چطور درست تصمیم بگیریم و کمتر پشیمان شویم؟
برای اینکه در موقعیتهای مختلف زندگی انتخابهای درستتری داشته باشیم، چه اصولی را باید در تصمیمگیری رعایت کنیم؟
پاسخ
اینکه چرا بعضی تصمیمها ما را جلو میبرند و بعضی دیگر ما را دچار حسرت و پشیمانی میکنند، سؤالی است که تقریباً همۀ ما بارها با آن روبهرو شدهایم.
گاهی انتخابها ساده به نظر میرسند، اما وقتی پای عمل میرسد، تردید، عجله یا ناآگاهی باعث میشود مسیر اشتباهی را انتخاب کنیم. حقیقت این است که تصمیمگیریِ درست اتفاقی نیست، بلکه نیازمند شناخت اصول و مهارتهایی است که به ما کمک میکند در موقعیتهای حساس، آگاهانهتر و دقیقتر عمل کنیم. در ادامه، به مهمترین اصول تصمیمگیری درست میپردازیم:
مراحل تصمیمگیری هوشمندانه
با وجود اهمیت تصمیمگیری در زندگی، هیچیک از ما روش تصمیمگیری درست را یاد نگرفتهایم. درحالیکه فرایند تصمیمگیری درست، فرایندی آسان و کمهزینه است. تصمیمهایی که ما در زندگی خود میگیریم بهطور معمول، به یکی از این صورتهاست:
الف) تصمیمگیری احساسی:
در این نوع از تصمیمگیری، فرد براساس احساسات و علاقههای خود تصمیم میگیرد و دربارۀ عواقب تصمیم خود کمتر فکر میکند. براساس تجربه، بیشتر تصمیمگیریهای احساسی پیامدهای خوبی ندارند؛
ب) تصمیمگیری آنی:
در این نوع از تصمیمگیری، فرد در یک لحظه و بدون تفکر تصمیم میگیرد. این نوع تصمیمگیریها نیز بیشتر پیامدهای منفی درپی دارد؛
پ) واگذاری تصمیم به دیگران:
افرادی هستند که در تصمیمگیری ناتواناند. این افراد همواره به کسی نیاز دارند تا برای آنان تصمیم بگیرد. آنها از مسئولیتپذیری میترسند و میخواهند درصورت شکست، مشکل پیشآمده را به گردن دیگران بیندازند؛
ت) تصمیمگیری هوشمندانه:
این نوع تصمیمگیری بهترین نوع تصمیمگیری است.
برای گرفتن تصمیم منطقی و هوشمندانه لازم است این مراحل طی شود:
کسب اطلاعات
برای تصمیمگیری درست دربارۀ موضوعی، به علم و آگاهی دربارۀ آن نیاز است. اطلاعات، ابرهای تیرۀ نادانی که بر فراز برخی از تصمیمها پدید میآیند، را کنار میزنند؛ از اینرو، هرچه اطلاعات انسان دربارۀ موضوعی بیشتر باشد، بهطبع میتواند بهتر و دقیقتر تصمیم بگیرد؛ ولی کسی که جنبههای گوناگون مسئله را نشناسد،
نمیتواند تصمیم درستی بگیرد. بنابراین، کسى که از جنبههای گوناگون موضوعى آگاهى ندارد، پیش از هر اقدامی، باید درپی بهدست آوردن اطلاعات در آن زمینه باشد. در قرآنکریم و روایات واردشده از امامان معصوم(ع) نیز بر این نکته بسیار تأکید شده است. چنانکه در داستان حضرت سلیمان(س) آمده است که وقتی هدهد خبرهایی از سرزمین سبأ داد و او را از وجود ملکهای آگاه ساخت که بر مردم آنجا حکومت میکند و آفتابپرستی را ترویج میکند،
حضرت سلیمان(س) برای گرفتن تصمیم لازم، در گام نخست، به جمعآوری اطلاعات در این زمینه پرداخت و قضاوت نهایی دربارۀ کیفیت برخورد با ملکۀ سبا را به نتیجۀ تحقیق و اطلاعات بهدستآمده از آن منوط کرد.
برای این کار، حضرت سلیمان (س) نامهاى بسیار کوتاه و پرمحتوا نوشت و به هدهد داد و گفت این نامۀ مرا ببر و نزد آنها بیفکن، سپس برگرد و در گوشهاى توقف کن ببین آنها چه واکنش نشان مىدهند.
نخستین نکتۀ این اقدام حضرت سلیمان(س) که میتواند درسی برای همۀ انسانها در جریان تصمیمگیریها باشد این است که لازمۀ تصمیمگیریهای فعال و دور از واکنشهای منفعلانه، بهدست آوردن اطلاعات مناسب نسبتبه موضوع و سپس گرفتن تصمیم براساس آنهاست. بیگمان اگر انسان بدون اطلاعات تصمیمی بگیرد، درحقیقت قدم در بیراههای گذاشته که نتیجۀ آن چیزی جز شکست نخواهد بود.
حقیقتی که امام صادق(ع) اینچنین به آن اشاره میکند: «الْعَامِلُ عَلَى غَیرِ بَصِیرَةٍ کالسَّائِرِ عَلَى غَیرِ طَرِیقٍ لَا یزِیدُهُ سُرْعَةُ السَّیرِ إِلَّا بُعْداً[1] انجامدهندۀ بدون بصیرت چون رهروى است که در بیراهه مىرود، تندروى، جز دورى (از هدف، چیزى) بر او نیفزاید».
مشورت
خردمندی و فرزانگی، روشنفکری و پویایی اندیشه دلیل بینیازی از چراغ روشنِ فکر دیگران و بهرهمندی از فروغ خردمندان دیگر نیست، انسان هرقدر عاقل و چارهاندیش باشد، نور فکر و شعاع اندیشۀ وی بخشی را روشن و افقی ویژهای را نشان میدهد.
بنابراین، با بهرهمندی از افکار دیگران، میتوان محدودۀ نظر خویش را گسترش داد و زمنیههای لغزش و اشتباه را هرچهکمتر کرد تا هرچهبیشتر به موفقیت دست یافت. امام علی(ع) فرمودند: «مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکهَا فِی عُقُولِهَا؛[2] کسی که با مردان و صاحبنظران مشاوره کند در عقول و اندیشههاشان شریک شده است.»
بنابراین، برای تصمیمگیری هوشمند نیاز است که از دیدگاههای مشورتی مشاوران دانا و مطمئن بهره گرفت. وجود مشاور آگاه در تصمیمگیری موجب میشود:
- اطلاعات و آگاهیهای لازم در اختیار تصمیمگیرنده قرار دهد؛
- نتایج احتمالی هر فعالیت را با تکیه بر تجربههای گوناگون افراد، پیشبینی کند؛
- فرد را در فضایی واقعی و حقیقی قرار دهد؛
- با حضور دلگرمکنندۀ خود از اثرات تنشزای لحظههای بحرانی کاسته و محیط آرامی را برای تصمیمگیری عاقلانه افراد فراهم آورد.
روشن است تصمیمگیری در چنین موقعیتی، نزدیک به صواب و دارای نتیجۀ مناسبتری خواهد بود که در مجموع، تصمیمگیرنده از شک و دودلی رها شده و انتخابگر راهی خواهد شد که تا اندازهای به نتایج و پیامدهای انتخاب خود آگاه است و مقدمات لازم برای برخورد با موقعیتهای حاصل از تصمیمگیری خویش را فراهم خواهد کرد.
این توان جز در سایۀ اعتماد و یاری گرفتن از مشاوران آگاه و دلسوز امکانپذیر نخواهد شد. ازاینرو، تأکید میشود که بهتر است آدمی در زندگی خویش چندین مشاور داشته باشد و از دیدگاههای آنها در تصمیمگیریها بهره گیرد.[3]
توکل بر خدا
توکل بر خدا هوش و قدرت تفکر را مىافزاید و روشنبینى ویژهای به انسان مىدهد و سبب میشود انسان در برابر مشکلات دستپاچه و وحشتزده نشود و قدرت تصمیمگیرى خود را حفظ کند و نزدیکترین راه درمان و حل مشکل را بیابد. ازاینرو در حدیثى از امیرمؤمنان، علی(ع)، مىخوانیم:
«مَنْ تَوَکلَ عَلَى اللَّهِ اضَائَتْ لَهُ الشُّبُهَاتِ وَ کفَى الْمَؤُونَاتِ وَ امِنَ التَّبِعَاتِ[4] کسى که بر خدا توکل کند، تاریکى شبهات براى او روشن مىشود، و اسباب پیروزى او فراهم مىشود و از مشکلات رهایى مىیابد.»
در قرآنکریم نیز به مؤمنان توصیه شده است که بعد از تصمیم، بر خدا توکل کنند: «…فَاذا عَزْمْتَ فَتَوَکلْ عَلَى اللَّهِ انَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُتَوَکلین (آلعمران: 159)؛ وقتى تصمیم گرفتى، بر خدا توکل کن که خدا توکلکنندگان را دوست دارد.»
پیامبراکرم(ص) نیز مىفرماید: «شاوِرُوا الْعُلَماءَ الصَّالِحینَ فَاذا عَزَمْتُمْ عَلَى المْضاءِ ذلِک فَتَوَکلوا عَلَى اللَّهِ[5] با دانشمندان شایسته رایزنى کنید و هرگاه بر انجام آن تصمیم گرفتید، بر خدا توکل کنید.
جمعبندی و تصمیمگیری
در این مرحله، باید از میان عقاید و افکار گوناگون، یکى را که درستی آن با دلایل و شواهد بیشترى تأیید و تقویت مىشود، برگزید یا آنکه از نتیجۀ آن نظرها طرحى نو درافکند و تصمیم نهایى و قاطع را گرفت. همان اندازه که هنگام مشورت باید نرمش و انعطاف به خرج داد،
هنگام گرفتن تصمیم نهایى باید قاطع بود. بنابراین، پس از برگزارى مشاوره و روشن شدن نتیجۀ مشورت، باید هرگونه تردید و دودلى و نظرهای پراکنده را کنار زد و با قاطعیت، تصمیم نهایی را گرفت؛ این همان چیزى است که در آموزههای اسلامی از آن به عزم تعبیر شده است.
خداوند در قرآنکریم بعد از فرمان مشورت با دیگران و بررسى همۀ جوانب امور، به پیامبر اکرم(ص) دستور پایبندى به تصمیم داده است و مىفرماید: «وَ شاوِرْهُمْ فِى الْامْرِ وَاذا عَزَمْتَ فَتَوَکلْ عَلَى اللَّهِ (آل عمران: 159)؛ در کارها با آنان مشورت کن و هنگامى که تصمیم گرفتى، [قاطع باش و] بر خدا توکل کن».
نکتۀ درخور توجه در این آیه این است که مسئلۀ مشاوره بهصورت جمع آمده (وَ شَاوِرْهُمْ)، ولى تصمیم نهایى تنها بهعهدۀ پیامبر(ص) گذاشته شده و بهصورت مفرد آمده است (عَزَمْتَ). این اختلاف تعبیر به نکتۀ مهمی اشاره مىکند و آن اینکه بررسى و مطالعۀ جنبههای گوناگون مسائل، باید بهصورت دستهجمعى انجام گیرد، ولی هنگامى که طرحى تصویب شد، باید براى اجراى آن، ارادۀ واحدى بهکار افتد.[6]
قاطعیت در اجرای تصمیم
منظور از قاطعیت، محکم، جدى و استوار بودن در رأى و تصمیم درست است.[7] در نگاه دینی، قاطعیت، صفتى بین نرمى و درشتى، یا مدارا و سختى است و کسى را که تنها به صفت مهربانى، مدارا و سازش آراسته است،
نمىتوان قاطع نامید، همانگونه که فرد خودمحور و لجوجى را که همواره بر رأى خود پافشارى مىکند و انعطاف نمىپذیرد نیز نمىتوان قاطع شمرد.
برایناساس، هرگاه مطالعات و بررسىهاى لازم، دربارۀ آثار و واکنشهاى مثبت و منفىِ انجام یک کار، صورت گیرد و دیدگاه صاحبنظران و خبرگان فن در آن باره گردآوری شود و از مجموع بررسىها و اظهارنظرها نتیجۀ روشنى بهدست آید و زمینه انجام کار از هر جهت فراهم شود، اجراى تصمیم برخاسته از این تلاشهاى آگاهانه را با جرئت و جدیت و بهدور از هرگونه تزلزل و تردید، در چهارچوب قانون و مقررات، «قاطعیت» مىنامند.
نقطۀ مقابل قاطعیت، تردید و دودلی و سستعنصری است که علامت ضعف اراده و مانع اصلی موفقیت در کارهاست. امام علی(ع) میفرمایند:
«سَبَبِ الْحِرْمَانِ التَّوَانِی؛[8] علت و سبب محرومیت و نرسیدن به مقاصد، سستی و سست عنصری است.» در همین باره، امام صادق(ع) میفرمایند: «إِذَا هَمَمْتَ بِخَیرٍ فَبَادِرْ فَإِنَّک لَا تَدْرِی مَا یحْدُثُ؛[9]هرگاه به کار خوبی تصمیم گرفتی آن را آغاز کن؛ زیرا نمیدانی که چه پیش میآید.»
پیامبران الهی که دارای شریعت فراگیر و برنامۀ حیاتی برای کل بشر بودهاند چون اصلیترین سرمایۀ تحقق دینشان عزم و ارادۀ پولادین آنها بوده، آنها را پیامبران «اولوالعزم» نام نهادهاند. بنابراین، از آشکارترین ویژگیهاى پیامبران الهى قاطع بودن آنها در اجرای تصمیم است. هیچ پیامبرى ازسوی خداوند به رسالت برانگیخته نشده، مگر اینکه از این نعمت گرانبها برخوردار بوده است.
جمعبندی
در مجموع، تصمیمگیری درست زمانی شکل میگیرد که انسان با اصلاح باورهای نادرست، نگاه واقعبینانهتری به مشکلات پیدا کند و بهجای درگیر شدن با امور فرعی، مسائل مهم و اولویتدار را تشخیص دهد. وقتی مسئله بهدرستی تعریف شود، راهحلهای گوناگون بررسی گردد و پیامدهای هر انتخاب سنجیده شود، احتمال خطا بهطور چشمگیری کاهش مییابد. در کنار اینها، استفاده از تجربه دیگران، مشورت و بازخوردگیری نیز کمک میکند تا تصمیمها پختهتر و اثربخشتر باشند. در نهایت، تصمیمگیری موفق نه یک اتفاق لحظهای، بلکه فرایندی آگاهانه و مرحلهبهمرحله است که میتواند مسیر زندگی انسان را بهسوی رشد و موفقیت هدایت کند.
منابع
[1]. محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، ج 1، ص 43.
[2]. نهجالبلاغه، حکمت 161.
[3]. حسین خنیفر و مژده پورحسینی. مهارتهای زندگی، قم، هاجر، 1391، ص 105.
[4]. حسینبن محمد جمال خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکلم، تصحیح جلالالدین حسینی ارموی، تهران، دانشگاه تهران، 1366، ج 5، ص 414.
[5]. سهلبن عبدالله تسترى، تفسیر التسترى، بیروت، دارالکتب العلمیة، محمد علی بیضون، 1423ق، ص 51.
[6]. ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتبالاسلامیه، 1374.ج 3، ص: 149
[7]. ر.ک. حسینبنمحمد راغب اصفهانی، معجم مفردات، بیروت، دارالعلم، 1412ق، ذیل همین واژه.
[8]. حسنبن علیبن شعبه حرانی، تحفالعقول، تصحیح: علىاکبر غفارى، قم، جامعۀ مدرسین، 1404ق، ص 80.
[9]. محمدبن یعقوب کلینی، همان، ج 2، ص 142.





