logo-new-javabgoo4logo-new-javabgoo4logo-new-javabgoo4logo-new-javabgoo4
  • صفحه اصلی
  • موضوعات
    • اخلاق (161)
    • اعتقادات و کلام (92)
    • تاریخ (21)
    • دفاعی (13)
    • سبک زندگی (116)
    • سیاسی (26)
    • عرفان و تصوف (3)
    • فقه اهل سنت (5)
    • فقه واحکام (50)
    • قرآن و عترت (242)
    • مراجع عظام (245)
    • مشاوره‌ (1280)
  • درباره
    • درباره ما
    • تماس با ما
    • ورود
  • دستیار هوش مصنوعی
پژوهشگاه امام صادق (ع)
✕
  • شما اینجا هستید
  • مطالب
  • سبک زندگی ائمه علیهم‌السلام
  • چرا در قرآن نامی از حضرت علی علیه السلام و دیگر امامان علیه السلام و تصریح به جانشینی آنان نیست؟

چرا در قرآن نامی از حضرت علی علیه السلام و دیگر امامان علیه السلام و تصریح به جانشینی آنان نیست؟

دسته بندی ها
  • ائمه علیهم‌السلام
  • اعتقادات و کلام
  • امامت
  • تاریخ
  • تاریخ ائمه علیهم السلام
  • تاریخ اسلام
  • تاریخ انبیاء
  • تاریخ تشیع
  • دین شناسی
  • سیره نبوی
  • کلام سیاسی(امامت و ولایت فقیه)
  • هستی و معرفت شناسی
  • وجود، آثار و صفات
برچسب ها
  • ائمه
  • امامان معصوم
  • جانشینی
  • حضرت علی
  • قرآن
پرسمان معرفتی پاسخ به شبهات روز اعتقادی اخلاقی فقهی و سیاسی

پرسمان معرفتی پاسخ به شبهات روز اعتقادی اخلاقی فقهی و سیاسی

چرا در قرآن نامی از حضرت علی علیه السلام

و دیگر امامان علیه السلام  نیست؟

پاسخ:

الف) اگر نام حضرت علی† علیه السلام در قرآن نیامده نام دیگر خلفا هم در قرآن نیست؛ پس، خلافت آن‎ها هم توجیه قرآنی ندارد؛

حضرت علی علیه السلام

حضرت علی علیه السلام و دیگر امامان علیه السلام

ب) هدف از ذکر نام ائمه شناخت ولی‎امر مسلمین بعد از رسول‎اللهˆ است و در قرآن با صریح‎ترین

وجه ممکن به ولایت «حضرت علی علیه السلام»امیرالمؤمنین† تصریح‎شده است؛ بااین‎حال، بیشتر مسلمانان

بعد از رسول خداˆ با این تصریح مخالفت کردند. خداوند در سورۀ مائدة می‎فرماید:

إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ وَرَسولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یقیمونَ الصَّلاةَ وَیؤتونَ الزَّکاةَ وَهُم راکعونَ (مائده: 55).

سرپرست و ولیّ شما تنها خداست و پیامبر او و آن‎ها که ‎ایمان آورده‎اند؛ همان‎ها که نماز را برپا می‎دارند،

و در حال رکوع، زکات می‎دهند.

در این آیه از «إِنَّما» استفاده‎شده که برای حصر است؛ یعنی ولی شما فقط خدا و رسول و کسی است

که در حال رکوع صدقه داده است

و قضیه صدقه‎دادن حضرت علی† در حال رکوع چنان در بین مسلمانان معروف شده بود که همۀ مسلمانان

می‎دانستند که صدقه‎دهنده در حال رکوع فقط حضرت علی† است

و این آیه، ولایت بعد از رسول خداˆ را فقط از آن حضرت علی† می‎داند؛ بااین‎حال، پس از رسول خداˆ

مردم به این سخن خداوند توجه نکردند.[1]

اگر بخواهیم برای تفهیم میزان گسترش این صفت برای امیرالمؤمنین‎† مقایسه‎ای داشته باشیم

باید بگوییم مثل این است که در زمان ما به‎جای ذکر نام امام خمینیŠ بگویند بنیان‎گذار انقلاب اسلامی ایران.

این صفت آن‎قدر شناخته‎شده و غیرقابل مشابه‎سازی است که حتی از نام امام خمینیŠ هم معروف‎تر و مطمئن‎تر است.

اصولاً، یادکردن از اشخاص با صفات خاص همیشه بهتر از ذکر نام است،

چون اسامی مشترک‎اند، اما صفات خاص منحصر به یک نفر هستند.

در طول تاریخ نام علی ابن ابی‎طالب† با نام علی ابن ابی‎طالب† قیروانی اشتباه شده است

و برخی از اشعار قیروانی به‎اشتباه به امیرمؤمنان نسبت داده‎شده، اما در هیچ زمانی این صفت (صدقه‎دادن در رکوع) اختصاص به کس دیگری پیدا نکرده است.

البته، آیۀ اولی‎الأمر، آیۀ مودت، آیۀ مباهله، آیات تبلیغ و اکمال دین، آیۀ تطهیر و… هم به نوع دیگری این امر را یادآور شده‎اند،

اما باز هم توجهی به آن‎ها نشد.

همۀ این آیات گرچه نام مبارک حضرت علی† را صراحتاً بیان نکرده است، اما ویژگی‎هایی را بیان کرده‎اند که فقط منطبق بر حضرت علی† و پیشوایان معصوم‰ است؛

پ) روش قرآن چنین است که کلیات را بیان فرموده و بیان جزئیات و مصادیق را برعهدۀ رسول‎اللهˆ گذاشته است؛

همان‎طور‎که به نماز اهمیت و دستور داده، اما جزئیات آن را بیان نفرموده است،

چون باوجود رسول خداˆ و بیان جزئیات ازطرف ایشان، دیگر نیازی به ذکر همۀ جزئیات در قرآن نبود.

دربارۀ خلافت نیز، همان‎طور که ذکر شد، خداوند به‎طورکلی، ویژگی‎های امام را بیان کرده‎اند؛

بنابراین، نیازی به نام بردن امام علی† و خلافت او نبود و بیان دیگر جزئیات به رسول خداˆ سپرده شد و پیامبرˆ در طول رسالت ۲۳ سالۀ خود، به مناسبت‎های مختلف، حضرت علی† و یازده فرزند او را یکی پس از دیگری با القاب و ویژگی‎هایشان به‎عنوان وصی خود معرفی می‎کرد

و دراین‎باره هیچ نوع کوتاهی صورت نگرفت،

به‎ویژه در روز غدیر، آن حضرت حجت را بر همگان تمام کرد و در این خطبه به حدود صد آیه،

که تفسیرش دربارۀ ولایت علی† است، اشاره فرموده‎اند. پس، دربارۀ حضرت علی† و ولایت او و فرزندانش خلأیی نمانده بود

تا قرآن دراین‎باره نازل شود، چون گفته‎های پیامبرˆ هم‎رنگ قرآنی و وحیانی داشت و همۀ آن‎ها با امر الهی صورت می‎گرفت؛

ت) باتوجه‎به مجاهدت‎های شجاعانۀ حضرت علی† در کشتن مشرکان و دشمنان اسلام در جنگ‎های صدر اسلام،

همانند جنگ‎های بدر، خیبر و حنین باعث شد که نسبت به آن حضرت، کینه‎توزی و دشمنی خاصی نمایند[2] و خداوند قطعاً می‎دانست که دشمنان کینه‎توز و قسم‎خوردۀ حضرت علی† نمی‎گذارند نام آن حضرت در قرآن بماند

یا به‎کلی قرآن را از میان برمی‎داشتند یا مثل یهود و نصارا آن را تحریف می‎کردند

و ازطرفی بناست که قرآن بدون تحریف و به‎عنوان معجزۀ جاوید باقی بماند؛ بنابراین، خداوند متعال در قرآن به‎طور رسمی، اشاره به نام علی† و اوصیای آن حضرت درزمینۀ خلافت نفرموده است؛

زیرا با آن جو حاکم نفاق و کینه‎توزی نسبت به علی† قطعاً، آن‎ها پس از پیامبرˆ در قرآن دست برده

و برای رسیدن به مقاصد شومشان آن را تحریف می‎کردند، مثل کتاب‎های آسمانی دیگر و ما الآن قرآنی تحریف‎شده

در دست داشتیم، اما این کار صورت نگرفت و قرآن به‎عنوان معجزۀ جاوید بدون تحریف باقی ماند.

بهترین دلیل و نشانۀ عملی بر این امر تحریف در روایات و سوزاندن و پاره کردن اسناد کتبی

دربارۀ فضائل ایشان در زمان خلفای غاصب است و این عمل را قطعاً، دربارۀ قرآن انجام می‎دادند.

شاید پذیرش این سخن قدری دشوار باشد، اما اگر به تاریخ اسلام نگاه کنیم این امر چندان ‎هم دور از انتظار نیست.

در سال 63 هجری، که اکثر مسلمانان دو دسته شده بودند و بیشتر آن‎ها تابع شام بودند،

لشکر شام، کعبه را با منجنیق ویران کرد و آتش زد.

چون پناهگاه دشمنشان عبدالله بن زبیر شده بود با اینکه کعبه همچون قرآن برای مسلمانان مقدس بود،

اما از هزاران مسلمان شامی که در لشکر بودند هیچ‎کس به دفاع از کعبه برنخاست.[3] یا زمانی‎که تا صدسال پس از پیامبرˆ نقل سخنان ایشان را ممنوع اعلام کردند (منع نقل حدیث)

هیچ بعید نبود که اگر نام ائمه‰ آشکارا بیان می‎شد نقل بعضی آیات را هم ممنوع اعلام کنند؛

کمااینکه علت اصلی منع نقل احادیث پیامبرˆهم جلوگیری از نقل روایات پیامبرˆ دربارۀ جانشینی اهل ‎بیت‰ بود؛

یعنی به همان دلیلی که نگذاشتند پیامبرˆ وصیتش را مکتوب کند و مانع آوردن دوات و قلم شدند؛ به همان دلیل هم مانع نقل حدیث شدند.[4]

[1]. ر. ک. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، همان، ج ‎4، ص 424.

[2]. «… فَأَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ أَحْقاداً، بَدْرِیةً وَ خَیبَرِیةً وَ حُنَینِیةً وَ غَیرَهُنَّ، فَأَضَبَّتْ عَلی عَداوَتِهِ، وَ أَکبَّتْ عَلی مُنابَذَتِهِ،…» (شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، قم، اسوه، دعای ندبه).

[3]. ر. ک. محمدباقرانصاری، واقعۀ قرآنی غدیر، تهران، دلیل ما، 1395.

[4]. جعفر سبحانی، ابحاث فی الملل و النحل، قم، مرکز مدیریت حوزۀ علمیۀ، 1366، ج ۱، ص ۶0-۶1.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

طواف

طواف

8 مرداد, 1405

 طواف دور کعبه برای رسیدن به حقیقت حج کافی است ؟


مطالعه کامل
حجّمان

حجّمان

7 مرداد, 1405

از کجا بفهمیم حجّمان قبول شده است؟


مطالعه کامل
حج

حج

5 مرداد, 1405

راز تفاوت حج با دیگر عبادات


مطالعه کامل
سلمان فارسی

سلمان فارسی

3 مرداد, 1405

سلمان فارسی چگونه زمینه گسترش تشیع در ایران را فراهم کرد؟


مطالعه کامل
مرکز جوابگو

مرکز جوابگو ، با هدف جوابگویی دینی و تخصصی راه اندازی گردیده است و با بهره گیری از اساتید و فضلای حوزه و دانشگاه در ده گروه تخصصی پرسش‌های مخاطبان جواب می دهد ..


بیشتر بخوانید
تمام حقوق مربوط به پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق علیه السلام می باشد
    پژوهشگاه امام صادق (ع)