فاطمه زهرا (س)؛ الگویی برای همه زمانها
وقتی گفته میشود حضرت فاطمه (س) «انسان کامل» است، این تعبیر چه معنایی دارد ؟
پاسخ:
برای فهم این موضوع باید زندگی حضرت فاطمه (س) را تنها به عنوان یک روایت تاریخی نگاه نکنیم، بلکه به ابعاد شخصیتی و شیوه زیست او توجه کنیم.
شخصیت آن حضرت در ارتباط با خداوند و در برخورد با انسانها شکل گرفت و در همین عرصهها جلوه یافت. مرور برخی از این ابعاد میتواند نشان دهد چرا از فاطمه (س) به عنوان الگویی برای همه زمانها یاد میشود.
۱. مقام علمی
معصومان از جمله حضرت فاطمه (س) دانش خود را از سرچشمه وحى فرا مى گرفتند. او از محضر پدر به عنوان بهترين معلّم بهره ها برد و درسهاى عملى فراوانى از مكتب همسرش آموخت.
علوم و اسرارى كه رسول خدا (ص) براى او باز مى گفت، على (ع) مى نوشت و فاطمه آنها را در مُصْحَف خود گرد مى آورد.
به گفته اميرمؤمنان (ع) علم گذشتگان و آيندگان در صحيفه فاطميّه آمده است. اين مصحف هم اكنون نزد امام زمان (ع) است..[1]
امام خمینی (ره) نیز درباره این مصحف مینویسد:
« ما مفتخريم كه …. صحيفه فاطميّه كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالى به زهراى مرضيّه (س) است، از ما است.»[2]
به نقل عمار، روزى اميرمؤمنان (ع) به خانه آمد. فاطمه (س) گفت:
«يا على! بيا نزديك تا از حوادث گذشته و آينده برايت سخن بگويم.» على (ع) كه از سخن فاطمه (س) تعجب كرده بود، خدمت پيامبر (ص) رسيد.
رسول خدا (ص) آغاز به سخن كرد و فرمود: «گويا فاطمه (س) به شما چنين و چنان گفته است و بدين جهت نزد من آمدهاى.
نور فاطمه (س) نيز از سنخ نور ما است. على (ع) با شنيدن اين سخن به سجده افتاد و خدا را سپاس گفت.»
على (ع) نزد فاطمه (س) بازگشت. فاطمه (س) گفت و گوى على (ع) با پيامبر (ص) را نقل كرد و فرمود:
«خدا نور مرا آفريد و خدا را تسبيح مى گفت، سپس آن را در درختى بهشتى به وديعت نهاد. پدرم چون وارد بهشت شد مأمور شد از ميوه آن درخت بخورد و بدين وسيله نور من به صلب او منتقل گشت و از صلب او به رحم مادرم وارد شد.
يا على! من از آن نورم و حوادث گذشته و آينده را به آن نور مىيابم. يا على! مؤمن با نور خدا مى بيند.»[3]
2. مقام معنوی
مقام معنوی حضرت فاطمه (س) به اندازه ای بلند توصیف شده که بیان کامل آن در قالب الفاظ دشوار است.
امام خمینی (ره) نیز درباره جایگاه معنوی حضرت زهرا (س) چنین بیان میکند:
او حركت معنوى خود را با قدرت الهى، با دست غيبى و با تربيت رسول اللَّه (ص) شروع وتمامى مراحل معنوى را طى كرده است تا به مرتب هاى رسيده كه دست همه از او كوتاه گشته است. [5]
حديث شريف طولانى كه در تفسير برهان از كافى شريف نقل شده و در آن حديث است كه نصرانى گفت به حضرت موسى بن جعفر (ع) كه تفسير باطن «حم وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ. (دخان: 1- 4)» چيست؟
فرمود: اما «حم» محمد (ص) و اما «كتاب مبين» اميرالمؤمنين على (ع) است و اما «الليلة» فاطمه (س) است.[6]
3. دو فضیلت برجسته
در میان فضائل فراوان حضرت زهرا (س)، دو ویژگی در روایات بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفته است.
الف) «محدَّثه» بودن
از القاب حضرت فاطمه (س) «محدَّثه» است؛ یعنی کسی که فرشتگان با او سخن میگویند.
در برخی روایات آمده است که پس از رحلت پیامبر (ص)، جبرئیل بر حضرت فاطمه (س) نازل میشد و ضمن تسلّی دادن به ایشان، مطالبی درباره حوادث آینده بیان میکرد و امیرالمؤمنین (ع) آنها را مینوشت. مجموعه این مطالب در روایات با عنوان «مصحف فاطمه» یاد شده است.
امام خمينى (ره) پس از نقل اين موضوع به استناد روايتى معتبر از امام صادق (ع) در كافى[7] مى افزايد:
ظاهر روايت اين است كه در اين 75 روز، مراودهاى بوده است؛ يعنى رفت و آمد جبرئيل زياد بوده است.
گمان ندارم كه غير از طبقه اول از انبياى عظام درباره كسى اين طور وارد شده باشد كه در ظرف 75 روز جبرئيل امين چنين رفت و آمدى داشته باشد …
من اين شرافت و فضيلت را از همه فضائل عظيمى كه براى حضرت زهرا (س) ذكر كرده اند بالاتر مى دانم؛ فضيلتى كه براى غير انبيا، آن هم نه همه انبيا بلكه براى طبقه بالاى انبيا و بعضى از اوليايى كه در رتبه آنها مى باشند.
براى كس ديگرى حاصل نشده است و با اين كيفيت كه جبرئيل در طول هفتاد و چند روز مراوده داشته باشد، براى هيچ كس تا كنون واقع نشده است. اين فضيلت، از مختصّات حضرت صدّيقه (س) است.[8]
ب) مظهر رضایت و خشم الهی
از مشهورترین سخنان پیامبر(ص) درباره حضرت فاطمه(س) این حدیث است: «إِنَّ اللَّهَ لَيَغْضَبُ لِغَضَبِ فاطِمَةَ وَ يَرْضى لِرِضاها[9] خداوند با خشم فاطمه خشمگین میشود و با رضایت او راضی میگردد».
این سخن نشاندهنده جایگاه بسیار بلند معنوی آن حضرت است؛ به این معنا که رفتار و موضع او کاملاً در مسیر رضای الهی قرار دارد و رضایت و نارضایتی او با رضایت و نارضایتی خداوند هماهنگ است.
4. منزلت خانوادگی و محیط تربیتی
حضرت فاطمه (س) در خانه وحی متولد شد؛ خانهای که محل نزول آیات قرآن و رفتوآمد فرشتگان بود. پدر او پیامبر اسلام (ص) و مادرش خدیجه (س) بود. در وصف ایشان گفته اند:
«كانَتْ خَديجَةُ اوْسَطُ نِساءِ الْقُرَيْشِ نَسَباً وَ اعْظَمُهُمْ شَرَفاً و اكْثَرُهُمْ مالًا وَ كانَتْ تُدْعى فِي الْجاهِليَّةِ بِالطَّاهِرَةِ[10]
خديجه از لحاظ نسب در جامعه قريش، معتدلترين و در شرافت، بزرگترين و گرامىترين و از نظر مال و ثروت، ثروتمندترين آنان بود و در دوران جاهليت او را «طاهره» مى خواندند».
بدیهی است که چنین محیطی نقش مهمی در شکلگیری شخصیت فاطمه (س) داشت.
پیامبر اسلام (ص) نیز محبت و توجه ویژهای به دختر خود داشت و در احادیث متعددی از او با تعابیری چون «بَضْعَةٌ مِنّی» یاد کرده است: «إِنَّ فاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنّی وَ أَنا مِنها[11] فاطمه پاره تن من است و من از او هستم».
جمعبندی
با توجه به این ابعاد، حضرت فاطمه زهرا (س) تنها شخصیتی مربوط به گذشته نیست. او نمونهای انسانی است که علم، معنویت، مسئولیتپذیری و ارتباط عمیق با خداوند را در کنار هم جمع کرده است.
از این منظر، ذکر فضائل حضرت فاطمه (س) صرفاً بازگویی تاریخ نیست؛ بلکه معرفی الگویی از کمال انسانی است. الگویی که نشان میدهد انسان میتواند در عین حضور در زندگی اجتماعی و خانوادگی، به بالاترین مراتب معرفت و معنویت نیز دست یابد.
منابع
[1] . محمدبن یعقوب کلینی، اصول كافى، بیروت، دارصعاب و دارالتعارف، 1401 ق ، ج 1، ص 240.
[2] . روح الله خمینی، وصيت نامه سياسى- الهى، تهران، موسسه تنظیم نشر آثار امام خمینی، 1368.
[3] . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، تهران، مکتبه الاسلامیه، 1386، ج 43، ص 8 و حسین عبدالوهاب، عيون المعجزات، قم،
بنت الرسول، 1422 ق، ص 54.
[4] . كَمَلَ مِنَ الرِّجالِ كَثيرٌ وَ لَمْ يَكْمُلْ مِنَ النِّساءِ الَّا ارْبَعٌ: آسِيَةُ بِنْتُ مُزاحِمَ، مَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرانَ، خَديجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدَ وَ فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ.(
عبدالله بن عمر بیضاوی، تفسير بيضاوى، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1408 ق، ج 4، ص 296).
[5] . از پيام امام به مناسبت روز زن در تاريخ 26/ 2/ 1358، روح الله خمینی، صحيفه نور، تهران، مرکز تنظیم و نشر آثار امام خمینی،
1368، ج 6، ص 185.
[6] . روح الله خمینی، آداب الصّلات، تهران، موسسه تنظیم و نشرآثار امام خمینی، 1378، ص 329.
[7] . ر. ك: محمد بن یعقوب کلینی، اصول كافى، همان، ج 1، ص 240؛ ح 2 و ص 458، ح 1.
[8] . روح الله خمینی، صحيفه نور، تهران، مرکز تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1368، ج 19، ص 278.
[9] . محمد بن محمد بغدادی(شیخ مفید)، الامالى، قم، حوزه علمیه قم، 1403 ق، ص 94 و محمد بن علی بن شهرآشوب، مناقب، بیروت، دارالاضواء، 1412 ق، ج 2، ص 90. در روايتى ديگر رسول خدا خطاب به خود فاطمه ( س) مىفرمايد:«يا فاطِمَةُ! انَّ اللَّهَ لَيَغْضَبُ لِغضَبِكِ وَ يَرضى لِرِضاكِ» ( ر. ك: عزیزالله عطاردی قوچانی، مسند فاطمة الزهراء، تهران، عطارد، 1371، ص 355).
[10] . علی ابن ابراهیم بن حلبی، السيرة الحلبية، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1332 ، ج 1، ص 137.
[11] . محمد بن علی ابن بابویه (شیخ صدوق)، علل الشّرايع، قم، مكتبة الداورى، 1385 ق، ص 186.





