادامه پیدا میکرد. [6]
از همین رو، شیعه معتقد است که یکی از رازهای مهم آیه ابلاغ،[7] این است که خداوند با لحنی هشدارآمیز به پیامبر (ص) میفرماید: «اگر آنچه را که بر تو نازل شده به مردم نرسانی، رسالت خود را ابلاغ نکردهای.»
همچنین راز نزول آیه اكمال[8] در روز غدیر خم و به دنبال آن معرفی و نصب امام از سوی پیامبر اکرم (ص)، نشان میدهد که کامل شدن دین اسلام در گرو معرفی رهبری است که کارشناس دین، مفسر قرآن و مرجع مردم در شناخت صحیح اسلام باشد.
تنها در این صورت است که اسلام و رسالت پیامبر (ص) به مرحله کامل خود میرسد.
پ) قضاوت و داوری میان مردم
یکی دیگر از مسئولیتهای مهم امام، قضاوت و داوری در میان مردم است.
در اسلام، قضاوت جایگاهی بسیار مهم و الهی دارد؛ زیرا قاضی باید در اختلافها و نزاعها بر اساس عدالت حکم کند و حق را از باطل جدا سازد.
اين شأن به نص قرآن كريم از شؤون نبوّت بوده و از سوى خداوند به پيامبر (ص) تفويض شده است.[9]. البته پیامبر (ص) در مسئله ابلاغ وحی تنها رساننده پیام الهی بود و هیچگونه دخالتی در متن وحی نداشت؛ اما در منصب قضاوت و داوری، با اجتهاد و تشخیص خود میان مردم حکم میکرد.
البته این داوریها کاملاً منطبق با معیارهای شریعت اسلام و تعالیم قرآن بود.
پس از رحلت پیامبر (ص)، این مسئولیت نیز به جانشینان ایشان واگذار شده است.
بنابراین، قضاوت در جامعه اسلامی باید به دست امامی سپرده شود که مانند پیامبر (ص) بتواند بر اساس حق و عدالت حکم کند.
روشن است که تنها کسی میتواند چنین داوری عادلانهای داشته باشد که خود نمونه کامل عدالت باشد، از هوا و هوسهای نفسانی دور بماند و سرشت او با تقوا و پرهیزکاری آمیخته شده باشد؛ کسی که روح عدالت در وجود او به صورت یک ویژگی پایدار و ریشهدار در آمده باشد.
چنين كسى است كه به فرموده على (ع) مى تواند فرمان و حكم خدا را بر پا دارد و دراجراى حق و عدل سازش كارى نكند و خود را خوار نسازد و پى طمع ها نرود؛[10]
از نگاه شیعه، نمونه کامل چنین شخصیتی امام علی (ع) است؛ همان کسی که به دلیل پایبندی کامل به عدالت، سرانجام در محراب عبادت به شهادت رسید.
ویژگیها و شرایط امام
شیعه معتقد است امام، به عنوان جانشین پیامبر(ص) و ادامهدهنده راه و اهداف والای او، باید دارای ویژگیها و شرایط خاصی باشد. مهمترین این ویژگیها عبارتاند از:
-
الهی بودن مقام امامت
در نگاه شیعه، امامت ادامه مسیر رسالت است و همانند نبوت، مقامی الهی به شمار می آید. بنابراین تعیین امام نیز باید از سوی خداوند انجام شود و پیامبر (ص) او را به مردم معرفی کند.
دلیل این موضوع آن است که مردم با دانش و شناخت محدود خود نمیتوانند به درستی فردی را که شایستگی چنین مقام بزرگی را دارد تشخیص دهند و به رهبری او گردن نهند.
به همین دلیل، بر اساس دلایل روشن و آیات و روایات، شیعه معتقد است خداوند چنین امامی را از طریق پیامبر به مردم معرفی کرده است.
-
عصمت امام
امام باید مانند پیامبر (ص) از هرگونه گناه و خطا مصون باشد؛ یعنی دارای عصمت باشد.
یکی از دلایل این باور، آيه «اولى الامر»[11] است که در آن خداوند بهطور صریح فرمان میدهد از اولیالامر اطاعت شود. روشن است که اطاعت مطلق از کسی تنها زمانی درست است که او از خطا و گناه در امان باشد؛ در غير اين صورت دستور خداوند به اطاعت از اولى الامر، دستور به اطاعت از كسى است كه كارهايش حجت نيست، بنابراين، امام حتماً بايد معصوم باشد.[12]
-
برخورداری از برترین کمالات انسانی
امام باید در همه فضایل اخلاقی و انسانی در بالاترین سطح قرار داشته باشد.
همچنین در زمینههای مختلف مانند علم، عبادت، اخلاق، مدیریت اجتماعی، سیاست، دفاع و اداره جامعه از همه مردم برتر باشد.
به بیان دیگر، يعنى به مقام «انسان كامل» رسيده باشد؛ چون تنها انسان كامل شايستگى «حجت خدا» بودن را دارد و وجود او در ميان مردم موجب دوام فيوضات ربانى و بقاى انسان و ثبات جهان آفرينش مى شود. تا حدى كه طبق روايات ما اگر زمين از حجت خدا خالى شود، اهلش را فرومى برد.[13]
جمعبندی
در نگاه شیعه، امامت جایگاهی بسیار مهم و اساسی در دین اسلام دارد و در واقع ادامه مسیر هدایت پیامبر اسلام (ص) به شمار میآید.
امام به عنوان جانشین پیامبر، وظایف مهمی بر عهده دارد؛ از جمله رهبری جامعه اسلامی، توضیح و تبیین درست معارف دینی و داوری عادلانه میان مردم.
از دیدگاه شیعه، امامت مقامی الهی است؛ یعنی باید از سوی خداوند تعیین شود و پیامبر (ص) آن را به مردم معرفی کند.
همچنین امام باید ویژگیهایی مانند عصمت، برتری علمی و اخلاقی و شایستگی کامل برای هدایت جامعه را داشته باشد.
بر همین اساس، شیعه معتقد است که این مقام پس از پیامبر اسلام (ص) به امام علی (ع) و سپس به یازده امام معصوم دیگر از فرزندان ایشان و اهلبیت پیامبر (ص)سپرده شده است.
به همین دلیل، در مکتب تشیع، امامت یکی از اصول اساسی دین به شمار میآید و نقش مهمی در حفظ اصالت اسلام و ادامه مسیر درست هدایت در جامعه اسلامی دارد.
منابع
[1] . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء و التراث، 1403 ق، ج 25، ص 122- 123.
[2] . جعفر سبحانی، الهيات، قم، موسسه امام صادق (ع)، 1392، ج 2، ص 510؛ و حسن بن یوسف (علامه حلی)، الْفَيْن، قم، موسسه للبحوث و المعلومات، 1381، ص 2.
[3] . نساء( 4)، آيه 59.
[4] . مرتضی مطهری، امامت و رهبرى، تهران، صدرا، 1364، ص 50، (اقتباس).
[5] . محمدبن حسین شریف رضی، نهج البلاغه، ترجمه: جعفر شهيدى، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1378، خطبه 164، ص 68.
[6] . مرتضی مطهری، امامت و رهبرى، همان، ص 51، (اقتباس).
[7] . مائده( 5)، آيه 67.
[8] . همان، آيه 3.
[9] . نساء( 4)، آيه 65.
[10] . سید علینقی فیض الاسلام و طاهر خوشنویس، شرح نهج البلاغه، تهران، فقیه (فیض الاسلام)، 1365، قصار 107، ص 1137.
[11] . نساء( 4)، آيه 59.
[12] . حسن بن یوسف (علامه حلی)، نهج الحق و كشف الصدق، علامه حلى، بیروت، دارالکتاب العلمیه، بیتا، ص 164؛ و تفسير كبير، فخر
رازى، تهران، دارالكتب العلميه، ج 10، ص 144.
[13] . محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، همان، ج 25، ص 115- 175 و محمدبن یعقوب کلینی، اصول كافى، بیروت، دارصعاب و دارالتعارف، 1401 ق ج 1، ص 136- 137.





