logo-new-javabgoo4logo-new-javabgoo4logo-new-javabgoo4logo-new-javabgoo4
  • صفحه اصلی
  • موضوعات
    • اخلاق
    • اعتقادات و کلام
    • تاریخ
    • دفاعی
    • سبک زندگی
    • سیاسی
    • عرفان و تصوف
    • فقه اهل سنت
    • فقه واحکام
    • قرآن و عترت
    • مراجع عظام
    • مشاوره‌
  • درباره
    • درباره ما
    • تماس با ما
    • ورود
  • دستیار هوش مصنوعی
پژوهشگاه امام صادق (ع)
✕
  • شما اینجا هستید
  • مطالب
  • سبک زندگی ائمه علیهم‌السلام
  • شناخت دوره‌های مختلف زندگی امام حسین (علیه السلام)

شناخت دوره‌های مختلف زندگی امام حسین (علیه السلام)

دسته بندی ها
  • ائمه علیهم‌السلام
  • امامت
  • تاریخ
  • تاریخ ائمه علیهم السلام
  • تاریخ اسلام
  • تاریخ و عبرت ها
  • سبک زندگی
  • شخصیت های تاریخی
  • کلام سیاسی(امامت و ولایت فقیه)
  • گزیده
برچسب ها
  • امام حسین، شخصیت، مقاوم، حق‎طلب، زندگی
امام حسین

امام حسین

شناخت دوره‌های مختلف زندگی امام حسین (ع)

مختصری از زندگی امام حسین (ع) در دوره‌های مختلف زندگی بیان کنید ؟

پاسخ

شناخت شخصیت ‎های بزرگ تاریخی تنها با آگاهی از رویدادهای مهم زندگی آنان ممکن است. زندگی امام حسین (ع) نیز مجموعه‌ای از حوادث و تجربه‌هایی است که از دوران کودکی در کنار پیامبر اسلام (ص) آغاز شد و در سال‎های بعد، در کنار پدر بزرگوارش امام علی (ع) و سپس همراهی با برادرش امام حسن (ع) ادامه یافت.

این مسیر تاریخی، در شکل‌گیری شخصیت والا، صبور و حق‌طلب آن حضرت نقش مهمی داشت. تربیت در دامان پیامبر، مشاهده حوادث دشوار جامعه اسلامی و حضور در صحنه‌های مهم اجتماعی و سیاسی، از امام حسین (ع) شخصیتی مقاوم، آگاه و پایبند به حقیقت ساخت. بررسی سیر زندگی آن حضرت نشان می‌دهد که چگونه این تجربه‌ها زمینه‌ساز شکل‌گیری روحیه استقامت، شجاعت و دفاع از حق در وجود ایشان شد.

درادامه به بیان سیر زندگی ایشان می‎ پردازیم:
دوران كودكى‏

امام حسين(ع) در هفت سال نخست زندگى خود، علاوه بر برخوردارى از تعليم و تربيت پدر و مادر از نعمت وجود مربّى انسانيّت، رسول گرامى اسلام نيز برخوردار بود.

مسعودى مى‏ نويسد:

«رسول خدا (ص) در دوران كودكى امام حسين (ع)، شخصاً متصدّى تغذيه، تعليم و تأديب او بود.»[1]

رسول گرامى اسلام (ص) نسبت به امام حسين و برادر بزرگش امام حسن (ع) علاقه و توجّه خاصّى داشت وآنان را باتمام وجود دوست مى‏داشت.

یَعلَى بن مُرَّه مى‏ گويد:

«در خدمت پيامبر (ص) به مجلس مهمانى مى‏ رفتيم؛ در ميان راه به حسين(ع) كه مشغول بازى بود برخورديم.

رسول گرامى (ص) به محض ديدن حسين(ع) جلو رفت و دستهاى خود را گشود. كودك از اين سو به آن سو مى‏ گريخت و پيغمبر(ص) او را مى ‏خندانيد تا آنكه او را گرفت؛ دستى را زير چانه و دست ديگرش را پشت سر حسين(ع) گذارد و او را بوسيد و فرمود: «حسين از من است و من از حسينم؛

خداوند دوست بدارد كسى را كه حسين را دوست مى‏ دارد؛ حسين سبطى از اسباط است.»[2]

خَيْثَمَةِ بْنِ سُلَيْمان از ابُو هُرَيْرَه نقل مى ‏كند كه رسول خدا (ص) فرمود:

«خداوندا! من حسين را دوست مى‏ دارم پس تو هم او و دوستانش را دوست بدار.»[3]

بدون شك اين اظهار علاقه‏ ها تنها يك اظهار علاقه پدربزرگ نسبت به نوه خود نيست، بلكه ريشه آن بر علائق و مبانى عميق فكرى واعتقادى استوار است.

اين گونه تعبيرها آنهم از كسى كه در دوران زندگى ‏اش با گزافه‎ گويى و سخنان دور از حقيقت و مدح بى ‏جا مبارزه مى ‏كرد و گفتار و كردارش براى ديگران حجّت است بيانگر رمز و پيوند ناگسستنىِ معنوى و يگانگى فكرى ميان رسول خدا (ص) و امام حسين (ع) مى ‏باشد.

امام حسين (ع) در كنار پدر

هفت سال از عمر امام(ع) گذشته بود كه جدّش رسول خدا(ص) به ملكوت اعلا شتافت.

از آن پس، دوره جديدى از زندگانى آن حضرت آغاز گشت. اين دوره سى ساله از نظر شرايط سياسى به دوبخش تقسيم مى‏ شود:

1. دوران 25 ساله سكوت پدر.

2. دوران حكومت ظاهرى اميرمؤمنان (ع).

الف) دوران 25 ساله سكوت‏

اين دوره از زندگى امام حسين(ع) با حزن و اندوه فراوان همراه بود؛ زيرا آن حضرت شاهد بود كه چگونه عدّه ‏اى براى دستيابى به خلافت، پيش از آنكه مراسم كفن و دفن جدّ بزرگوارش به پايان رسد، در سقيفه اجتماع كردند و حقّ پدر گرامى ‏اش را غصب نمودند.

انحراف و كج روى از مسير حقّ به همين جا ختم نشد، بلكه اين گام نخست بود؛ حوادث تلخ و دردناك، يكى پس از ديگرى مانند غصب «فدك»، محروم كردن بنى ‏هاشم از «خُمْس»، اذيّت و آزار دختر پيامبر (ص)، تغيير احكام و قوانين اسلام و … در جامعه اسلامى رخ مى ‏نمود و قلب حسّاس و لطيف اين گل باغ رسالت را جريحه‏ دار مى كرد.

ولى او چاره‏ اى جز صبر و بردبارى نداشت. تنها برخى از اوقات كه مصلحت ايجاب مى ‏كرد، مخالفت خويش با اوضاع حاكم را گوشزد مى ‏فرمود تا تصوّر نكنند كه اهل بيت رسول ‏اللّه (ص) هم مهر تأييد بر حكومت حاكمان زده ‏اند و نيز مردم در جريان موضع آنان قرار گيرند.

اينك دو نمونه:

1.روزى خلیفه دوم بر منبر «رسول اللّه (ص)» سخنرانى مى ‏كرد. امام حسين (ع) وارد شد و بدون توجه به سخنرانى خليفه، بالاى منبر رفت و خطاب به وى فرمود: «پايين بيا … از منبر پدرم، پايين بيا و به منبر پدر خودت برو!.»[4]

خلیفه از سخن امام حسين(ع) مبهوت ماند و ندانست چه بگويد؛ ناچار گفت: پدرم منبرى نداشت. او در پى آن بود كه بفهمد چه كسى اين سخن را به امام(ع) آموخته است؛ از اين رو، پس از آنكه امام(ع) را به منزل خويش برد و از آن حضرت دلجويى كرد،

پرسيد: «چه كسى اين سخن را به تو آموخت؟» فرمود: «به خدا سوگند از كسى نياموخته‏ام.»[5]

2.«ابوذر»، صحابى بزرگوار و مبارز رسول خدا (ص) از سوى «عثمان» محكوم به تبعيد به «رَبَذَه» شد.

هنگام بردن به محل تبعيد با آنكه از سوى خليفه بدرقه كردن وى، ممنوع اعلام شده بود، امام حسن و امام حسين (ع) در كنار پدرشان او را بدرقه كردند و با سخنان خود موضع معترضانه او را در برابر دستگاه تأييد كرده و او را به صبر و پايدارى در اين راه سفارش نمودند.

امام حسين (ع) «ابوذر» را به عنوان عمو خطاب كرد و فرمود: «عمو جان! خداوند قادراست كه وضع كنونى را دگرگون سازد، و خدا هر روزى دست اندر كار چيزى است.

اين قوم دنياى خود را از تو باز داشتند و تو دين خود را از آنان. راستى كه تو چه بى‏ نيازى از آنچه تو را محروم ساختند، و آنان چقدر به آنچه تو آنها را محروم ساختى نيازمندند.

پس از خدا صبر واستقامت بخواه و از حرص و بى‏ تابى به او پناه ببر كه صبر، از دين و كرم است. نه حرص، روزى را پيش مى‏ اندازد و نه بى تابى اجل را به تأخير مى ‏افكند.»[6]

ب) در دوران زمامدارى پدر

امام حسين (ع) در دوران پنج ساله حكومت اميرمؤمنان (ع) ياور راستين پدر در اداره شئون سياسى، اجتماعى، فرهنگى و نظامى جامعه اسلامى بود.

او در بسيج نيروها به سوى جبهه نبرد نقش حسّاس و تعيين كننده‏اى داشت. سخنان جذّاب و شورانگيز او چنان در مردم اثر مى‏ گذاشت كه با همه تجهيزات وامكانات خود، رهسپار جبهه‏ هاى نبرد مى ‏شدند.

ثارالله

 

امام (ع) در جنگهاى «جَمَل»، «صِفّين» و «نهروان» همراه اميرمؤمنان (ع) بود؛

ولى به وى اجازه رويارويى با دشمن داده نمى ‏شد. على (ع) درباره علّت اين امر مى‏ فرمود: «براى آنكه نسل رسول خدا (ص) با مرگ حسن و حسين ( ع) منقطع نگردد.»[7]

هنگامى كه اميرمؤمنان (ع) به دست «ابْنِ مُلْجَم» ضربت خورد، امام حسين(ع) جزو چهار فرمانده سپاه چهل هزار نفرى آن حضرت بود كه در «نُخَيْلَه» اجتماع كرده بودند و نيروهاى خود را براى رفتن به شام و جنگ با معاويه آماده مى ‏كردند.[8]

همگام با برادر

امام حسين(ع) در دوران امامت برادرش امام ‏حسن مجتبى(ع) در تمام حوادث و جريانات، همگام و همراه او بود و كوچك‏ترين اختلافى با برادرش نداشت.

سخنان آن حضرت در مقاطع مختلف و شواهد تاريخى مؤيّد اين واقعيّت است. بنابراين، گفتار برخى از مورّخان كه امام حسين(ع) را مخالف با برادرش و معترض به سياست او قلمداد كرده ‏اند، عارى از حقيقت، و كذب محض است.

جمع‎ بندی

مروری بر زندگی امام حسین(ع) نشان می‌دهد که ایشان شخصیتی سرشار از صفات ارزشمند انسانی و اخلاقی بود؛ صفاتی چون صداقت، پاکی، شجاعت، بردباری، دفاع از حق و دلسوزی نسبت به دیگران.

امام حسین(ع) هم در برخورد با خانواده و هم در مواجهه با مسائل اجتماعی و سیاسی، همواره حقیقت‌جو و وفادار به اصول خود بود.

محبت و توجه پیامبر اسلام (ص) به ایشان نیز نشان ‌دهنده جایگاه والای اخلاقی اوست. همراهی و ایستادگی امام حسین(ع) در کنار پدر و برادر و موضع قاطعش در برابر ظلم، الگویی عملی برای همه به‌ویژه جوانان است تا در زندگی خود، بر ارزش‌هایی مانند صبر، حق‌طلبی، همدلی و مسئولیت‌پذیری پافشاری کنند و در برابر مشکلات، با امید و استقامت حرکت کنند.

زندگی امام حسین(ع) از کودکی در کنار پیامبر اسلام (ص) تا همراهی آگاهانه با پدر و برادرش، نشان می‌دهد که شخصیت بزرگ او به‌تدریج و در دل حوادث مهم تاریخی شکل گرفت. تربیت الهی، صبر در دوران سخت، دفاع از حق و وفاداری به امام زمان خویش، از امام حسین(ع) شخصیتی ساخت که نه‌تنها در تاریخ اسلام، بلکه برای جوانان امروز نیز الگویی روشن از آگاهی، مسئولیت‌پذیری و ایستادگی در مسیر درست است.

منابع

 [1] . علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصيّه، قم، نشر رضى، بی‎تا، ص 140.

[2] . «حُسَيْنٌ مِنى وَ انَا مِنْ حُسَيْنٍ، احَبَّ اللّهُ مَنْ احَبَّ حُسَيْناً، حُسَيْنٌ سِبْط مِنَ الْأَسْباطِ» محمدبن یزید ابن ماجه، سنن ابن ماجه، بیروت، دارالمعرفه، 1419 ق، ج 1، ص 51، حديث 144 و موفق بن احمد خوارزمی، مقتل الحسين، قم، انوارالهدی، 1423 ق، ج 1، ص 146.

[3]    . مومن بن حسن شبلنجی، نور الابصار، بیروت، دارالکتاب العلمیه، 1418 ق، ص 139.

[4] . انْزِلْ عَنْ مِنْبَرِ ابى وَاذْهَبْ الى‏ مِنْبَرِ ابيكَ.

[5] . شهاب الدین احمد عسقلانی، الاصابه، بیروت، دارصادر، ج 1، ص 333 و موفق بن احمد خوارزمی، مقتل الحسين، همان، ج 1، ص 145.

[6] . عبدالحسین امینی، الغدير، بیروت، دارالکتاب العربی، 1387 ق، ج 8، ص 301.

[7] . لِئَلَّا يَنْقَطِعَ بِهِما نَسْلُ رَسُولِ اللَّه( ص) سید علینقی فیض الاسلام و طاهر خوشنویس، شرح نهج البلاغه، تهران، فقیه (فیض الاسلام)،  1365، ح 198.

[8] . محمد بن علی بن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، بیروت، دارالاضواء 1412 ق، ج 3، ص 194 و محمد بن حسین شریف رضی،

 نهج البلاغه، قم، هجرت، 1414 ق، ذيل خطبه 182.

پرسش و پاسخ

سوال ۱: امام حسین (ع) در دوران کودکی خود تحت چه تعلیماتی قرار گرفت؟
پاسخ: امام حسین (ع) در دوران کودکی علاوه‌بر تعلیم و تربیت پدر و مادر از تعلیمات پیامبر اسلام (ص) نیز بهره‌مند بود. پیامبر (ص) در تغذیه، تعلیم و تأدیب ایشان نقش مهمی داشت.

سوال ۲: پیامبر اسلام (ص) چه علاقه‌ای به امام حسین و برادرش امام حسن (ع) داشت؟
پاسخ: پیامبر اسلام (ص) به امام حسین و امام حسن (ع) علاقه و توجه خاصی داشت و ایشان را با تمام وجود دوست می‌داشت، به گونه‌ای که به حسین(ع) فرمودند: «حسین از من است و من از حسینم؛ خداوند دوست بدارد کسی را که حسین را دوست می‌دارد».

سوال ۳: واکنش امام حسین (ع) در برابر خطبه خلیفه دوم در دوران کودکی چه بود؟
پاسخ: امام حسین (ع) وارد مجلس شد و بی توجه به سخنرانی خلیفه، بالا بر منبر رفت و به خلیفه گفت: «پایین بیا از منبر پدرم، پایین بیا و به منبر پدر خودت برو!».

سوال ۴: امام حسین (ع) در دوران 25 ساله سکوت پدرشان امام علی (ع) به چه مسائلی آگاه بودند؟
پاسخ: امام حسین (ع) شاهد بسیاری از انحرافات جامعه اسلامی مانند غصب خلافت، غصب «فدک» و آزار دوستان پیامبر (ص) بود و هرچند چاره‌ای جز صبر نداشت، اما مخالفت‌ها و اعتراضاتی نیز بیان می‌کرد.

سوال ۵: نقش امام حسین (ع) در دوران حکومت امام علی (ع) چه بود؟
پاسخ: امام حسین (ع) یاور راستین پدرشان در امور سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی بود و در بسیج نیروها به مناصب جبهه‌های نبرد نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کرد.

سوال ۶: امام حسین (ع) چه نقشی در دوران زمامداری برادرش امام حسن (ع) داشت؟
پاسخ: امام حسین (ع) در دوران امامت برادرش امام حسن (ع) همگام و همراه او بود و کوچک‌ترین اختلافی با ایشان نداشت و همواره در کنار او بود.

سوال ۷: امام حسین (ع) در تاریخ اسلام چه جایگاهی داشت؟
پاسخ: امام حسین (ع) با صفات ارزشمند انسانی و اخلاقی مانند شجاعت، بردباری و دفاع از حق، الگویی عملی برای مقاومت در برابر ظلم و پافشاری بر اصول انسانی به‌ویژه جوانان محسوب می‌شود.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

از نظر عقلی امام چرا باید معصوم باشد؟

از نظر عقلی امام چرا باید معصوم باشد؟

23 خرداد, 1405

 از نظر عقلی چرا باید امام معصوم باشد؟


مطالعه کامل
امام جامعه

امام جامعه

22 خرداد, 1405

امام جامعه چه وظائفی دارد؟


مطالعه کامل
فاطمه زهرا (س)

فاطمه زهرا (س)

21 خرداد, 1405

فاطمه زهرا (س)؛ الگویی برای همه زمان‎ها


مطالعه کامل
نصیحت و خیرخواهی

نصیحت و خیرخواهی

19 خرداد, 1405

 نصحیت و خیرخواهی


مطالعه کامل
مرکز جوابگو

مرکز جوابگو ، با هدف جوابگویی دینی و تخصصی راه اندازی گردیده است و با بهره گیری از اساتید و فضلای حوزه و دانشگاه در ده گروه تخصصی پرسش‌های مخاطبان جواب می دهد ..


بیشتر بخوانید
تمام حقوق مربوط به پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق علیه السلام می باشد
    پژوهشگاه امام صادق (ع)