logo-new-javabgoo4logo-new-javabgoo4logo-new-javabgoo4logo-new-javabgoo4
  • صفحه اصلی
  • موضوعات
    • اخلاق
    • اعتقادات و کلام
    • تاریخ
    • دفاعی
    • سبک زندگی
    • سیاسی
    • عرفان و تصوف
    • فقه اهل سنت
    • فقه واحکام
    • قرآن و عترت
    • مراجع عظام
    • مشاوره‌
  • درباره
    • درباره ما
    • تماس با ما
    • ورود
  • دستیار هوش مصنوعی
پژوهشگاه امام صادق (ع)
✕
  • شما اینجا هستید
  • مطالب
  • اخلاق
  • چرا باید تنها بر خدا توکل کرد؟

چرا باید تنها بر خدا توکل کرد؟

دسته بندی ها
  • اخلاق
  • اعتقادات و کلام
  • تزکیه نفس
  • خداشناسی
  • دین شناسی
  • رذائل اخلاقی
  • فضائل اخلاقی
  • گزیده
  • هستی و معرفت شناسی
برچسب ها
  • توکل، توکل بر خدا، مفهوم توکل، برداشت غلط
توکل

توکل

چرا باید تنها بر خدا توکل کرد؟

توکل به چه معناست و چرا باید تنها برخدا توکل کرد؟ چه برداشت غلطى كه از مفهوم توكل شده؟

 پاسخ

توكل از ماده وكل به معنى واگذار كردن است و در صورتيكه با كلمه على‏ متعدى شود به معنى اعتماد است[1] در قرآن و روايات غالباً توكل با كلمه «على الله» استعمال شده و در مواردى هم كه بدون كلمه «على الله» بكار رفته، اين كلمه در آن مقدر است.

بعنوان مثال على (ع) مى ‏فرمايد:

«التَّوَكُّلُ خَيْرُ عِمادٍ[2] توكل «بر خدا» بهترين تكيه ‏گاه است».

اما مفهوم و معناى اصطلاحى اين واژه كه مورد نظر اصلى آيات و روايات است در بعضى روايات بيان شده است. پيامبر اكرم (ص) از جبرئيل پرسيد توكل چيست؟

«جبرئيل گفت: الْعِلْمُ بِانَّ الَمخْلُوقَ لايَضُرُّ وَ لا يَنْفَعُ وَ لا يُعْطى‏ وَ لا يَمْنَعُ وَاسْتِعْمالُ الْيَأْسِ مِنَ الْخَلْقِ»[3]

توكل عبارتست از:

علم به اينكه مخلوق نه ضرر مى ‏زند و نه نفع مى ‏رساند، نه مى ‏بخشد و نه باز مى‏ دارد (توكل) مأيوس بودن از خلق است.

وقتى كه بنده چنين باشد جز براى خدا كار نمى ‏كند و جز به خدا اميد ندارد و از غير خدا نمى ‏ترسد و به احدى جز خدا چشم طمع ندارد.

مفهوم توكل مانند برخى ديگر از مفاهيم دينى با حجاب هايى از جهل و خرافات پوشانده شده است بطوريكه گروهى مى ‏پندارند توكل يعنى اينكه تصميم‏ گير تنها خداست و تلاش و كوشش انسان كمترين اثرى در سرنوشت او و اداره زندگيش ندارد.

اين برداشت نادرست از مفهوم توكل، اختصاصى به زمان ما ندارد در زمان پيامبر اكرم (ص) نيز وقتى آيه شريفه:

«وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ انَّ اللَّهَ بالغُ امْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدْراً»[4]

نازل شد عده‏ اى از اصحاب پيامبر در خانه نشسته مشغول عبادت و دعا شدند و گفتند ديگر روزى ما تضمين شده است.

اين خبر به پيامبر (ص) رسيد آن حضرت كسى را به سراغ آنها فرستاد وقتى آمدند به آنها فرمود:

«چه باعث شد در خانه بمانيد و مشغول عبادت شويد و دست از كسب و كار برداريد؟ گفتند:

اى رسول خدا چون روزى ما تضمين شده است به عبادت خدا روى آورديم.

پيامبر اكرم فرمود:

كسى كه چنين كند دعايش مستجاب نمى ‏شود دنبال طلب روزى برويد.[5]

بنابراين تعاليم حيات بخش اسلام ضمن آنكه توكل را يك ركن اساسى ايمان معرفى مى ‏نمايد[6] اهميت و تأثير تلاش و كوشش انسان در سرنوشتش را انكار نمى ‏كند بلكه قرآن كريم انسان را در گرو اعمالش مى‏داند: «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ (مدّثّر: 38)؛ هر كس در گرو عمل خويش است».

و بهره و نتيجه او را به اندازه تلاش و كوشش او معرفى مى ‏كند: «وَ انْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ الّا ما سَعى‏ (نمل: 39)؛

براى انسان (پاداش) جز آنچه خود كرده نيست».

مفسر بزرگ مرحوم علامه طباطبائى (رضوان الله تعالى عليه) درباره توكّل چنين مى ‏نويسد:

معناى توكل اين نيست كه انسان نسبت امور را به خودش يا به اسباب، قطع يا انكار كند بلكه معنايش اينست كه خود را و اسباب را مستقل در تأثير ندانسته معتقد باشد كه استقلال و اصالت منحصراً از آن خداى سبحان است و در عين حال سببيت غير مستقله را براى خود و اسباب قائل باشد.[7]

استاد شهيد مطهرى نيز توكل را چنين معرفى مى‏ كند:

«توكل يعنى انسان هميشه به آنچه مقتضى حق است عمل كند و در اين راه به خدا اعتماد كند كه خداوند حامى و پشتيبان كسانى است كه حامى و پشتيبان حق باشند توكل تضمين الهى است براى كسانى كه هميشه حامى و پشتيبان حقند».[8]

ريشه توكّل‏

پايه و اساس توكل شناخت و ايمان حقيقى به خداوند است. قرآن كريم توكل را لازمه ايمان دانسته، مى ‏فرمايد: «وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلوا انْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ (مائده: 23)؛ اگر مؤمنيد بر خدا توكل كنيد»

طبق اين آيه شريفه كسى كه توكل نداشته باشد مؤمن نيز نخواهد بود.

على (ع) مى ‏فرمايد:

«التَّوَكُّلُ مِنْ قُوَّةِ الْيَقينِ[9] توكل نتيجه يقين قوى به خداوند است».

و با توجه به اينكه ايمان و يقين به خدا در نتيجه شناخت صحيح خداوند حاصل مى ‏شود، ريشه و اساس توكل به خدا، شناخت و آگاهى نسبت به او است و تمام برداشت هاى نادرستى كه از مفهوم توكل در صحنه عمل و زندگى شده است ناشى از عدم درك صحيح همين موضوع است يعنى وقتى انسان درك درستى از خدا و جهان هستى نداشت نمى ‏تواند از قرآن و روايات مقصود حقيقى را بدست آورد لذا ابتدا گرفتار اشتباه در انديشه و شناخت مى ‏شود و نتيجه عدم درك صحيح، ايمان خرافى و عمل نادرست است.

نشانه‏ هاى توكّل‏

توكل داراى علائم و نشانه‏ هايى است كه در روايات متعدد به آنها اشاره شده است و در صورت ظهور آنها، انسان مى ‏تواند مطمئن شود كه به اين مرحله عالى رسيده است. جبرئيل در پاسخ پيامبر (ص) نشانه‏ هاى توكل را اينگونه بيان مى ‏كند:

«فَاذا كانَ الْعَبْدُ كَذلِكَ لَمْ يَعْمَلْ لِاحَدٍ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَرْجُ وَ لَمْ يَخَفْ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَطْمَعْ فى‏ احَدٍ سِوَى اللَّهِ[10]

وقتى انسان داراى توكل شد براى كسى جز خدا كارى نمى ‏كند، جز به خدا اميد ندارد و از غير خدا نمى ‏ترسد و چشم طمع به كسى جز خدا ندارد. اين علائم در ساير روايات نيز مورد توجه قرار گرفته است.

على (ع) مى ‏فرمايد:

«حَسْبُكَ مِنْ تَوَكُّلِكَ انْ لا تَرى‏ لِرِزْقِكَ مُجْرِياً الّا اللَّهَ سُبْحانَهُ.[11] از توكل تو همين بس كه غير خدا را روزى رسان خود ندانى».

و نيز از امام رضا (ع) درباره توكل سؤال كردند آن حضرت فرمود: «انْ لا تَخافَ احَداً الّا اللَّهَ[12] توكل يعنى اينكه از كسى جز خدا نترسى.

درجات و مراتب توكّل‏

در روايات توكل داراى مراتب و درجات مختلفى است. على بن موسى الرضا (ع) مى ‏فرمايد:

توكل داراى درجاتى است:

اينكه در هر رفتارى كه با تو داشته و هر چه درباره تو كرده به او اعتماد داشته باشى به همه راضى باشى و بدانى كه در هيچ خيرى و هيچ رأيى در حق تو كوتاهى نكرده و اختيار بدست اوست پس بر او توكل كنى و كارها را به او واگذارى.[13]

بنابراين يك درجه توكل مربوط به اطمينان و اعتماد به خداوند است در رفتارى كه درباره انسان دارد و درجه ديگر مربوط به امورى است كه انسان از درك آن عاجز است و علم و آگاهى آن در اختيار خداوند و امناى اوست پس در اين امور هم توكل بر اوست كه انسان را قانع مى ‏كند و به او آرامى مى ‏بخشد.

توكل ثمره و نتيجه ايمان به خداست و همانگونه كه ايمان به خدا داراى مراتبى است توكل نيز مراتبى دارد:

توكل لفظى:

يعنى انسان توكل بر خدا را زياد بر زبان جارى كند اما نه به آن عقيده و ايمان داشته باشد و نه تأثيرى در زندگيش بگذارد.

توكل در عقيده:

اين توكل در صورتى است كه انسان به خدا ايمان داشته باشد و معتقد باشد رتق و فتق همه امور در دست اوست امّا در هنگام عمل بخصوص مواردى كه فاعليت خداوند در آن ناپيداست و دست موجود ديگرى خودنمائى مى ‏كند خدا را فراموش كرده به غير او پناه مى‏ برد.

توكل در عمل:

وقتى نور ايمان سراسر وجود انسان را فرا گرفت و باور كرد كه مؤثر حقيقى تنها خداست آنچنان كه خود مى ‏فرمايد:

«وَ ما رَمَيْتَ اذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏ (انفال: 17)؛ اى پيامبر وقتى تير انداختى تو نبودى كه تير انداختى بلكه پرتاب كننده تير، خدا بود». چنين شخصى جز او را شايسته توكل و اتكاء نمى ‏داند زيرا باور كرده است كه:

«ما شاءَ اللَّهُ لاما شاءَ النَّاسُ ما شاءَ اللَّهُ وَ انْ كَرِهَ النَّاسُ.[14] آنچه خدا بخواهد همان مى‏شود نه آنچه مردم بخواهند و آنچه خدا بخواهد مى‏ شود اگر چه مردم نخواهند»..

در اين صورت انسان بر او توكل كرده، براى او عمل مى‏ كند و همه چيز را از او مى‏ خواهد و مى ‏داند غير او همه وسيله ‏اند و اين بالاترين مرحله توحيد و توكل بر خداست.

توكّل فقط بر خدا

يك نكته اساسى در بحث توكل كه مورد توجه قرآن كريم و روايات ائمه عليهم ‏السلام قرار گرفته و نبايد مورد غفلت قرار گيرد اين است كه توكل بايد فقط بر خدا باشد و ديگران اگر چه بى تأثير در كارها نيستند، امّا اثرشان مستقل و بى ارتباط با خداوند نيست.

کجا باید خدا را یاد کنیم؟

قرآن كريم مى ‏فرمايد:

«وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ (ابراهيم: 12)؛ توكل كنندگان بايد بر خدا توكل كنن»..

و نيز مى ‏فرمايد: «فَاذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ انَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلين (آل عمران: 159)؛ چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن همانا خداوند متوكلين را دوست دارد».

هنگامى كه حضرت ابراهيم را به داخل آتش پرتاب كردند جبرئيل به آن حضرت گفت:

احتياجى ندارى؟ حضرت ابراهيم فرمود: «امَّا الَيْكَ فَلا، حَسْبِىَ اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيلُ‏ احتياج دارم اما نه به تو خداوند براى من بس است و او بهترين وكيل است».

سپس ميكائيل نزدش آمد و گفت اگر بخواهى آتش را خاموش مى ‏كنم منابع باران و آب بدست من است حضرت ابراهيم فرمود:

نمى‏ خواهم. سپس فرشته باد آمد و گفت: اگر بخواهى آتش را نابود مى ‏كنم.

فرمود:

نمى‏ خواهم. جبرئيل گفت: پس از خدا بخواه! حضرت ابراهيم فرمود: حَسْبى‏ مِنْ سُؤالى‏ عِلْمُهُ بِحالى‏[15] آگاهى او از وضع من كافيست ديگر احتياج به سؤال نيست.

اما اينكه تنها بايد بر خدا توكل كرد آنست كه در بينش اسلامى، جهان هستى و همه قوانين و اسباب و مسببات جارى در آن مخلوق و آفريده خداوند سبحان است و تنها ذات مقدس الهى مؤثر حقيقى در تمام امور است.

قرآن كريم مى ‏فرمايد:

«انَّما امْرُهُ اذا ارادَ شَيْئاً انْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (يس: 82)؛ فرمان خداوند چنين است كه اگر چيزى را اراده كند همينكه بگويد باش، مى ‏باشد».

با توجه به اين رابطه بين خدا و جهان هستى، تنها كسى كه شايسته اعتماد و توكل است ذات مقدس الهى است و توكل بر غير خدا نه تنها فايده‏اى براى انسان نخواهد داشت بلكه مشكلات و گرفتاريهاى بيشترى را به همراه خواهد آورد.

جمع بندی:

توکل به خدا یعنی ایمان کامل به اینکه تنها ذات خداوند مؤثر حقیقی در امور انسان و جهان است و مخلوقات هرچند نقش واسطه‌ای دارند، اثر مستقلی ندارند.

توکل حقیقی به معنای مأیوس بودن از خلق و تکیه بر قدرت و رزق خداوند است، نه ترک تلاش و کوشش انسان. این مفهوم دارای مراتب مختلف لفظی، اعتقادی و عملی است و نشانه آن کار کردن برای خدا، امید و ترس فقط از او و چشم‌داشت نداشتن به غیر خداست.

برداشت نادرست از توکل، انکار نقش تلاش انسان در سرنوشت است، در حالی که قرآن و روایات هر دو تلاش و توکل را لازم و مکمل یکدیگر می‌دانند.

منابع

[1] . سید علی اکبر قریشی،  قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1391، جلد 7، ص 240.

[2] . تمیمی آمدی، شرح غررالحكم و دررالكلم، تهران، دانشگاه تهران ، ج 1، ص 133.

[3] . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء و التراث، ج 77، ص 20.

[4] . طلاق، آيه 3 (هر كس پرهيزگارى كند خداوند راه خروجى براى رهائيش از مشكلات قرار مى‏دهد و ازطريقى كه گمان ندارد روزيش را

مى‏رساند و هر كس بر خدا اعتماد كند خدا براى او كافيست همانا خداوند فرمان خويش را به نتيجه مى‏رساند براستى كه خداوند براى هر چيزى

اندازه‏اى قرار داده است.)

[5] . عبدل علی بن جمعه حویزی، تفسير نورالثقلين، قم، اسماعیلیان، 1415 ق، ج 5، ص 355.

[6] . از امام رضا( ع) نقل شده كه فرمود: ايمان داراى چهار ركن است. اول؛ توكل …  محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، همان، ج 71، ص 135.

[7] . سیدمحمدحسین طباطبائی، المیزان، مترجم: سید محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1378، ج 22، ص 60.

[8] . بيست گفتار، ص 137.

[9] . تمیمی آمدی، شرح غررالحكم و دررالكلم، تهران، همان، ج 1، ص 184.

[10] . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، همان، ج 78، ص 338.

[11] . تمیمی آمدی، شرح غررالحكم، همان، ج 3، ص 402.

[12] . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، همان، ج 78، ص 338.

[13] . ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ترجمه: احمد جنتی، تهران، امیرکبیر، 1382، ص 521.

[14] . مفاتيح الجنان، تعقيبات نماز صبح.

[15] . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، همان،  ج 1، ص 156.

پیوندها

تارنمای انتشارات زمزم هدایت

تارنمای مرکز فضای مجازی حقیق

پیام رسان انتشارات زمزم هدایت

پرسش و پاسخ در خصوص معنای توکل ؟
سوال 1: توکل به چه معناست؟

پاسخ: توکل به معنای واگذار کردن امور به خدا و اعتماد به اوست. در قرآن و روایات، توکل عموماً با عبارت «على الله» بیان شده است.

سوال 2: برداشت نادرستی که از مفهوم توکل شده چیست؟

پاسخ: برخی تصور می‌کنند توکل به این معناست که تلاش و کوشش انسان اثر ندارد و همه چیز را باید به خدا واگذار کرد، در صورتیکه قرآن بر اهمیت تلاش و کوشش نیز تأکید دارد.

سوال 3: نشانه‌های توکل چیست؟

پاسخ: نشانه‌های توکل شامل کار نکردن برای کسی جز خدا، امید و ترس فقط از خدا و چشم‌داشت نداشتن به غیر خدا است.

سوال 4: چرا باید تنها بر خدا توکل کرد؟

پاسخ: تنها ذات خداوند مؤثر حقیقی در امور جهان است و مخلوقات نقش واسطه‌ای دارند و اثر مستقلی ندارند. لذا اعتماد و توکل باید فقط بر خدا باشد.

سوال 5: درجات مختلف توکل کدامند؟

پاسخ: توکل شامل مراتب لفظی، اعتقادی و عملی است. لفظی یعنی بیان زبانی، اعتقادی یعنی باور قلبی به خدا، و عملی یعنی عمل مطابق با این باور.

سوال 6: نقش تلاش انسان در ارتباط با توکل چیست؟

پاسخ: قرآن و روایات هر دو تلاش و توکل را لازم و مکمل یکدیگر می‌دانند و تلاش در کنار توکل ضروری است.

سوال 7: پایه و اساس توکل چیست؟

پاسخ: پایه و اساس توکل، شناخت و ایمان حقیقی به خداوند است. طبق قرآن، توکل لازمه ایمان است و باید بر خدا توکل کرد اگر مؤمن باشیم.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

اسلام و آزادی

اسلام و آزادی

24 خرداد, 1405

اسلام و آزادی انسان


مطالعه کامل
از نظر عقلی امام چرا باید معصوم باشد؟

از نظر عقلی امام چرا باید معصوم باشد؟

23 خرداد, 1405

 از نظر عقلی چرا باید امام معصوم باشد؟


مطالعه کامل
امام جامعه

امام جامعه

22 خرداد, 1405

امام جامعه چه وظائفی دارد؟


مطالعه کامل
فاطمه زهرا (س)

فاطمه زهرا (س)

21 خرداد, 1405

فاطمه زهرا (س)؛ الگویی برای همه زمان‎ها


مطالعه کامل
مرکز جوابگو

مرکز جوابگو ، با هدف جوابگویی دینی و تخصصی راه اندازی گردیده است و با بهره گیری از اساتید و فضلای حوزه و دانشگاه در ده گروه تخصصی پرسش‌های مخاطبان جواب می دهد ..


بیشتر بخوانید
تمام حقوق مربوط به پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق علیه السلام می باشد
    پژوهشگاه امام صادق (ع)