logo-new-javabgoo4logo-new-javabgoo4logo-new-javabgoo4logo-new-javabgoo4
  • صفحه اصلی
  • موضوعات
    • اخلاق
    • اعتقادات و کلام
    • تاریخ
    • دفاعی
    • سبک زندگی
    • سیاسی
    • عرفان و تصوف
    • فقه اهل سنت
    • فقه واحکام
    • قرآن و عترت
    • مراجع عظام
    • مشاوره‌
  • درباره
    • درباره ما
    • تماس با ما
    • ورود
  • دستیار هوش مصنوعی
پژوهشگاه امام صادق (ع)
✕
  • شما اینجا هستید
  • مطالب
  • تاریخ تاریخ اسلام
  • جنگ حنین و هوازن

جنگ حنین و هوازن

دسته بندی ها
  • تاریخ اسلام
برچسب ها

س:جنگ حنین و هوازن چگونه اتفاق افتاد؟

ج: شوال سال هشتم : پس از انتشار خبر فتح مكه ، قبيله هوازن  به فرماندهى مالك بن عوف نصرى  كه مردى سى ساله بود با زنان و فرزندان و اءغنام و اءحشام و اءموال خويش براى جنگ با رسول خدا صلى الله عليه و آله حركت كردند و در اءوطاس  فرود آمدند.
دريد بن صمه  كه پيرى فرتوت بود و او را براى استفاده از تجاربش ‍ همراه برده بودند، به مالك  گفت : چرا مردم را با اموال و زنان و فرزندان كوچانده اى ؟ گفت : خانواده هر كس را پشت سر وى قرار دادم تا ناچار براى حفظ آن ها بجنگد و از مال و خانواده خويش دفاع كند. دريد گفت : اگر جنگ به نفع تو باشد جز از نيزه و شمشير مردان بهره مند نخواهى بود و اگر جنگ بر زيان تو برگزار شود به رسوايى اسير شدن زن و فرزند و از دست رفتن مال گرفتار خواهى شد، پس اينان را به جايشان بازگردان ، آنگاه به كمك مردان اسب سوار با مسلمانان جنگ كن تا اگر جنگ را باختى دارايى و خانواده ات در امان باشند. مالك  گفت : به خدا قسم : چنين كارى نخواهم كرد، تو پير شده اى و عقلت هم فرتوت شده است ، اى گروه هوازن  يا فرمان مرا ببريد يا بر اين شمشير تكيه مى كنم تا از پشتم به در آيد. گفتند: همگى به فرمان توايم . گفت : هرگاه مسلمانان را ديديد غلافهاى شمشيرها را بشكنيد و يكباره و همداستان حمله كنيد.

رسول خدا صلى الله عليه و آله با خبر يافتن از هوازن ، عبدالله بن ابى حدرد اسلمى  [1] را فرستاد تا ناشناس در ميان آنان وارد شود و گفتگوى آنان را بشنود و پس از بررسى كامل بازگردد. عبدالله  رفت و پس از تحقيق كافى نزد رسول خدا باز آمد و درستى و صحت گزارشى را كه رسيده بود به عرض رسانيد.

رسول خدا صلى الله عليه و آله ، پس از روشن شدن مطلب تصميم گرفت و از صفوان بن اميه  كه امان يافته بود و هنوز مشرك بود، صد زره با ديگر وسايل آن عاريه گرفت و ضامن شد كه پس از خاتمه جنگ آنها را سالم به وى باز دهد.

رسول خدا صلى الله عليه و آله براى دفع هوازن  با دوازده هزار سپاهى رهسپار شد، مقريزى مى نويسد: مردانى بى دين از مكه همراه رسول خدا نيز بودند و نگران بودند كه در اين جنگ كه پيروز مى شود و نظرى جز رعايت احتياط و به دست آوردن غنيمت نداشتند، از جمله ابوسفيان بن حرب  و پسرش معاويه  كه ازلام  را در جعبه تير خود همراه داشت و به دنبال سپاه حركت مى كرد و هرگاه سپرى يا نيزه اى يا چيز ديگرى مى افتاد، مى ديد جمع آورى مى كرد و بر شتر مى گذاشت .

رسول خدا صلى الله عليه و آله ، شب سه شنبه دهم شوال به حنين رسيد، سحرگاهان سپاهيان اسلام را آماده جنگ ساخت ، از جمله پرچمى از مهاجران به دست على بن ابى طالب  عليه السلام داد، سه پرچم از انصار به دست حباب بن منذر و سعد بن عباده  و اسيد بن حضير و نيز هر طايفه اى را پرچمى بود كه مردى از آن طايفه در دست داشت و رسول خدا از همان روز حركت خالد بن وليد را بر قبيله سليم  فرماندهى داد و به عنوان مقدمه پيش فرستاد.
نوشته اند كه رسول خدا خود بر استر سفيد خود دلدل  سوار شده ، دو زره پوشيده و خود بر سر نهاد بود. [2]

در تاريكى صبح بود كه سپاهيان اسلام به وادى حنين  سرازير شدند، اما مردان هوازن  كه قبلا در دره ها و تنگناهاى وادى حنين  پنهان شده بودند ناگهان بر مسلمانان حمله ور شدند و بيدرنگ سواران بنى سليم  رو به گريز نهادند و ديگران هم به دنبال ايشان گريزان و پراكنده گشتند و چنان كه خداى متعال در قرآن مجيد خبر داده است ، فراخناى زمين بر آنها تنگ آمد و هراسان و گريزان پشت به جنگ دادند [3] و جز ده نفر با رسول خدا كسى باقى نماند: نه نفر از بنى هاشم و ايمن  پسر ام ايمن  و چون ايمن  به شهادت رسيد، همان نه نفر هاشمى در ميدان جنگ پايدار ماندند، تا فراريات نزد رسول خدا باز آمدند و يكى پس از ديگرى برگشتند و ديگر بار جنگ به نفع آنان در گرفت .

رسول اكرم صلى الله عليه و آله با گريختن مسلمانان از ميدان جنگ ، همچنان ثابت قدم بود و مى گفت : مردم ! كجا مى گريزيد؟ بياييد و بازگرديد كه منم پيامبر خدا و منم محمد بن عبدالله  و به عموى خود عباس  كه آوازى بس بلند داشت ، فرمود: فرياد كن : اى گروه انصار! اى اصحاب درخت خار[4]

در موقعى كه بيشتر مسلمانان گريختند، مردانى از اهل مكه كه همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده بودند، زبان به شماتت مسلمانان گشودند، از جمله : ابوسفيان بن حرب  كه مى گفت : اين فراريان تا لب دريا مى گريزند و ديگر: كلدة بن حنبل  كه هنوز مشرك بود و براى مدتى امان يافته بود، گفت : امروز جادوگرى باطل شد و ديگر شيبة بن عثمان  كه پدرش در جنگ احد كشته شده بود، مى گفت : امروز خون پدرم را مى گيرم و محمد را مى كشم …

با پايدارى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و فريادهاى عباس بن عبدالمطلب ، مسلمانان يكى پس از ديگرى باز مى گشتند تا آن كه شماره آنان به صد نفر رسيد و جنگ ديگر بار درگرفت و رسول خدا گفت : الآن حمى الوطيس . [5]و نيز مى گفت :

 انا النبى لا كذب

 

انا ابن عبدالمطلب

من پيامبرم دروغ نيست ، من فرزند عبدالمطلب ام .

صريح قرآن مجيد و روايات اسلامى ، آن است كه : روز حنين  فرشتگان خدا براى نصرت مسلمانان فرود آمدند و همدوش آنان به جنگ پرداختند. [6]

[1] در اصل : سلمى . تصحيح از سيره ابن هشام ، ج 4/82؛ طبقات ، ج 2/150؛ امتاع الاسماع ، ج 1/404 و غيره

[2] طبقات ابن سعد، ج 2/150، امتاع الاسماع ، ج 1/405.

[3] توبه /25-26.

[4] كه در حديبيه در زير آن بيعت كردند.

[5] وطيس : به معناى تنور است و اين جمله ، كنايه از شدت جنگ است

[6] توبه /25؛ سيره ابن هشام ، ج 4/91؛ امتاع الاسماع ، ج 1/410.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

امام حسین علیه السلام و یزید

امام حسین علیه السلام و یزید

13 جولای, 2026

چرا امام حسین (ع) با یزید بیعت نکرد؟


مطالعه کامل
امام حسین و دوران معاویه

امام حسین و دوران معاویه

12 جولای, 2026

مراحل آغاز برخوردهای امام حسین (ع) با حکومت چگونه شکل گرفت؟


مطالعه کامل
رفتار و صفات اخلاقی امام حسین (ع)

رفتار و صفات اخلاقی امام حسین (ع)

28 ژوئن, 2026

رفتار و صفات اخلاقی امام حسین (ع): الگویی برای زندگی امروز


مطالعه کامل
امام حسین

امام حسین

22 ژوئن, 2026

شناخت دوره‌های مختلف زندگی امام حسین (علیه السلام)


مطالعه کامل
مرکز جوابگو

مرکز جوابگو ، با هدف جوابگویی دینی و تخصصی راه اندازی گردیده است و با بهره گیری از اساتید و فضلای حوزه و دانشگاه در ده گروه تخصصی پرسش‌های مخاطبان جواب می دهد ..


بیشتر بخوانید
تمام حقوق مربوط به پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق علیه السلام می باشد
    پژوهشگاه امام صادق (ع)