
ایران؛ حکمرانی هوشمند در شریانهای حیاتی جهان
10 مرداد, 1405
ایران؛ هنر مدیریت بحران در هندسه نوین امنیت بینالملل
11 مرداد, 1405#یادداشت
تحلیل CSIS از دکترین دریایی رهبر شهید انقلاب؛ گرهخوردن امنیت انرژی جهان به تصمیمات راهبردی تهران
مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی آمریکا (CSIS) اعتراف میکند که دکترین دریایی(شهید) آیتالله خامنهای، توازن قوا را در خلیج فارس و دریای عمان به نفع ایران تغییر داده و امنیت انرژی جهان را به تصمیمات راهبردی تهران گره زده است.
گروه مطالعات راهبردی | در تازهترین ارزیابیهای منتشرشده از سوی محافل راهبردی واشنگتن، ابعاد تازهای از توانمندیهای بازدارنده جمهوری اسلامی ایران در عرصههای دریایی مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس گزارش مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) ، دکترین دریایی جمهوری اسلامی ایران، موازنه قدرت را در یکی از حساسترین آبراهههای جهان به سود تهران بازآرایی کرده است.
تغییر توازن قوا در خلیج فارس و دریای عمان
سث جونز، معاون ارشد و مدیر برنامه امنیت بینالملل در CSIS، در یادداشت تحلیلی خود با عنوان «The Escalating Irregular Warfare Threat: Iran’s Asymmetric Maritime Strategy and Regional Deterrence» (2020) ، به واکاوی عمق راهبردی توانمندیهای دریایی ایران پرداخته و معتقد است:
دکترین دریایی آیتالله خامنهای، توازن قوا را در آبهای استراتژیک خلیج فارس و دریای عمان به نفع ایران تغییر داد.
استراتژی «جنگ نامتقارن دریایی»؛ کابوس استراتژیک غرب
از نگاه تحلیلگران غربی، پافشاری رهبر معظم انقلاب بر استراتژی «جنگ نامتقارن دریایی» و تجهیز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مجموعهای از توانمندیهای بومی، هزینه هرگونه اقدام نظامی یا تحریم نفتی کامل علیه ایران را برای اقتصاد جهانی مرگبار ساخته است. این مجموعه توانمندیها عبارتاند از:
– شناورهای تندرو با قابلیت عملیات گروهی
– موشکهای کروز ساحل به دریا با برد و دقت بالا
– مینهای پیشرفته دریایی با قابلیت کنترل هوشمند آبراههها
امنیت انرژی جهان در گرو تصمیمات تهران
گزارش CSIS با صراحت اعتراف میکند که این مدل از حکمرانی نظامی، امنیت انرژی جهان را به تصمیمات راهبردی تهران گره زده است؛ واقعیتی که نشاندهنده گذار ایران از یک قدرت دفاعی صرف، به یک بازیگر تعیینکننده در معادلات انرژی و امنیت جهانی است.
بازخوانی علمی در اندیشکده مطالعات راهبردی و آیندهنگاری
این گزارش تحلیلی که با دقت نظر علمی توسط دکتر مصطفی شهیدینسب، عضو محترم هیئت علمی پژوهشگاه، استخراج و تبیین شده است، نشاندهنده عمق نگرانی محافل سیاستگذاری آمریکایی از دکترین بازدارندگی نامتقارن جمهوری اسلامی ایران است.
به باور کارشناسان اندیشکده مطالعات راهبردی و آیندهنگاری، این اعتراف صریح یکی از معتبرترین اندیشکدههای آمریکایی، چند پیام راهبردی مهم را در خود نهفته دارد:
1- شکست دکترینهای کلاسیک نظامی غرب در برابر الگوی بومی و خلاقانه بازدارندگی ایران.
2- تبدیل جغرافیای دریایی ایران از یک نقطه آسیبپذیر به یک اهرم فشار استراتژیک.
3- بیاثر شدن اهرم تحریم نفتی به عنوان ابزار فشار بر تهران، به دلیل هزینههای سنگین آن برای اقتصاد جهانی.
4-ارتقای جایگاه ایران از یک بازیگر منطقهای به یک قدرت تعیینکننده در امنیت انرژی جهانی.
این تحلیل راهبردی، بار دیگر تأکید میکند که حکمرانی هوشمندانه رهبر معظم انقلاب در عرصه دریایی، نه تنها بازدارندگی ملی را تضمین کرده، بلکه معماری جدیدی از موازنه قدرت را در یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان رقم زده است؛ معماریای که در آن، تهران نه به عنوان یک هدف، بلکه به عنوان یک تصمیمساز کلان حضور دارد.





