
پیام پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق علیه السلام به مناسبت هفته نیروی انتظامی
11 مهر, 1405هنر و دفاع مقدس؛ از روایت گذشته تا ساختن آینده | گفتوگو با مهدی امینی
حجت الاسلام دکتر مهدی امینی پژوهشگر پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق علیه السلام – گروه ادبیات و هنر
حجت الاسلام دکتر مهدی امینی در گفتوگو با فرجادیان از هنر و دفاع مقدس، حافظه جمعی، روایت نسل جدید، قهرمانمحوری، فناوری، هوش مصنوعی و آینده هنر دفاع مقدس میگوید.
مقدمه
دفاع مقدس بخشی مهم از حافظه تاریخی و سرمایه فرهنگی جامعه ایران است؛ تجربهای که ماندگاری آن تنها به ثبت وقایع گذشته محدود نمیشود، بلکه نیازمند بازخوانی، تفسیر و انتقال آن به نسلهای آینده است. هنر در این میان، از مهمترین ابزارهای ثبت و بازآفرینی این تجربه و ایجاد پیوند میان گذشته و نسل امروز به شمار میرود.
در گفتوگوی پیشرو، مهدی امینی با نگاهی تحلیلی به نسبت میان هنر و دفاع مقدس، درباره حافظه جمعی، ضرورت نوآوری در روایت، تغییر ذائقه نسل جدید، گسترش مفهوم قهرمان، ظرفیت رسانههای نوین و نقش هوش مصنوعی در آینده هنر دفاع مقدس سخن میگوید؛ با تأکید بر اینکه وفاداری به حقیقت تاریخی، منافاتی با یافتن زبانهای تازه برای روایت آن ندارد.
مسئله اصلی هنر در مواجهه با دفاع مقدس چیست؟
پرسش: اگر بخواهیم بحث را از یک نقطه بنیادی شروع کنیم، امروز مسئله اصلی هنر در مواجهه با دفاع مقدس چیست؟
به نظرم امروز دیگر مسئله اصلی ما فقط این نیست که دفاع مقدس را چگونه به تصویر بکشیم. هرچند این مرحله مهم است، اما احساس میکنم مسئله اصلی یک قدم جلوتر رفته و باید بپرسیم: «چگونه میتوانیم تجربه دفاع مقدس را به یک سرمایه فرهنگی و معنایی برای نسلهای آینده تبدیل کنیم؟». من برای این موضوع سه مرحله قائل هستم: ثبت تجربه، تفسیر تجربه و بازآفرینی تجربه.
در مرحله اول، هنر بیشتر ثبتکننده است؛ یعنی میخواهد چیزی را که اتفاق افتاده حفظ کند. اما در مرحله دوم، در مقام مفسر ظاهر میشود و میخواهد بفهمد این تجربه چه معنایی برای جامعه داشته است. در نهایت و در مرحله سوم، هنر باید بتواند آن تجربه را با زبان نسلهای جدید بازآفرینی کند. این نکته خیلی مهم است که بدانیم؛ بازآفرینی به معنای تحریف نیست. اتفاقاً اگر بخواهیم یک تجربه تاریخی زنده بماند، باید به حقیقت آن وفادار باشیم، اما صحبت بر سر این است که زبان بیان آن را متناسب با زمان تغییر بدهیم.
هنر چگونه تجربه دفاع مقدس را به حافظه جمعی تبدیل میکند؟
پرسش: شما از «حافظه» صحبت میکنید، هنر چگونه میتواند یک تجربه تاریخی را به حافظه جمعی تبدیل کند؟
مراد من از حافظه جمعی صرفاً این نیست که گذشته را نگه داریم و در یک آرشیو بگذاریم. یک اتفاق زمانی تبدیل به حافظه جمعی میشود که جامعه بتواند آن را به یاد بیاورد، دربارهاش صحبت کند و هر نسلی از زاویه خودش آن را بفهمد. اینجاست که هنر نقش بسیار مهمی پیدا میکند؛ یک خاطره شخصی ممکن است در ذهن یک رزمنده یا یک خانواده باقی بماند، اما وقتی آن تجربه وارد سینما، ادبیات، عکاسی، نقاشی، موسیقی، تئاتر یا معماری میشود، امکان پیدا میکند که از سطح خاطره فردی به سطح حافظه اجتماعی منتقل شود.
مسئله مهمتر و از جهتی جالبتر این است که حافظه جمعی ثابت نمیماند و هر نسل دوباره گذشته را میخواند و لذا یکی از پرسشهای جدی ما بهتر است این باشد که نسل امروز دفاع مقدس را چگونه میبیند؟ نسل آینده با چه زبان هنری با آن ارتباط برقرار خواهد کرد؟ و آیا زبانهایی که در دهههای گذشته مؤثر بودهاند، برای نسل دیجیتال هم به همان اندازه کارآمد هستند؟ به نظرم پاسخ این سؤالها برای آینده هنر دفاع مقدس بسیار تعیینکننده است.
آیا بازخوانی نسلهای جدید تصویر دفاع مقدس را تغییر میدهد؟
پرسش: آیا این بازخوانی نسلهای جدید ممکن است به تغییر تصویر ما از دفاع مقدس منجر شود؟
طبیعی است که زاویه نگاه ما تغییر خواهد کرد؛ اما مراد من از تغییر زاویه نگاه نباید به معنای تغییر واقعیت تاریخی فهم شود و ما نمیتوانیم حقیقت تاریخی را به بهانه بازخوانی تغییر بدهیم. اما میتوانیم پرسشهای تازهای از آن بپرسیم تا حافظه تاریخی جنگ طراوت و شادابی خاصی بگیرد؛ فرض کنید مثلاً در یک دوره، بیشتر درباره عملیاتها و قهرمانان صحبت کرده باشیم و امروز میتوانیم درباره خانواده، فقدان، انتظار، ترس، امید، بازگشت یا انتخابهای اخلاقی انسان در شرایط جنگ صحبت کنیم و اینجا با ابعاد دیگری مواجه هستیم که چیزی خارج از واقعیت جنگ نیستند؛ بلکه بخشهایی از همان واقعیت هستند که شاید کمتر دیده شدهاند.
قهرمانمحوری در روایت جدید دفاع مقدس
پرسش: جایگاه «قهرمانمحوری» یا شکل جدید فهم و روایت آن در این بازخوانی یا زاویه دیدی که شما میفرمایید، چیست؟
منظور من از نکات قبل این نبود که قهرمان را کنار بگذاریم؛ مسئله این است که مصادیق قهرمان را توسعه بدهیم و یا به کیفیتهای دیگری آن را بفهمیم. در بسیاری از روایتهای جنگ، ما با قهرمان، عملیات و پیروزی مواجهیم و اینها مهماند، اما تجربه جنگ فقط همینها نیست. جنگ، مادر هم دارد، کودک هم دارد، خانواده دارد، انتظار دارد، فقدان دارد، ترس دارد و حتی لحظههای تردید و انتخاب اخلاقی دارد. هنرها اعم از هنرهای بصری یا داستانی و نمایشی، میتواند این لایهها را با جذابیت بسیار مطلوبی نشان دهد و به نظرم این به واقعیت انسانی دفاع مقدس و جنگ نزدیکتر میشود و هم امکان ارتباط با مخاطب جوان و حتی مخاطب جهانی بیشتر میشود.
چرا برخی آثار دفاع مقدس با نسل جدید ارتباط برقرار نکردهاند؟
پرسش: با وجود آثار بسیار زیادی که درباره دفاع مقدس تولید شده، چرا بخشی از آنها نتوانستهاند ارتباط پایداری با نسل جدید برقرار کنند؟
البته من به همه آثار اشراف ندارم اما شاید یکی از مهمترین دلایل آن، فرو غلطیدن در دایره تکرار باشد؛ تکرار در فرم، روایت و گاهی حتی شخصیتپردازی. وقتی مخاطب احساس کند اثر جدید، همان داستان قدیم را با زبان تکراری بازنمایی میکند، طبیعی است که فاصله بگیرد.
یک مشکل دیگر این است که گاهی پیام بر روایت غلبه دارد؛ یعنی ما آنقدر میخواهیم یک مفهوم مشخص را به مخاطب منتقل کنیم که فرصت نمیدهیم خود داستان و شخصیتها با مخاطب ارتباط برقرار کنند. به نظرم وقت آن رسیده که صدا و سیما و سایر نهادهای تولیدکننده به این بلوغ برسند که «هرچه پیام مستقیمتر باشد، اثر از موفقیت کمتری برخوردار است» و باید از این نگاه عبور کنیم. اتفاقاً «هنر قدرتمند» معمولاً پرسش ایجاد میکند، نه اینکه همه پاسخها را از قبل به مخاطب تحویل بدهد. بنابراین مسئله امروز به نظر من افزایش تعداد آثار نیست؛ افزایش کیفیت، تنوع روایی و قدرت ارتباطی آثار است.
چگونه میتوان با نسل جدید و زبان رسانهای آن ارتباط برقرار کرد؟
پرسش: نسل جدید با زبان رسانهای متفاوتی رشد یافته و برای ارتباط با این آنها چه باید کرد؟
باید به این فکر کنیم که «چگونه تجربه دفاع مقدس را به زبان رسانهای نسل جدید ترجمه کنیم؟». نسل امروز با شبکههای اجتماعی، ویدئوی کوتاه، بازیهای رایانهای، واقعیت مجازی، پادکست و روایتهای تعاملی زندگی میکند. بنابراین ممکن است یک روایت تعاملی یا یک تجربه واقعیت مجازی بتواند کاری کند که مخاطب فقط تماشاگر نباشد، بلکه خودش را در موقعیت روایت احساس کند. این البته به معنای آن نیست که لزوماً هر فناوری جدیدی را باید وارد هنر دفاع مقدس کنیم. مرادم این است که هر فناوری که بتواند جنبه هنری پیدا کند و معنای مدنظر ما را به درستی بازنمایی کند، باید به خدمت گرفت. در واقع در اینجا تکنولوژی، ارزش هنری پیدا کرده و ما را یاری میدهد تا مخاطب با تجربه تاریخی خود از دفاع مقدس، تجربه عمیقتری داشته باشد.
هوش مصنوعی و آینده هنر دفاع مقدس
به عنوان مثال هوش مصنوعی به نظرم یک فرصت بسیار جدی است که سه ظرفیت مهم برای ما دارد: بازسازی، آرشیو و روایتپردازی. در بازسازی میتوان برخی فضاها و موقعیتهای تاریخی را بازآفرینی کرد. در آرشیو میتوان از هوش مصنوعی برای ساماندهی حجم عظیمی از عکسها، فیلمها، صداها و اسناد استفاده کرد. در روایتپردازی هم میتوان تجربههای تعاملی جدیدی ایجاد کرد.
البته باید به مقوله «اصالت» و آثار منفی آن در استفاده از هوش توجه کرد. فرض کنید هوش مصنوعی بتواند تصویری تولید کند که کاملاً شبیه یک عکس تاریخی باشد. مخاطب از کجا بداند این یک عکس واقعی است یا یک بازسازی؟ اگر این مرز برای مخاطب روشن نباشد، در آینده ممکن است فناوری به جای کمک به حافظه تاریخی، باعث تولید حافظههای جعلی شود. بنابراین مسئله اصالت فقط مسئله تکنولوژی نیست؛ مسئله اعتماد مخاطب به تاریخ و به اثر هنری است.
مهمترین نقد به وضعیت هنر دفاع مقدس چیست؟
پرسش: اگر بخواهید یک نقد کلی به وضعیت هنر دفاع مقدس داشته باشید، مهمترین نکته چیست؟
به نظرم باید از کمیتگرایی فاصله بگیریم؛ اینکه آثار بیشتری تولید کنیم، لزوماً به این معنا نیست که حافظه دفاع مقدس را بهتر حفظ کردهایم. گاهی لازم است قبل از تولید اثر جدید به سراغ آثاری برویم که قبلاً تولید شدهاند؛ آنها را بررسی کنیم، نقاط قوت و ضعفشان را بشناسیم و ببینیم چرا بعضی آثار ماندگار شدهاند و بعضی نه.
از طرف دیگر، باید اجازه بدهیم نسلهای جدید هنرمندان با زبان خودشان وارد این عرصه شوند؛ من فکر میکنم وفاداری به حقیقت تاریخی نباید با تکرار فرمهای هنری گذشته اشتباه گرفته شود. ما میتوانیم به حقیقت وفادار باشیم و در عین حال، زبان هنری تازهای پیدا کنیم.
آینده هنر دفاع مقدس چگونه خواهد بود؟
پرسش: اگر بخواهید آینده هنر دفاع مقدس را در چند مرحله خلاصه کنید، چه تصویری از آن دارید؟:
من این مسیر را در پنج گذار میبینم: ما ابتدا باید گذشته را حفظ کنیم؛ بعد آن را بفهمیم؛ بعد بتوانیم درباره آن با نسل جدید گفتوگو کنیم و در نهایت، امکان تجربه کردن آن را با زبانهای تازه فراهم کنیم. اگر این اتفاق بیفتد، هنر دفاع مقدس دیگر صرفاً درباره گذشته نخواهد بود؛ بلکه میتواند در ساختن آینده فرهنگی جامعه هم نقش داشته باشد. در چنین حالتی است که ما موفق شدیم گذشته را به قدری زنده نگه داریم که بتواند با آینده، گفتوگو کند.
سخن آخر
هنر دفاع مقدس برای تداوم حیات فرهنگی خود، نیازمند عبور از تکرار و حرکت به سوی روایتهای متنوع، انسانی و متناسب با زبان نسلهای جدید است. حفظ حقیقت تاریخی، در کنار نوآوری هنری و بهرهگیری سنجیده از فناوریهای نوین، میتواند این تجربه را از یک خاطره تاریخی به سرمایهای زنده برای فرهنگ و آینده جامعه تبدیل کند.
در نهایت، ماندگاری هنر دفاع مقدس نه در افزایش تعداد آثار، بلکه در توانایی آن برای ایجاد گفتوگو میان گذشته، اکنون و آینده است؛ گفتوگویی که در آن هنر، هم حافظ حقیقت باشد و هم زمینهای برای فهم دوباره و عمیقتر آن فراهم آورد.
علی فرجادیان – روابط عمومی پژوهشگاه






