راز تفاوت حج با دیگر عبادات
چرا در میان تمام عبادات، حج بیش از همه نیازمند عبودیت محض است و مناسک آن را بدون شناخت اسرار باطنی نمیتوان بهدرستی درک کرد؟
این پرسش برای خیلی ها مطرح است که چرا حج با دیگر عبادات اسلامی تفاوت دارد و چرا فهم بعضی از اعمال آن سختتر از نماز، روزه یا زکات به نظر میرسد. وقتی انسان به عبادتهایی مثل نماز، روزه، زکات یا جهاد نگاه میکند، معمولاً راحتتر میتواند هدف و فایده آنها را درک کند؛ اما در حج با اعمال و مناسکی روبهرو میشود که راز و فلسفه آنها در نگاه اول چندان روشن نیست.
همین نکته، حج را به عبادتی متفاوت و عمیق تبدیل میکند.
زائران خانه خدا در بیشتر عبادتها، معنا و فلسفه اعمال را تا حد زیادی میفهمند. نماز حرکات و اذکاری دارد که مفهوم آنها روشن است؛ رکوع و سجود نشانه خضوع و فروتنی است، تشهد نشانه اعتراف و اقرار، و ذکرها معنای مشخصی دارند.
روزه نیز دستوراتی دارد که فلسفه آن برای انسان قابل فهم است؛ پرهیز از خواستههای نفسانی، همدردی با فقرا، یادآوری گرسنگی و تشنگی، و حتی آمادگی برای درک سختیهای پس از مرگ.
روزه هم فایدههای جسمی و پزشکی دارد و هم آثار معنوی و تربیتی روح.
زکات بهروشنی به معنای انفاق، تعدیل ثروت و رسیدگی به نیازمندان است و مصلحت آن آشکار است.
جهاد و دفاع از مرزها و مقابله با تجاوز بیگانگان نیز منافع روشنی دارد که فهم آنها دشوار نیست.
اما حج چنین نیست. حج مجموعهای از اعمال، مناسک و دستورهاست که درک راز و رمز بسیاری از آنها آسان نیست.
اینکه چرا باید در مشعرالحرام بیتوته کرد، چرا باید سر را تراشید، چرا باید هفت بار بین صفا و مروه رفت و برگشت و در بخشی از مسیر هروله کرد، همگی اعمالی هستند که فهم معنای عمیق آنها نیازمند دقت و تأمل بیشتری است.
این اعمال رازهایی پیچیده دارند و به همین دلیل، جنبه تعبّدی در حج بیش از سایر عبادات است.
از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم نقل شده است که هنگام گفتن لبیک، به خداوند عرض کرد:
«لبّيكَ بِحَجَّةٍ حَقّاً تَعَبُّداً وَرِقّاً[1] خدایا! من با بندگی خالص و عبودیت کامل لبیک میگویم و مناسک حج را انجام میدهم.»
از آنجا که روح تعبّد در حج قویتر است، بسیاری از اسرار آن با عقل عادی بهطور کامل قابل توضیح نیست. به همین دلیل، پیامبر هنگام لبیک گفتن، تعبیر «تعبّداً و رقّاً» را به کار برد؛
همانند ذکری که در سجده تلاوت گفته میشود. بنابراین حج مجموعهای از اعمال است که با بندگی محض، عبودیت کامل و تسلیم بیقید و شرط هماهنگی بیشتری دارد.
برای توضیح این اسرار پنهان، گاهی در روایات به صورت بیان منافع آمده و گاهی در سخنان اهل معرفت به شکل داستان نقل شده است تا بخشهای اساسی حج بهتر فهمیده شود.
تقوا و پارسایی، روح عمل
از آنجا که معیار پذیرش هر عمل، تقوا و پاکی درون است، خداوند اساس کعبه و مناسک حج را بر پایه تقوا بنا کرده است. پیش از اسلام نیز مردم به زیارت کعبه و انجام مناسک حج میپرداختند؛ طواف میکردند و قربانی میآوردند، اما این اعمال با شرک آمیخته بود.
آنها هنگام ذبح قربانی، بخشی از گوشت را به دیوار کعبه میآویختند و خون قربانی را بر دیوار خانه خدا میمالیدند و عبادت توحیدی را با رفتارهای مشرکانه آلوده میکردند.
اسلام که آمد، این تفکر را اصلاح کرد و فرمود: «لَن يَنالَ اللَّهَ لُحومُها وَلا دِماؤُها وَلكِن يَنالُهُ التَّقوى مِنكُم (حج: ۳۷)؛ خداوند نه گوشت قربانی را میپذیرد و نه خون آن را؛ آنچه به خدا میرسد، تقوا و پاکی دل شماست».
و در جای دیگر میفرماید:
«إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ (فاطر: ۱۰)؛ سخن پاک به سوی خدا بالا میرود و عمل صالح آن را بالا میبرد».
پس خداوند عملی را میپذیرد که پاک و خالص باشد. خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد، و چون واحد است، توحید را دوست دارد و از هر عملی که به شرک آلوده باشد بیزار است.
به همین دلیل قربانی در سرزمین منا، زمانی پذیرفته میشود که با تقوا انجام شود. اگر عملی بدون تقوا باشد، اساساً پذیرفته نمیشود، و اگر همراه با تقوا باشد اما عامل در دیگر بخشهای زندگی دچار ضعف باشد، عمل پذیرفته میشود ولی پذیرش آن کامل نیست.
قرآن کریم میفرماید: «إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ (مائده: ۲۷)؛ خدا فقط از پرهیزکاران می پذیرد».
این آیه به دو نکته اشاره دارد:
۱. عملی که بدون تقوا انجام شود، اصلاً قبول نمیشود.
۲. عملی که با تقوا انجام شود، اگرچه پذیرفته میشود، اما اگر شخص در بخشهای دیگر زندگی دچار ضعف باشد، این عمل به بالاترین درجه قبولی نمیرسد.
حضرت ابراهیم نمونه کامل تقوای الهی است و مناسک حج، جلوه کامل پذیرش عمل انسان است.
خداوند عملی را میپذیرد که تمام برنامههای زندگی انسان بر پایه تقوا تنظیم شده باشد: «أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (توبه: ۱۰۹)؛
آیا کسی که بنیان را بر پایه تقوای الهی و رضای او نهاده بهتر است یا کسی که بنیان را بر لب پرتگاهی سست و فروریختنی نهاده؟! و آن بنا با بناکنندهاش در جهنم سقوط میکند؛ و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمیکند
معنای باطنی مناسک حج
اگر در حج رمی جمرات و سنگ زدن به جمرهها وجود دارد، معنای حقیقی آن، سنگ زدن به شیطان درون و بیرون انسان است؛ یعنی راندن شیطان انس و جن. تا زمانی که انسان خوی فرشتهگونه پیدا نکند، شیطان از حریم او خارج نمیشود.
وقتی انسان فرشتهخو شد، از آسیب شیطان در امان خواهد بود. زیارت کعبه برای این است که انسان به این حالت برسد. بین صفا و مروه آنگونه سعی میکند که به صفای الهی برسد. خداوند در قرآن، سعی بین صفا و مروه را با تعبیر «طواف» بیان کرده و فرموده است که این عمل از شعائر الهی است، و هر کس شعائر الهی را بزرگ بدارد: «فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ(حج: ۳۲)؛ بزرگداشت شعائر الهی، نشانه تقوای دلهاست».
عبادت در کنار کعبه
جایگاه تقوا دل انسان است؛ همانطور که روح قربانی، تقواست. خداوند با این اعمال، روح انسان را رشد میدهد و او را در مراحل مختلف میآزماید. دستور طواف به دور کعبه برای این است که انسان در کنار این خانه، مانند فرشتگان، همواره به یاد خدا باشد و با او نجوا کند.
در دوران جاهلیت نیز مردم به دور کعبه طواف میکردند، اما عبادت آنها چیزی جز سوت کشیدن و کف زدن نبود. قرآن میفرماید: «وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً (انفال: ۳۵)؛ مشرك حتی اگر کنار کعبه بایستد، چون دلش پاک نیست، عبادتش به سوت و کف زدن تبدیل میشود. تکبیر و ذکر آلوده به شرک، بیان واقعی انسان نیست.
بیان حقیقی در نگاه قرآن
قرآن میفرماید:
«الرَّحْمنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ * خَلَقَ الْإِنْسَانَ * عَلَّمَهُ الْبَيَانَ (الرحمن: ۱–۴)؛معلم، خدای رحمان است؛ قرآن را تعلیم میدهد، سپس انسان را میآفریند، و آنگاه به او بیان میآموزد.
کسی که از قرآن بهرهای ندارد، به حقیقت انسان نرسیده است. و کسی که انسان واقعی نیست، سخنش بیان نیست؛ بلکه صدا، فریاد و سوت است.
اما انسانهای پاک وقتی به دور کعبه طواف میکنند، هم به یاد خدا هستند و هم به یاد بندگان خدا. آنها سعادت همه انسانها را در جایی که دعا مستجاب است، از خدا میخواهند و در کنار خانه خدا، چیزی جز خدا طلب نمیکنند.
پیمودن راه اخلاص با شناخت اسرار حج
در حج، هرچه خلوص بیشتر باشد، ثواب هم بیشتر است. خلوص از عقل عملی سرچشمه میگیرد و عقل عملی بر معرفت استوار است و معرفت از شؤون عقل نظرى است.[2]
انسان ابتدا باید بفهمد تا بتواند خالصانه عمل کند. اگر کسی نداند در حج چه میگذرد، حتی با نیت خوب، اخلاص او محدود خواهد بود؛ اما اگر اسرار حج را بشناسد، اخلاصش گستردهتر و عمیقتر میشود.
پس پیش از نیت و اخلاص، آشنایی با اسرار حج لازم است تا انسان بداند اعمال ظاهری که انجام میدهد، دارای حقیقت و مغز درونی هستند. وقتی این حقیقت را فهمید، از خدا آن را طلب میکند. بدون شناخت اسرار، رسیدن به اخلاص کامل ممکن نیست.
حقیقت عبادات و ارتباط آن با عالم غیب
همانگونه که موجودات عالم طبیعت از مخزن غیب الهی نازل شدهاند، امور اعتباری نیز چنیناند. نماز، روزه و حج مانند خرید و فروش، صلح و اجاره، وجود خارجی ندارند و امور اعتباری هستند؛
اما به واقعیتهایی تکیه دارند و منشأ آثار واقعی فراوانیاند. این امور اعتباری از مخزن غیب نازل شدهاند و اگر انسان آنها را بشناسد و به آنها عمل کند، به ریشه غیبی آنها میرسد.
در روایات آمده است که نماز، روزه، زکات و حج به صورتهای زیبا ظاهر میشوند
اگر کسی بداند حقیقت نماز، فرشته است، آن را با نیت برتر انجام میدهد. و اگر بداند حقیقت حج نیز فرشته است و هدف آن پرواز با ملکوت است، حج را با آگاهی و اخلاص بیشتری آغاز میکند.
همراهی با فرشتگان در حج
موجودات عالم غیب، مجرد و پاکاند و از نقص، گناه، نسیان و مرگ دور هستند.
در متون دینی از این موجودات با عنوان «مَلَک» یا فرشته یاد میشود.
فرشته موجودی پاک است که گناه نمیکند، نقص ندارد و مرگ در او راه ندارد. اگر کسی حج واقعی را انجام دهد، با فرشتگان همراه و همسفر میشود؛ فرشتگان قرین او هستند، او با ملک زندگی میکند و ملائکه با او مأنوس میشوند.
جمعبندی
تفاوت اصلی حج با بسیاری از عبادات دیگر این است که در حج، جنبه تعبّدی و تسلیم در برابر فرمان خداوند بسیار پررنگتر است و بسیاری از مناسک آن، بدون توجه به اسرار باطنیشان، بهسادگی فهمیده نمیشوند.
از طرف دیگر، این متن نشان میدهد که روح همه اعمال دینی، تقواست. نه گوشت قربانی مهم است و نه خون آن؛ آنچه به درگاه خدا میرسد، پاکی دل و تقوای انسان است. مناسک حج هم در ظاهر، اعمالی چون طواف، سعی، رمی جمرات و قربانی دارند، اما در باطن، همه آنها انسان را به دوری از شیطان، پاکی درون، اخلاص، توحید و نزدیکی به خدا دعوت میکنند.
پس حج، سفری است از ظاهر به باطن، از عمل به معنا، از خاک به آسمان؛ سفری که اگر با شناخت، اخلاص و تقوا همراه باشد، انسان را به مرحلهای بالاتر از بندگی میرساند و او را در مسیر فرشتگان قرار میدهد.[3]
منابع
[1] . علی ابن ابوبکر هیثمی، مجمع الزوائد، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1422 ق، ج 3، ص 223 و فیض کاشانی، محجّة البيضا فی التذهیب الاحیاء، قم، جامعه مدرسین، 1417 ق.
[2]. حكما علم را به «حكمت عملى» و «حكمت نظرى» و عقل را به «عقل عملى» و «عقل نظرى» تقسيم كرده اند.
[3] . برای مطالعه بیشتر رجوع کنبد به: آيت الله جوادى آملى وحسين رضوانى، عرفان حج، قم، مشعر، 1381، ج 1، ص 38 تا44.





